Menu
نویسنده مطلب : مريم پاشا

مطلب مورد بحث:

آیا در تصمیم گیری‌ها به "شادی" توجه می‌کنیم؟


من یاد اون مثال افتادم که میگه وقتی جوونی پول نداری اما توانش و داری وقتی پیر میشی پولشو داری و دیگه نه توانش و داری نه اون انگیزه رو. به نظر من حتی تو کوچیکترین تصمیما هم میشه به شادی توجه کرد. من میخواستم ی کتابی و ترجمه کنم، واقعا حجمش زیاد بود و من سر دوراهی که ایا تو این ددلاین مشخص شده کتاب و میتونم برسونم؟ اگه وقت بذارم غیر از اسمم که میره روی جلد و پولی که دریافت میکنم چی عایدم میشه؟ شاید اون موقع متوجه نبودم اما الان که این درس و مطالعه کردم دیدم چون من ذاتا ادم خوش گذرونی هستم به این چیزا توجه میکنم. خب هم اینکه اسمت بره رو کتاب هم اینکه پول بهت بدن شاد کننده است اما خب قاعدتا فقط ی مدت کوتاهی و بعد همون بحث عادت پیش میاد و دیگه ذهنمون و درگیر نمیکنه که شادی تولید کنه اما ی چیز دیگه هم بود اونم این بود که کتاب تجدید چاپ میشه و باز من ی سهمی ازش خواهم داشت و برایند این افکار باعث شد من ترجمش کنم و خدا روشکر کتاب سال هم شد و ی شادی خیلی بزرگ دیگه هم بهم رسید. یا مثلا من ترجیح میدم برم ی جایی که برفیه بشینم تو ویلا کنار شومینه کتاب بخونم تا اینکه برف بازی کنم بنابرین من دیزین ی روزه رو که قراره فقط برف بازی کنیم نمیرم که چون حساب کتابی که من از میزان لذتی که برام میاره دارم ناشادیش (سرد بودن، خیس شدن و ..) بیشتره و من اگاهانه تصمیم میگیرم نرم. اما مثلا تو فصل بهار میرم کوه چون همه چی انقد قشنگه و هوا انقد خوبه که اون میزان شادی و که میخوام و بهم میده حالا میخواد وسطش بارونم بیاد. حالا که این مطلب اگاهانه شده واسم بیشتر میتونم ازین به بعد تو تصمیماتم به شادی همون لحظه چند روز بعد و چن هفته بعدش بیشتر فکر کنم و این و تو تصمیم گیریام لحاظ کنم. واقعا درس خوبی بود