کتابخوانی و توصیه هایی برای آن | چگونه کتابخوان شویم؟

کتابخوانی از جمله مهارتهایی است که همهٔ ما کموبیش به آن نیازمندیم. نمیشود به توسعه فردی علاقه داشته باشیم و برای کتاب و کتابخوانی وقت نگذاریم.
این حرف بدیهی است و همه آن را تأیید میکنیم. در عین حال اگر بخواهیم با خودمان صادق باشیم، میبینیم که معمولاً برای خواندن کتاب چندان شوق و حوصله نداریم. یا لااقل معتقدیم که شوق و حوصلهٔ مطالعه هست، اما وقتی برای آن نیست. در این درس فهرستوار و به زبان ساده اهمیت کتاب و کتابخوانی را شرح میدهیم و سپس به برخی نکات مهم در مورد کتابخوانی میپردازیم.
امیدواریم آنچه در ادامه میآید برای تقویت عادت مطالعه و کتابخوانی در زندگی شما مفید باشد.
چرا کتاب نمیخوانیم؟
شاید این سوال، ساده به نظر برسد. اما سوال بسیار مهمی است که معمولاً از کنارش به سرعت میگذریم.
بسیاری از ما وقتی کاری را انجام نمیدهیم – یا در انجامش سستی میکنیم – به سرعت دنبال کلاس و آموزش و راهکارهای سریع زودبازده میرویم. مثلاً اگر احساس کنیم آنقدر که باید اهل مطالعه نیستیم، به دنبال دوره کتابخوانی و کلاس کتابخوانی و تکنیکهای کتابخوانی میرویم و فکر میکنیم که به زودی تحولی در ما ایجاد خواهد شد و به فردی کتابخوان تبدیل میشویم.
نتیجه را هم پیشاپیش میدانیم: برای مدت کوتاهی رفتارمان تغییر خواهد کرد و برای کتاب خوانی وقت خواهیم گذاشت و پس از آن دوباره به همان وضعیت قبل بازمیگردیم.
پس بهتر است قبل از این نوع کارها و تلاشهای نافرجام، کمی وقت صرف کنید و به سوالی که مطرح کردیم فکر کنید: «چرا کتاب نمی خوانید؟» بعید است مشکل شما ناشی از تردید در ارزش کتاب یا اهمیت کتاب و کتابخوانی باشد. احتمالاً مشکلات سادهتر و اجراییتری وجود دارند که مانع مطالعه میشوند. اجازه بدهید چند مورد از آنها را با هم مرور کنیم (چند لحظه با خود فکر کنید و ببینید اگر بخواهید صرفاً سه یا چهار مورد از این فهرست را به عنوان علل مهمتر انتخاب کنید، کدام را انتخاب خواهید کرد):
(آنقدر که دوست دارم) کتاب نمیخوانم چون…
مطالعه کتابها را آغاز میکنم، اما به پایان نمیبرم. کتابهای بسیاری بوده که خواندن آنها را نیمهکاره رها کردهام.حس میکنم سرعت کتاب خواندن من کم است و وقتی کتابی در دست میگیرم، خوب پیش نمیرود.
مطالعه کردن تمرکز میخواهد و من هنگام مطالعه چندان تمرکز ندارم.
دوست دارم کتابخوان باشم. اما کتابخوانی برایم خستهکننده است و حوصلهای میخواهد که از حد توانم خارج است.
حوصلهٔ متنهای طولانی را ندارم. وگرنه متنهای کوتاه – در حد کپشن اینستاگرام و پستهای تلگرام – را میخوانم.
کتابخوانی کار خوبی است. اما لذتبخش نیست.
تصمیم گرفتهام مطالعه کنم و برای کتابخوانی وقت بگذارم، اما کتاب مناسبی در ذهنم نیست و نمیدانم برای شروع کتابخوانی سراغ چه کتابهایی بروم.
هر یک از نکاتی که در ادامه میآیند، پاسخی به یک یا چند مورد از موارد بالا هستند. اگر بعضی از موارد بالا مسئلهٔ شما هم هست، احتمالاً خواندن ادامهٔ این درس برایتان مفید خواهد بود.
