Menu
نویسنده مطلب : سینا آقااحمدی

مطلب مورد بحث:

مدل مفید، نه مدل درست؛ مسئله‌ی مدل سازی این است


مدل سیاسی : این که در کشور ما فقط دو حزب وجود داررند خودش یه نوع مدل ست که به نظرم ما برای خودمان ایجاد کردیم تا سر از کار رجال سیاسی درآوریم. وگرنه همه می دانیم که یک سری افراد هستند با طرز فکرهای متفاوت که در هیچ یک از دو مقوله این احزاب نمی گنجند.

مدل اجتماعی: مدل ذهنی که در اکثر ما نهادینه شده، این ست که اکثر مادر ها باید خانه دار باشند و به سایر مادرهایی که خانه دار نیستند به چشم دیگری نگاه می کنیم. که گویی مرتکب خطایی شده که مشفول ست.

مدل اقتصادی: اینکه در ذهن خودمان افرادی را که در حوزه بورس و بانک فعالیت می کنند رو باهوش تر از سایر افراد می دونیم. یک نوع مدل ذذهنی ست که نیاز به بررسی مجدد دارد.

مدل فرهنگی: چند وقتی ست مدلی در ذهن من شکل گرفته که خیال می کنم هر کسی که دانشگاه می رود و به زعم خودش مدرکی در دست دارد باسواد ست، یک نادان به تمام معنا ست. کسی که هرگز کتابی غیر از حیطه دانشگاه نخریده و نخوانده.

مدل علمی: فکر می کنم راجع به خیلی از مردم این مدل صدق کنه. تئوری بیگ بنگ برای خیلی از ما تداعی کننده نوعی مدل محسوب می شود.