Menu
نویسنده مطلب : شاهد اشرفی

مطلب مورد بحث:

اولین شغل و توصیه هایی در مورد آن (فایل صوتی)


تجربه ی من از زیاده روی در اصول شهروندی سازمانی است.

به نظرم دانستن یک نکته در کنار اصول شهروندی سازمانی بسیار ضروریست، ما در یک سازمان قرار نیست اصول شهروندی سازمانی تمام افراد نزدیک خودرا انجام دهیم! یا حتی وظایف یا بخش زیادی از مسئولیت هایی که به واقع می بایست از طرف همکارانمان انجام شود را هم بدون اینکه از ما خواسته شود به دست گرفته و با اشتیاق انجام دهیم. به خاطر دارم بعد از سه سال کار در یک شرکت مهندسی وقتی به دلیل شناخت بیشتر خودم به واسطه تحلیل رفتار متقابل به شرایط کاری خودم در طی سه سال نگاه کردم، چیزی که مشاهده کردم عملا دخالت در حوزه های کاری همکارانم بود که چند نتیجه منفی داشت: بعد از قطع خدمات اضافی من مدیریت مجموعه از انجام نشدن کارها به من گله می کرد (در حالی که من وظایف خودم و اصول شهروندی مربوط به خودم را به درستی انجام می دادم!)، همکارانم در تیم مقابل من حضور داشتند نه در کنار من و مدیر بالا دستی من تصور می کرد در طی این سه سال به واسطه مدیریت خوب وی واحد ما کارها را به درستی پیش برده در حالی که من با اشتیاق و به مرو ر بخش زیادی از مسولییت های سه نفر از همکارانم (از جمله مدیرم) را به عهده گرفته بودم و سعی می کردم به بهترین نحو آن کارها را انجام دهم.

فکر می کنم اگر من در ورود به حوزه های کاری همکارانم دقت بیشتری می کردم و یا حتی اگر می دیدم من بهتر از همکارم مسئولیتی که به عهده وی هست را انجام می دهم می بایست در یک قالب رفتاری متفاوت عمل می کردم. شاید با مطرح کردن این موضوع با مدیرم به طوری که زیراب زنی هم محسوب نشود یا حتی پیشنهاد به مدیریت مجموعه در کنار درخواست ارتقاء وضعیت شغلی ام می توانست تا حد زیادی تنش ها ی شغلی و احساس بدی که از عملکرد خودم بعد از سه سال داشتم را کم کند. در کنار اینها؛ آن زمان تصورم این بود که تمام کارهای پررنگ و مثبت واحدی که در آن کار می کردم می بایست از طریق من صورت بگیرد در حالی که امروز به تقویت استعداد و مهارت هایم فکر می کنم و در این شرایط  وقت زیادی برای دخالت در حوزه های مسئولیتی دیگران باقی نمی ماند. به نطر من اصول نظم شخصی هم می تواند کمک زیادی به کنترل زیاده روی در اصول شهروندی سازمانی بکند.