Menu
نویسنده مطلب : آرام آخوندی

مطلب مورد بحث:

درباره تناسب شاخه و ریشه


سلام و ممنون بابت  پاراگراف منتخب…

البته اولش گیج بودم که غیر از مطرح کردن تعادل و تناسب، چه ربطی داره بین شاخه و ریشه برقرار میکنه. راستش با تقلب و خوندن کامنت خوب خودتون برام روشن شد.

در مورد مثال ریشه بدون شاخه میشه به علم آموزی زیاد ولی غیرکاربردی اشاره کرد، وقتی به عمل درنیاد و چیزی رو در ذهن یا محیط ما بهتر نکنه. هدر دادن منابع و زحمت بیهوده هست. که در واقع میشه مضر…

برعکس برای شاخه های بی ریشه مدارک تحصیلی بدون دانش و صلاحیت و یا موقعیتهای شغلی و احراز سمتهای بدون شایستگی رو میشه اشاره کرد. زندانی ست برای روان خود فرد که خودش میدونه لیاقت کافی نداره  و زندانی برای حقوق دیگران که داره تباهشون میکنه.

در حیطه رابطه شخصی ریشه دار بودن محبت طرفین ( که آگاهانه و نه هیجانی ست)  رابطه رو از خیلی از آسیبها حفظ میکنه و رفتارها و حمایتهای خوب طرفین (شاخه ها)  به  نشون دادن ثمره ی رابطه به طرفین پرداخته  و رابطه رو تقویت میکنه. اگر ریشه نباشه رابطه روی هواست که با هر تلاطمی ویران میشه. اگه شاخه ها نباشن و طرفین برای هم کار موثری نکنند میشه قصه ی عشقهای اساطیری که وجودشون در عالم داستان باورپذیره. این اتفاق بعد از مدتی دربرخی زندگیها مشاهده میشه که حتی باور سالهای قبلشون رونسبت بهم و به رابطه  براشون زیر سوال میبره. در حالیکه اون سالها واقعا خوب بوده اما غافل شدن از نیازهای ارتباطی هم تدریجا تونسته نگاه اون دو رو به رابطه شون منفی کنه طوریکه حتی دیگه ریشه رو هم نفی میکنند و به دشمنی هم برمیخیزند.