Menu

نمایش پروفایل

فرزانه قلی پور 2011 روز است که همراه متمم هست.

فرزانه قلی پور
دیدگاه: 6
جمع امتیازات اختصاصی من: 9
جمع امتیازات عمومی من: 0
نام
فرزانه قلی پور
توضیحاتی در مورد من
درباره من و متمم: بعد از گذروندن درس اصول و فنون مذاکره آقای دکتر حیدری در دوره MBA سازمان مدیریت صنعتی، خیلی به دنبال این بودم که به صورت کارگاهی و عملی، این مهارت در من بتونه تقویت بشه، اون روزها می دیدم که یکی از بزرگ ترین مشکلات ما در پیشبرد پروژه های تغییری که علاقمند به انجام انها در شرکتی که کار می کردم، هستیم، نداشتن قدرت متقاعد کردن مدیرعامل صرفا علاقمند به تغییر شرکت به حدی که خودشون هم یکی از عوامل مهم تغییر باشند، است. در پرس و جوهایی که از دوستان درباره وجود چنین دوره ها یا کارگاه هایی و اساتید آنها داشتم، یک روز یکی از هم کلاسی ها، محمدرضا شعبانعلی رو معرفی کردند و از دوره مذاکره پیشرفته ایشون برام گفتن "مذاکره بازی منطق، قدرت و فریب" .... منم خیلی زود برای یکی از دوستام که همکارم هم بود، تعریف کردم و با هم در تابستان 90 در این دوره شرکت کردیم. بماند که اون دوره برای من بیشتر از یک کارگاه تمرین مذاکره، تبدیل شد به گشایش پنجره هایی تازه در مطالبی تازه تر که برای منی که عشق به مطالعه و خواندن داشتم، با توجه به مشغله های بسیار کاری، به نوعی بلای جان تبدیل شد ;) یادمه یه نکته ای که در اون دوره محمدرضا چندین بار بهش اشاره کردند، این بود که کلاس ما با پایان این دوره، پایان پیدا نمی کنه و ما که این روزها، در این ساعتها، به بهانه این کلاس با هم همسفر شده ایم، تا هر زمان که بخواهیم، سفر یادگیری مان ادامه خواهد داشت و تیم ایشون هم با برگزاری گردهمایی هایی یا ارسال خبرنامه ها و ... سعی بر حفظ این فضا خواهند داشت. بعد از پایان دوره مان هم، اتفاقا چند تا از اون گردهمایی ها برگزار شدند و من هم تونستم در چندتایی از اونها شرکت بکنم. اما در واقع روزی که خبر ایجاد متمم به گوشم رسید، اون روزی بود که با تمام وجودم حس کردم که حالا دیگه محمدرضا به قولی که داده بود، واقعا عمل کرد، و چقدر قشنگ عمل کرد، شاید هیچ مدل دیگه ای واقعا نمی شد که اون همه دغدغه و حساسیت در ارائه محتوا در کلاس محمدرضا معلوم بود فقط بخشی ازون حس میشه، اینقدر ارزش آفرین بشه. وقتی در سازمان مدیریت صنعتی MBA می خوندم، کلی منبع اصلی و لینک از اسم ها و عناوین جذابی که به گوشم می خوردند رو هم در بین نوت های کلاس وارد OneNote می کردم تا سر فرصت اصل ماجرا و درست اون رو بدونم، و همیشه آرزو داشتم که در فضای مجازی فارسی، مرجعی معتبر برای مطالعه این مباحث وجود می داشت ... و حالا من خیلی الکی الکی از وجود متمم به خودم! می بالم... شاید به دلیل محقق شدن آرزویم که شما خیلی قشنگ بیانش کرده اید "تولید محتوای اصیل فارسی برای فارسی زبانان سراسر دنیا" شاید به این دلیل که متمم همان قولی است که محمدرضا به من و دوستان من در کلاس ها می داد... و چندین شاید دیگر... پس از اولین زمانی که با دقت بیشتری خبرنامه متمم که برام ارسال شده بود رو خوندم و متوجه شدم، می توان حامی متمم بود، حامی شدم، با اینکه علی رغم میل درونی فرصت نمی کنم اینجا رو به خوبی دنبال کنم و در آفرینش هر روزه اون هم سهمی داشته باشم، اما خیلیییی خوشحالم که هستی "متمم" و خداقوت به محمدرضا و هم تیمی های قطعا بی نظیرش
تحصیلات:
فوق لیسانس
رشته تحصیلی:
فیزیک و MBA و کوچینگ
سمت سازمانی :
Professional Coach & HR Strategist
شهر محل سکونت شما:
تهران