Menu
نویسنده مطلب : اسفندیار

مطلب مورد بحث:

پاراگراف فارسی: فقط یک بار در زندگی روی میدهد


با سلام، من قویا بر این باورم که:
بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست – از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی
توضیح و باز کردن این مفهوم بحث مفصلی را می طلبد که تا آمادگی درونی بوجود نیامده باشد، پذیرش آن دشوار است. بودا جمله زیبایی دارد که می گوید وقتی که دانشجو آماده است، معلم ظاهر می شود.
به باور من در یک کلام هیچ واقعیتی در خارج از ذهن ما وجود ندارد و همه چیز ساخته و پرداخته ذهن خود ماست. گر چه می دانم که این کامنت به مذاق دوستان و مخصوصا جوانترها اصلا خوش نخواهد آمد، ولی من مایلم هر از گاهی تیری در تاریکی رها کنم شاید تلنگری به ذهن مشتاقی بزند. گر چه با پذیرش سطحی این موضوع، ممکن است ضرباتی به کاخ آرزوهای ما وارد شده و رویاهای زیبای ما آن حالت رازگونه و افسون و فریبندگی خود را از دست بدهند، ولی با درک عمیق این نکته و نهادینه شدن آن در باورهای ما و شکل گیری هیجانات، احساسات و رفتارهای ما بر این اساس، آنگاه است که مفهوم زندگی از نظر ما کاملا دگرگون می شود و همه چیز را طور دیگری می بینیم و این حالتی است که تا تجربه نشود، لذت آن قابل درک نیست.
البته من با این صحبت محمد رضا هم موافقم که در پاسخ به یکی از دوستان در بالا گفته که : ” کدام نگاه درست است؟ کدام نگاه علمی است؟ کدام نگاه سطحی است؟ کدام نگاه عمیق است؟ کدام نگاه روشنفکرانه تر است؟ نمی‌دانیم! فقط می‌توانیم بگوییم کدام نگاه در کدام لحظه مفید است. و نیز به قول آندره ژید، زیبایی گل در زیر سرانگشتان تشریح‌گر، از بین می‌رود و پس از آن، جز گلبرگ‌هایی پژمرده نخواهد ماند.” ولی به باور من درک مورد نظر من از تجربه های بشری نیز حال و هوای خاص خودش را دارد که به نظر من خیلی زیباتر، عمیق تر و انسانی تر است.