Menu
نویسنده مطلب : مهرداد عباسی

مطلب مورد بحث:

تصمیم گیری درست الزاماً به نتیجه مطلوب منتهی نمی‌شود


یکی از همسایه های ما (که یک شرکت تجاری بود) از روی علاقه (و از سر بیکاری!) تعدادی کفتر در بالکون شرکت نگهداری می کرد. این فرد اصول این کار را بلد نبود (به زبان ساده کفترباز نبود! )
یه بار دو از این کفترها تو حیاط ما فرود آمدند و ما هم این موضوع رو به این فرد اطلاع دادیم که کفترها را بیاید و ببرد.
(این آقا یه چیزی شنیده بود که باید بال کفترها رو کوتاه کنه تا نتونن از بالکن فرار کنند اما باز کفترها می پریدند پایین! )
این اتفاق برای بار دوم هم افتاد.
برای سومین بار یکی دیگه از کفترها تو حیاط ما فرود اومده بود و گربه ها هم شکارش کردن و افسوس خوردیم که چرا کفترها رو به صاحبش برگردوندیم.
ما فرآیند تصمیم گیری رو درست طی کردیم و کفترها رو به صاحبش برگردوندیم ولی نتیجه مطلوب رو نگرفتیم. مثلا گزینه بهتر این بود که کفترها رو به امامزاده صالح یا همچنین جایی تحویل بدیم تا به همچین فرد بی مسئولیتی و ناکاربلدی!