Menu
نویسنده مطلب : شهرزاد

مطلب مورد بحث:

مت ریدلی - آیا انسان روزهای بهتری پیش رو دارد؟ (بخش سوم)


چقدر این جور بحث های چند نفره که به تدریج با نقطه نظرات هر کدوم از آنها آشنا میشیم، جذاب و خواندنی و آموزنده هست. ممنون از متمم.

خیلی منتظر و مشتاق خوندن حرفهای نفر چهارم، یعنی ملکوم گلدول هم هستم.

برداشت و تحلیل شخصی من (که لزوماً نمیتونه درست باشه) اینه که: در این نقطه، با خوندن حرفهای نفر سوم، یعنی مت ریدلی، با اینکه برای حرفهای او و شاخص هایی که ارائه میکنه (مانند استیون پینکر) احترام زیادی قائلم، و معتقدم که واقعاً بسیاری از این شاخص ها درست هستند و زندگی بشر نسبت به گذشته در جهات بسیاری بهبود داشته و این روند ادامه هم خواهد داشت، اما باز فکر می کنم این نوع خوش بینی و تعمیم آن به کل زندگی – به قول خود او بر اساس شاخص ها و تحلیل های منطقی – میتونه به قول آلن دوباتن، کمی ساده انگارانه باشه.

به نظر من، مثل این میمونه که مثلاً من به یک انسان در حال رشد بگم ببین تو قدت از فلان تاریخ تا الان اینقدر افزایش پیدا کرده، وزنت هم اینقدر، پوستت هم به این میزان بهتر شده، موهات هم به این اندازه پرپشت تر شده و … تو الان وضعیت بهتری در زندگیت داری و بر این اساس، زندگیت در آینده هم رو به بهبود هست.

خوب به نظر من، این موضوعات میتونن روند طبیعی زندگی بشر باشن. ضمن اینکه مسائل غیرمنتظره ای رو هم در این راه، میتونن به همراه این روند طبیعی، تجربه کنند.

رشد و پیشرفت تکنولوژی و تبعاتش هم به نظر من، میتونه یک روند طبیعی باشه و به گمان من، که اگر جز این باشه، تعجب آوره. مگر میشود که انسان بعد از اینهمه سالیان سال، در هر برهه ای از تاریخ، فقط درجا بزنه و هیچ حرکت و رشد رو به جلویی نداشته باشه.

نکته ی دیگری هم که برام جالب بود اینکه او در جایی بیان میکنه:

“مشکلاتی که جنس آنها بیشتر از وفور است تا کمیابی.”

خوب، به هر حال او اذعان داره که مشکلات هست و به طور کامل از بین نخواهد رفت. حالا چه فرقی میکنه این مشکلات، از وفور باشه یا از کمیابی.

من هم خیلی دلم میخواد بتونم با استناد به این شاخص های آماری و کمی، نسبت به مقایسه ی حال با گذشته و نیز اندیشیدن به آینده ی پیش رو، بسیار خوش بین باشم.

اما وقتی به بهانه ها و اشکال مختلف، می بینم که مغز و ذهن و تفکر و احساسات و تمایلات و … انسانها بعد از گذشت هزاران هزار سال، هنوز نتونسته اون تکامل و رشد لازم و قابل انتظار رو در جهات مختلف زندگی پیدا کنه – وقتی هنوز بیماریهای واگیری که مدتها گمان میشد ریشه کن شده، مثل مالاریا (به عنوان مثال، تازگی در یمن) باز شیوع پیدا میکنه – این نوآوری و ایده های جدید که مت ریدلی بهش اشاره میکنه در خشونت ها و جنگها و آزار و اذیت به انسان های دیگر هم خودش رو نشون میده (همونطور که امروزه هم از طرف گروههای مختلف، در نقاط مختلف دنیا شاهدش هستیم) –  بیماریهایی مثل تب کریمه کنگو، به طور غیرمنتظره ای باز به سراغ آدمها میاد و … :

باعث میشه کمی توقف میکنم و این خوش بینی ها نسبت به آینده ی پیش روی انسان، حالم رو آنچنان که باید، بهتر نکنه و برای خوندن حرفهای ملکوم گلدول بسیار مشتاق تر باشم تا ببینم حالا او از چه منظری به این موضوع نگاه خواهد کرد.

پی نوشت:

چقدر زیبا گفت، مت هیگ:

زندگی سخت است.
زندگی زیباست. شگفت انگیز است.
اما سخت هم هست.

و به گمان من این میتونه یه واقعیت باشه.
و اینکه آینده ی زندگی انسان رو بر خلاف زیبا و شگفت انگیز بودن زندگی، اما به علت پیچیده بودن، و همچنین آبستنِ مسائل جدید و غیر قابل انتظار یا غیر قابل پیش بینی بودن زندگی در هر زمانی؛ در کل به سختی میتونم به شکل بسیار چشمگیر و  قابل توجهی و به طرز بسیار دلگرم کننده ای، بهتر و سهل تر از حال و گذشته ببینم.