Menu
نویسنده مطلب : لیلا زمان

مطلب مورد بحث:

نگاهی دقیق‌تر به واژه‌ی سرمایه


به نظر من استعدادهای هر شخص داشته  محسوب می شوند و تا زمانی که از حالت بالقوه به بالفعل تبدیل نشوند ،نمی توانند به عنوان سرمایه محسوب شوند.چون به نظر من هر استعداد پرورش یافته ای قدرت رشد و افزودن به خود را در همین مسیر پرورش می یابد.

به عنوان مثال استعداد نوشتن و شعر گقتن با تمرین نوشتن و مطالعه فراوان پرورش می باید و به جایی می رسد که شخص خودش مولد (نویسنده یا شاعر) می شود و کتاب،مقاله و …تولید می کند.

اگر من استعداد نوشتن را به عنوان سرمایه محسوب کنم،به اشتباه خودم را نویسنده یا شاعر می دانم و همین گونه هم خود را به جامعه معرفی می کنم.در این صورت جامعه مورد نظر این استعداد مرا به عنوان سرمایه قلمداد کرده و روی آن حساب می کند.در واقع اشتباه من به اشتباه شناختی جامعه منجر شده و نه تنها مرا دچار توهم کرده است بلکه به ایجاد یک سرمایه کاذب منجر شده است .خطر انجاست که در مواقع نیاز جامعه به استفاده از این سرمایه ،ناگهان با یک منبع خالی مواجه می شود که اجازه هیچ کاری به او را نمی دهد.پس شناخت تفاوت میان داشته و سرمایه هم برای فرد و هم برای جامعه بسیار مهم و حیاتی است.

یک مثال دیگر برای عدم تفاوت میان این دو برای دولتهایی است که شفافیت اطلاعاتی در انها بسیار اندک است.یعنی با تبلیغات دروغین برای خود توهم داشتن سرمایه را ایجاد کرده اند و از پذیرفتن واقعیت درون جامعه سرباز زده اند.و برای همین به ناگاه با واکنشها و تنشها و بحرانهایی مواجه می شوند که آنها را بهت زده کرده و امکان انجام هر راهکار عاقلانه ای را از آنها می گیرد.در واقع می توان گفت انقلابهای تاریخ بر همین بستر عدم شناخت میان داشته و سرمایه شکل گرفته اند.