قرار نیست همهٔ کتابها را تا آخر بخوانید
به جای اینکه به خود بگویید «من خواندن بسیاری از کتابها را نیمهکاره رها کردهام» از خود سوال بهتری بپرسید: «چرا باید همهٔ کتابها را تا آخر بخوانم؟»
صدهاهزار عنوان کتاب در جهان وجود دارد که احتمالاً یک کتابخوان حرفه ای از هر هزار عنوانشان، نهصدونودونه عنوان را نمیپسندد. حتی اگر همهٔ کتابهای مربوط به موضوع محبوبتان را هم پیش رویتان قرار دهند، باز هم احتمالاً از هر ده یا بیست عنوان، به زحمت یکی را بپسندید. ضمن اینکه جذاب، مفید و مناسب بودن بسیاری از کتابها را نمیتوان از اسم کتاب یا جلد کتاب یا حتی با خواندن چند صفحه از کتاب تشخیص داد.
بنابراین طبیعیترین کار پس از شروع به مطالعه یک کتاب این است که آن را رها کنید و گوشهای بیندازید و اتفاقاً این غیرطبیعی است که هر کتابی را تا آخر بخوانید. روش کتاب خواندن این نیست که کتابی را باز کنید و از صفحهٔ اول جلو بروید و به خود قول بدهید که تا به صفحهٔ آخر نرسم آن را رها نمیکنم (اصطلاحاً خواندن کتاب از جلد تا جلد یا cover to cover).
واضح است که پس از مدتی که با ناشران، نویسندگان و صاحبنظران مختلف آشنا شدید، میتوانید با خطای کمتری کتابهای مناسب خود را تشخیص دهید. اما در آن زمان هم هنوز تعداد کتابهایی که نیمهکاره رها خواهید کرد، همچنان بسیار بیشتر خواهد بود.
اگر زمانی دیدید که کتابهای رهاشدهٔ کمی دارید و بیشتر کتابهایی را که شروع کردهاید تا آخر خواندهاید، بدانید وضعیتتان نگرانکننده است و به اصول کتاب خواندن بیتوجه بودهاید. در این وضعیت میشود حدس زد که احتمالاً یکی از دو اتفاق زیر افتاده است:
کتابهای غیرمفید و نامناسبی بوده که جرئت نکردهاید خواندنشان را رها کنید و طبعاً چون عمر و فرصت مطالعه محدود است، این به آن معناست فرصت خواندن کتابهای دیگری را، به خاطر نداشتن جسارتِ رها کردن، برای همیشه از دست دادهاید.
حلقهٔ مطالعهٔ شما بسیار کوچک و محدود شده و حاضر نبودهاید از ناحیهٔ امن خود خارج شوید: به سراغ ناشران دیگر، نویسندگان و مترجمان دیگر، موضوعات دیگر و عناوین ناشناخته بروید. طبیعتاً این اتفاق هم برای کسی که در تلاش برای افزایش دانش و گسترش نگرش خود است، یک وضعیت نامطلوب محسوب میشود.
تندخوانی لزوماً مفید و موثر نیست
هر کس اندک علاقهای به کتاب و کتابخوانی داشته باشد، دیر یا زود راهش به کلاسهای تندخوانی و مروّجان تکنیکهای افزایش سرعت مطالعه میافتد. در دوره های تندخوانی انواع تکنیکها را به مخاطب میآموزند تا بتوانند با سرعت بیشتری از روی متنها عبور کنند. در عین حال، ادعا میشود که تکنیک های تندخوانی بههیچوجه روی درک مطلب تأثیر نمیگذارند. یعنی خواننده میتواند سرعت خود را دو یا چند برابر کرده و دقیقاً به همان اندازهٔ قبل، متن را بفهمد و درک کند.
دربارهٔ اثربخشی روشهای تندخوانی پژوهشهای متعددی انجام شده که لازم است در درس جداگانهای به آنها پرداخته شود. اما فعلاً کافی است در همین حد اشاره کنیم که تقریباً همهٔ پژوهشهایی که به اثربخشی تندخوانی پرداختهاند، «توانایی به خاطر سپردن و به یاد آوردن» را سنجیدهاند و نه «درک مطلب» را. ما معمولاً به قصد یادگیری میخوانیم و یادگیری زمانی اثربخش است که بتوانیم آموختههای جدید را به دانستههای قبلی وصل کنیم. کسی که در کتابخوانی شتابزده است، ممکن است با حالوهوای کتاب آشنا شود، اما این به آن معنا نیست که محتوای کتاب را نیز آموخته است.
