Menu
نویسنده مطلب : بهروزمحبی

مطلب مورد بحث:

نکته هایی در مورد موفقیت که کمتر به ما می‌گویند


چون فعلا به موفقیتی که مدنظرم هست نرسیدم سوالهایم احتمالا متفاوت با بقیه دوستان خواهد بود ؛
آیا این موقعیت فعلی ارزش کنار گذاشتن دانشگاهت را داشت ؟
آیا تلاش کافی نکردن برای ایده ای که حتی یکی از کارآفرینان بنام کشور تأیید کردند بعدها حسرت و حقارت برایت به ارمغان نخواهد آورد ؟
آیا تو همانی نبودی که همیشه دائیه ی رابطه با افراد ، بدون در نظر گرفتن مقام یا مالشان را داشتی اما اکنون که دختری که حتی با داشتن خواستگارانی از بهترین دانشگاههای پایتخت و با مشاغلی عالی ، روی به تو آورده و انتظارش از تو از حداقل های یک دختر دم بخت هست ارزش چندساعت کار بیشتر ، کنار گذاشتن خجالتو دلایل مسخره ای که جملگی از سر عجزو زبونیست ندارد ؟

آیا نمیدانی که ایشون تمام احساساتش نه از سر حقارت یا احساسات سرکوبشده اش نیست و همگی بخاطر شناختیه که از تو دارد و تمامش به تویی که اکثرأ بدنبال اثبات صحبتها هستی اثبات شده است ؟

آیا لذت بودن در کنار کسی که هم بلحاظ فکری هم رفتاری هم هم زبونی و هم سبک زندگی شناخت بالایی بهش داری ارزش یمدت تلاش بیوقفه ، حتی نخوابیدن ، و از همه مهمتر “””کنده شدن از وضعیت راحتی که هستی “””را نداره تا اینکه راه بیفتی دنبال هم کفوت بگردی و مدت زیادی را صرف این شناختی که الان ازش حرف میزنی بکنی ؟

واقعا با خودت فکر کردی این آیا ها چه جوابی میتونه داشته باشه ؟