Menu
نویسنده مطلب : بهمن

مطلب مورد بحث:

به چه چیزی کسب و کار می‌گوییم؟ (تفاوت فرصت طلبی و ایجاد ارزش واقعی)


همانطور که همه میدانیم ماهیت در سهایی مثل ارزش آفرینی  و مدل ذهنی و تفکر سیستمی بیشتر از جنس حکمت میباشد و سخنان حکیمانه در فرهنگ ما که از سوی اندیشمندان قرون گذشته و حال گفته شده کم نیستند ولی شنیدن چنین محتواهایی از زبان اندیشمندان غربی بیشتر به مذاقمان می چسبد!!! چرا؟!!، نمی دانم …. اینجا جا دارد یادی از شعر مثنوی مولوی کنم که میگفت:
هرکس از ظن خود شد یار من                   از درون من نجست اسرار من
مفهوم “ارزش و بهبود کیفیت زندگی” یک مفهوم مطلق نیست و یک مفهوم ادراکی است و منشاء آن شناخت و جهان بینی انسانها (مسئله تربیتی )است و در فرهنگهای مختلف فرق میکند طوریکه در کشور چین در مراسم سوگواری، بازمانده ها لباس سفید میپوشند در حالیکه در فرهنگ ما برخلاف آنها از لباس مشکی استفاده می شود.
برای تربیت انسانها زمان طولانی (افق زمانی) لازم است و مواردی چون ژنتیک و خانواده و محیط و فرهنگ در تربیت آنها نقش عمیقی را ایفا میکنند طوریکه حتی واژه های استفاده شده در زبان جامعه ای میتواند تاثیر زیادی در ایجاد اعتقادات و باورهای آنها داشته باشد مثلا در فیلیپین در زبان قبیله ای به نام ” تاسادی ” کلمه ای به نام “نفرت” و “جنگ” وجود ندارد.
با چنین مقدمه ای شاید بتوان گفت که تعریف ارزش در هر جوامعی با توجه به فرهنگ و باورها و اعتقادات آنها تفسیر و درک متفاوتی دارد ، پس برای ایجاد کسب و کار و کارآفرینی و ارزش آفرینی پایدار  به معنای واقعی که موجب رشد و تعالی ملتی میشود حفظ فرهنگ اصیل و شناخت ارزشهای واقعی و به موازات آن  زوددن افکار و اندیشه های تضعیف کننده و منفی که در طول سالیان زیاد توسط افراد فرصت طلب و عوام فریب به کمک رسانه ها ی مختلف به واسطه کلمات و دیگر محتواها وارد آن شده اند ، الزامی و حیاتی است ( افراد فرصت طلب زیادی همچون هیتلر و صدام در طول تاریخ از طریق  کلمات ملتی محروم را تحت انقیاد گروهی اندک در آورده اند و موجب از بین رفتن کیفیت زندگی انسانهای بیشماری در جهان شده اند).
مواظب ضد ارزشهایی که به نام ارزش وارد افکار و اندیشه و فرهنگمان توسط افراد فرصت طلب میشود باشیم و در یاد و خاطرمان باشد که (به قول نویسنده آمریکایی جوزف وود کروچ Joseph Wood Krutch ):
” هر زمان که ارزشی به دنیا می آید ، هستی معنایی تازه می یابد ، و چون ارزشی می میرد ، بخشی از آن معنا می میرد”
لذا باید برای ارزش آفرینی واقعی و ایجاد کسب و کار و کارآفرینی با مفهوم” بهبود کیفیت زندگی خود و دیگران “، اقدامات زیر ساختی در سطح ملی و سازمانی و فردی انجام پذیرد که شاید مهمترین و اساسی ترین آن، فرهنگ سازی هر ملتی با تکیه بر اصول سازنده فرهنگ و سنن گذشته آنها و پاسداری از حریم فرهنگ اصیل خود در قبال عوام فریبی و فرصت طلبی افراد سود جو  برای ترویج مدل ذهنی ارزش آفرین پایدار مفید و اثر بخش باشد. با تشکر از شما دوستان