این که شما یک داستان بخوانید و بعد به خاطر بیاورید که هر کس با چه کسانی نسبت داشت یا اتفاقات مهم داستان در چه تاریخی روی داد، با این که مطلبی را آنقدر عمیق بخوانید که مدل ذهنی شما تغییر کند، تفاوت دارد. شاید بتوان از تندخوانی اخبار و اسناد اداری دفاع کرد، اما تندخوانی کتاب های مدیریت، کتاب های روانشناسی، کتاب های توسعه فردی و بسیاری از حوزههای دیگر – که البته خارج از حوزهٔ آموزشی متمم هستند – قطعاً اثربخشی مطلوب نخواهد داشت.
حتی در همان اخبار و اسناد اداری هم، اگر واقعاً خبر یا سند مهمی باشد، لازم است جمله به جمله و کلمه به کلمه خوانده شود. چرا که معمولاً همهٔ دردسرها، هزینهها، کجفهمیها و پشیمانیها ناشی از سرسری خواندن همین اخبار و اسناد است.
قبل از این که به تندخوانی وسوسه شوید، همیشه از خود بپرسید که هدف از خواندن کتاب چیست؟ آیا تندتر خواندن شما را به هدفی که دارید نزدیکتر میکند؟ اگر کتابی در دست دارید که معتقدید خواندن دقیق آن چندان ضروری نیست، بهتر است کمی بیشتر فکر کنید؛ چون شاید اساساً خواندنش ضروری نباشد.
مدافعان تندخوانی اخیراً آموختهاند تأکید کنند که درستخوانی را آموزش میدهند و نه شتابزدگی را و تأکید میکنند که ما میخواهیم نحوه صحیح کتاب خواندن را رواج دهیم. اما مسئله اینجاست که حتی با این فرض، بخش بزرگی از زمانی که برای مطالعه کتاب صرف میشود، مربوط به عملیات خواندن (مشاهدهٔ کلمه، خواندن کلمه و درک معنی کلمه) نیست. بلکه مربوط به پردازشهایی است که همزمان با خواندن در ذهن انجام میشود و طبیعتاً سرعت آن پردازشها را نمیتوان افزایش داد.
جدا از این که چنین نگاهی به مطالعه – که باید نقطه به نقطه، حرکت چشم و لب و دهان کنترل شود – بیشتر رویکردی تیلوریستی است و اگر هم به کار کارخانجات بیاید، برای کتاب و کتابخوانی که مستلزم فهم مطلب و کشف معناست چندان مناسب نیست. به عبارت دیگر، این نوع رویکردها بیشتر برای بیل زدن و استخراج معدن به کار میآید تا پلک زدن و استخراج معنا.
جدا از همهٔ این حرفها و استدلالها، اشاره به تندخوانی در این درس، علت دیگری دارد. در ابتدای درس به این سوال پرداختیم که «چرا کتاب نمیخوانیم؟» میدانیم که یکی از علتها میتواند نبودن شوق و انگیزه برای مطالعه باشد. و یکی از ریشههای بیانگیزگی میتواند این باشد که کتابخوانی برای ما فعالیتی شیرین نبوده و خاطرات احساسی مثبتی از کتابخوانی در ذهن ما ثبت نشده است.
با سریع خواندن و ورق زدن شتابزده و از این برگ به آن برگ و از این فصل به آن فصل رفتن، کتابخوانی قطعاً تجربهای شیرین نخواهد بود و طبیعی است اگر بعداً هوس کتاب خواندن به سر ما نزند.
بنابراین پیشنهاد میکنیم به جای جستجوی شیوه های خلاق کتابخوانی و ابتکارات عجیبوغریب برای افزایش سرعت مطالعه، این نکته را به خاطر بسپارید که روش صحیح کتاب خواندن، سریع خواندن نیست. بلکه کاهش سرعت مطالعه تا آن سطحی است که مطمئن شوید پیام متن را درک کردهاید و آنچه خواندهاید به خوبی با آنچه پیشتر آموخته بودید، آمیخته شده است.
