Menu
نویسنده مطلب : فاطمه طاهریان

مطلب مورد بحث:

ریشه های حس خجالت و کمرویی در جمع


وقتی متن رو می خوندم گفتم ” خدایا الان تمرین اینکه بیایم اینجا و بگیم خجالتی هستیم یا نه ” و کمی مضطرب شدم،  خجالتی بودن میتونه کوچکترین چیزها رم آزار دهنده کنه، بخصوص اگر به صورت وسواسی روی کارهات نظارت داشته باشی.

به تازگی احساس میکردم در جمع بودن یا در ارائه ی کارهام با وجود تمام تلاشی که برای بهتر بودن میکنم چیزی مثل ترمز عمل میکنه اما متوجه نمیشدم ایراد کار کجاست، تابه حال حتی کسی مراخجالتی خطاب نکرده بود تا بتونم به این موضوع مشکوک بشم، به نظرم این به سادگی میتونه نشون بده که من جز کسانی هستم که “نظارت بیش از حد بر خود هنگام حضور در جمع” آنهم از نوع درونی دارم چون کسی ( حتی خودم) متوجه خجالتی بودنم نشده ، اونرو با درونگرا بودن اشتباه گرفته بودم و به فشارهای روانی که موقع در جمع بودن تجربه میکردم، تقریبا عادت کرده بودم!

پ.ن .نوشتن اینگونه نظرات و اعتراف ها برای من ای که با توجه به آزمون با قدرت در دسته ی خجالتی ها قرار میگیرم کار ساده ای نیست. تنها امید به تغییر که باعث میشه اینکار رو انجام بدم. اینها را گفتم تا دوستانیکه در دسته خجالتی ها قرار گرفتند هم کامنت بزارند.