Menu
نویسنده مطلب : مهدی عطار

مطلب مورد بحث:

پنج سطح آشنایی با فرصت‌ها و ابزارهای دیجیتال


من با مثال خانه‌های هوشمند (Smart Homes) سعی می‌کنم مفهوم این درس را به شیوه‌ای بازگو کنم:

سطح اول– با کسب اطلاعات اولیه درباره‌ی وجود چنین تکنولوژی می‌توان جذب چنین ایده‌ای شد. اینکه در خانه‌های مدرن چه می‌گذرد و اینکه تکنولوژی قرار است چگونه به کمک رفاه زندگی‌مان بیاید. این اطلاعات می‌تواند با دیدن یک کلیپ تبلیغاتی باشد یا یک مستند آموزشی.  این دست اطلاعات غالبا از جنس دانش عوام است و خیلی جزئیات فنی را شامل نمی‌شود.

سطح دوم -ممکن است در شرکتی یا فروشگاهی این قابلیت‌ها را برویم و از نزدیک امتحان کنیم (به صورت آزمایشی) این لمس از نزدیک حسی واقعی از آن‌چه تصور می‌کرده ایم به ما می‌دهد. مثلا اینکه با فشار دکمه پرده باز و بسته می‌شود یا اینکه با در دست داشتن صفحه‌ای لمسی می‌توان قادر بود دمای محیط، شدت نور، رنگ نور را تنظیم کرد. این تجربه می‌تواند نسخه‌ای trial از یک قابلیت premium برایمان باشد.

 سطح سوم– ممکن است این تجربه‌ی دسترسی ما را متقاعد کند به اینکه در ساخت واحد مسکونی یا تغییرات دفتر کارمان این قابلیت را خریداری و اجرا کنیم و مورد استفاده قرار دهیم.

سطح چهارم– بعد از مدتی استفاده از این تکنولوژی خریداری شده با نقاط ضعف آن آشنا می‌شویم و پیشنهاداتی برای بهتر شدن سرویس در ذهنمان شکل می‌گیرد. مثلا اینکه چطور با استفاده از این تکنولوژی می‌شود در کاهش هزینه‌های انرژی ساختمان صرفه‌جویی کرد. در واقع ممکن است بفهمیم در صورت وجود سنسورهایی خاص می‌توان عملکردی بهتر گرفت. اشکالات عملکردی سیستم را به مرور زمان متوجه خواهیم شد و ممکن است بتوانیم راه حل هم پیشنهاد بدهیم

سطح پنجم– برآمده از سطح چهارم می‌توانیم پیشنهاداتمان در زمینه‌ی بهبود عملکرد و نوآوری به مرحله‌ی اجرا در بیاوریم و از این بابت خلق ارزش کنیم. از طرف دیگر ممکن است حتی صرفا با دانستن زمینه‌ای دیگر از یک دانش(به عنوان مثال یادگیری ماشین) و بدون طی کردن مرحله‌ی قبلی بتوانیم خلق ارزش داشته باشیم. برای مثال اینکه با شناسایی رفتار ساکنین و عادتهایشان طوری سیستم را آموزش بدهیم و هوشمندسازی بکنیم که هنگامی که در نقاط مختلف خانه نیستیم سیستم تهویه مطبوع را به طور اتوماتیک قبل از حضور ما روشن کند(با توجه به الگوهای رفتاری که غالبا بر آمده از عادت انسان هاست)