آشنایی با درسهای متمم و عضویت در متمم روش ثبت نام فهرست درسها
برنامه ریزی برای مطالعه
حالا که دربارهٔ تندخوانی حرف زدیم، میتوانیم یک پله جلوتر برویم و بگوییم نه فقط تندخوانی، بلکه هر نوع رویکرد کمّی و مکانیکی دیگر به مطالعه اشتباه است. مطالعه و کتابخوانی کاری نیست که با شاخصهای کمّی سنجیده و ارزیابی شود.
این روزها در شبکه های اجتماعی از برخی بلاگرهای کتاب میشنویم که با افتخار میگویند «خوشبختانه امسال هم ۵۲ کتاب (یا ۲۶ کتاب یا هر عدد دیگر) خواندم و توانستم طبق برنامه پیش بروم.» اما با وجود رواج این سبک «کیلویی» در برنامه ریزی برای کتاب خواندن، هنوز هم بعید است بتوانید یک کتابخوان حرفهای پیدا کنید که کتاب خواندن به این شیوهٔ نمایشی را بپسندد و تأیید کند.
کتابخوان حرفهای میداند که گاهی در یک سال سی کتاب میخواند و گاه ممکن است تمام سال با دو یا سه کتاب درگیر باشد. کتابخوانهای حرفهای اگر هم بخواهند برای مطالعه برنامه ریزی و هدفگذاری کنند، ممکن است با خود قرار بگذارند که همهٔ کتابهای یک نویسندهٔ خاص را بخوانند یا تا زمانی که خواندن چند کتاب مشخص را تمام نکردهاند، به خودشان اجازهٔ خرید کتاب تازه ندهند (که برای عاشقان کتاب، تنبیهی دردناک محسوب میشود).
اگر میخواهید برای مطالعه برنامه ریزی کنید، برای خروجی مطالعه هدف تعیین نکنید، بلکه برای زمان مطالعه هدف بگذارید. مثلاً با خود بگویید که من سعی میکنم شبها قبل از خواب سی دقیقه مطالعه کنم. و دو شب در هفته هم به خودم استراحت میدهم (شبهای مشخصی را تعیین نکنید. هر شبی که پیش آمد و خسته بودید).
با این شیوه به مغزمان کمک میکنید تا هنگام خواندن، با محتوای کتاب درگیر شود و نه سرعت مطالعه.
نقش مدیریت تمرکز و توجه در مطالعه موثر
برای مدیریت تمرکز و توجه قوانینی وجود دارد که تقریباً همهٔ ما آنها را میدانیم، اما گاهی آنها را جدی نمیگیریم. یکی از سادهترین کارهایی که میتوانید برای تمرکز بهتر انجام دهید این است که وسایلی را که حواستان را پرت میکنند از خود دور کنید؛ اینترنت، موبایل و تلویزیون از جمله وسایلی هستند که از ظرفیت بالایی برای پرت کردن حواس ما برخوردارند. حتی اگر لازم است موبایل نزدیکتان باشد، میتوانید نوتیفیکیشن تعدادی از برنامهها را قطع کنید.
همچنین اگر تماس مهمی وجود دارد که ذهنتان را درگیر کرده، پیش از کتابخوانی با فرد موردنظر تماس بگیرید و اگر باید ایمیل مهمی ارسال شود، این کار را انجام دهید. خلاصه این که باید تکلیف دو دسته از تهدیدکنندگان تمرکز را مشخص کنید:
- وسایل و اتفاقاتی که پس از شروع مطالعه حواستان را پرت میکنند.
- دغدغههای ذهنی که از هماکنون و حتی پیش از شروع مطالعه، بخشی از ظرفیت ذهنی شما را اشغال کردهاند.
علاوه بر اینها تکنیکهای سادهٔ دیگری هم هستند که میتوانند به افزایش تمرکز برای مطالعه کمک کنند. مثلاً میتوانید در خانه یا محل کار، مکان مشخصی را برای مطالعه در نظر بگیرید. این کار به شرطی شدن ذهن کمک میکند و هر زمان در آن محل بنشینید، مغز متوجه میشود که باید خود را برای مطالعه آماده کند. به همین علت ما در متمم معمولاً در پاسخ به این سوال که «بهترین زمان مطالعه کتاب یا بهترین مکان مطالعه کتاب چیست؟» میگوییم: زمان و مکانی که ذهن شما از قبل عادت کرده باشد در آن زمان و در آن مکان کتاب بخواند. هر توصیهٔ دیگری، بیشتر از جنس سلیقهٔ شخصی است.
