Menu
نویسنده مطلب : محمد نصیری

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس تفکر سیستمی


برای من که تازه چند روزه دارم تفکر سیستمی میخونم و احساس میکنم مشکل هایی که در زندگی و کارم دارم ناشی از نداشتن همین تفکر سیستمی هست (حسی که البته به یقین تبدیل نشده چون فکر میکنم در کنار تفکر سیستمی خیلی چیزهای دیگر وجود داره که من نه تنها اونهارو بلد نستم بلکه حتی اسم و وجود اونها هم در ذهن من وجود خارجی نداره ) خیلی سخته که یخوام چنین پروژه ای رو انجام بدم اما خوب با خودم قرار کردم بدون ترس تا اونجایی که فهمیدم بنویسم همین.

 

فکر کنم در این سیستم دانش آموزان و دانشی که میخواد بهشون منتقل بشه و همینطور اون تسهیل کننده هایی که قراره در انتقال این دانش و ایجاد جرقه های ذهنی نقش بازی کنن و همینطور خانواده های بچه ها نقش خیلی کلیدی تری دارن که میتونم یه کم روی اونها فکر کنم و بنویسم واستون.

فضای کلاس ها و اون تجیهزاتی که استفاده میشه میتونه معلم محور نباشه یعنی کلاسها طوری چیده بشه که همه بچه ها و اون معلم جایگاه یکسانی داشته باشن و در میان بچه ها باشه که بچه ها بدونن قراره همه با هم فکر کنن حرف بزنن و یاد بگیرن و اینکه هم الان دارم به این فکر میکنم که میتونیم یک سری مهارت اولیه مثل خواندن و نوشتن و جمع و ضرب اولیه رو به داشن آموزان آموزش بدیم و بیش از اون در اون حوزه ها وارد نشیم.

معلم که میتونیم تسهیل کننده صداش کنیم هم میتونه به جای اینکه یک نفر باشه چندین نفر کاملا آموزش دیده و متعقد به تفکر سیستمی باشن و اینکه کامل آگاه باشن که هر کدامشون چه تاثیر مهمی دارن و اگر یکی از اونها که از اعضای این سیستم هستن کارشون رو خوب در راستای اون هدفی که سیستم داره پیش نبرن کل سیستم متضزر بشه.

به نظرم باید ساعت هایی رو هم برای آموزش والدین خرج کنیم و تسهیل کننده ها هم همانند بچه ها به والدین هم آموزش بدن اما از اونجایی که والدین شاغل هستن و درگیری و زندگی های خودشون رو دارن میتونیم از تکنولوژی کمک بگیریم فیلم کلاسها رو بهشون برسونیم و محتواهایی رو آماده کنیم و در اختیارشون قرار بدیم و سیستمی داشته باشیم که در مقطعی از دروس هر دانش آموز باید از دانش پدر مادرش هم کمک بگیره و اگر نتونسته بود استفاده کنه نه داشن آموز متوجه بشه و نه خانواده بلکه به سیستم به دنبال جایگزین هایی باشه جهت اینکه خانواده در این بحث ها شروع به مشارکت کنه.

به جای مبصر و مسئول نظم و انظباط به نظرم میتونیم با خود بچه ها صحبت کنیم که در تایم های استراحت دوست دارن چه کارهایی کنن و بعد به اونها آموزش بدیم که در غالب یک سیستم میتونن کنار همدیگه تایم های خوب و سازنده ای رو داشته باشن.

شاید ببد نباشه کل مدرسه ما هیج کادر ثابتی نداشته باشه یعنی نه مدیر داشته باشه نه ناظم نه بابای مدرسه نه نظافتچی بلکه این تسهیل کننده ها که اونجا رو میچرخونن و تک تک دانش آموزشن به صورت مقطعی کنار یک نفر مسئول یه کار میشم تا به خوبی با جزییات و جوانب بخش های مختلف و جامع نگری آشنا بشن به عنوان مثال در هفته اول کلاس ۶ ام مسئول امور مدیریتی میشن و کلاس ۵ ام مسئول تردد دانش آموزان و انتقال محتواهای آموزشی به والدین و کلاس ۴ ام مسئول آموزش های خودمانی تر به کلاس اولی ها و کلاس ۳ ام مسئول نظافت و بهداشت و کلاس دوم مسئول بخش دگیر و در هفته های بعدی این نقش ها جا به جا بشه و اینکه و مدام این چرخه وجود داشته باشه و دانش آموزان هم در یک سیستم چیزهایی که اونجا دیدن رو به اشتراک بزارن تا دیگری نکته دیگری رو ببینه.

به نظرم میشه مستند های خیلی خوب تهیه کرد و براشون پخش رد مستند هایی که بی نظیر هسن و مقدار کوچکی از عالم هستی  سیارات و حیات وحش که میتونه جزهای مختلف یک سیستم رو بهشون نمایش بده.

نمیدونم چقدر فهمیدم اما ممنونم ازتون که دارین مارو راهنمایی میکنید.