قرار نیست مانند نجیبزادگان عصر ویکتوریا، اتاق مخصوصی برای مطالعه داشته باشید. همین که بدانید از بین پنج عدد مبل خانه، معمولاً روی کدام مینشینید و کتاب میخوانید، برای شرطی شدن کافی است.
اگر به موضوع افزایش تمرکز و مدیریت توجه علاقه دارید، احتمالاً دوره صوتی آموزش مدیریت توجه که در فروشگاه متمم عرضه شده میتواند برایتان جذاب باشد.
سهم متنهای کوتاه را در رژیم محتوایی خود کاهش دهید
عصر دیجیتال دوران رواج محتواهای کوتاه است.
مخاطبی که زمانی فیلمهای طولانی و سریالهای طولانی میدید، اکنون از کلیپهای یوتیوب و مینیسریالها استقبال میکند. حتی کلیپهای چنددقیقهای یوتیوب هم طولانی به نظر میرسند و تولیدکنندگان محتوا میکوشند کار خود را در قالبهای کوتاهتر و فشردهتر عرضه کنند. در حدی که گاهی دنبال کردن جملههایی که در کلیپ ویدئویی کوتاه اینستاگرامی میبینید، دشوار میشود. همین روند دربارهٔ محتواهای متنی هم مصداق دارد. متنها و کپشنها در پیامرسانها و شبکههای اجتماعی، کوتاه و کوتاهتر شدهاند و همان متن کوتاه هم باید با فشار ایموجیها و انواع ترفندهای بصری و گرافیکی به مخاطب خورانده شود.
این کوتاهگویی و کوتاهخوانی در شبکههای اجتماعی را نمیتوان ایراد دانست. هر رسانهای قواعد و ترجیحات خود را دارد و اتفاقاً همین ویژگیهاست که فرصتها و ظرفیتهای تازه خلق میکند. اما باید به این نکته هم توجه کنیم که رژیم مطالعهٔ ما درست مثل رژیم غذاییمان به تدریج به عادت تبدیل میشود و ذائقهٔ ما را تغییر میدهد. اگر سهم کوتاهخوانی در رژیم محتوایی شما بسیار زیاد باشد، حوصله و تحملتان برای مطالعهٔ متنهای طولانی کمتر خواهد شد. همین باعث میشود خواندن کتاب برایتان دشوار شده و مدام حواستان پرت شود.
قرار نیست اکانتهای خود را در شبکههای اجتماعی ببندید و صرفاً کتاب بخوانید، اما میتوانید در این زمینه کمی آگاهانهتر رفتار کنید. حداقل اینکه خود را مقید کنید کپشنها و توییتها و پستها را کلمه به کلمه بخوانید و اکانتهایی را که مطالب طولانیتر – در حوزهٔ علاقهٔ شما – منتشر میکنند دنبال کنید.
اهمیت گروه کتابخوانی و حرف زدن درباره کتابها
ما مطالعه و کتابخوانی را به عنوان فعالیتی انفرادی میشناسیم. اما قرار نیست کتابخوانی همیشه به شکل فردی انجام شود؛ بهویژه اگر در ابتدای راه کتاب خوانی هستید و هنوز به انگیزانندههای بیرونی نیاز دارید.
کتابخوان های بسیاری را میتوانید پیدا کنید که تشکیل گروه کتابخوانی و شرکت در جلسات کتابخوانی را از شیرینترین خاطرات و تجربیات خود میدانند. اما اگر از اکثر آنها سرنوشت گروه کتابخوانیشان را بپرسید، متأسفانه به نتیجه خواهید رسید که عمر گروه های کتابخوانی بسیار کوتاه است. معمولاً شوق اولیه باعث میشود که اعضای گروه، آرزوهای درازی در سر بپرورند و اهداف بلندپروازانهای تعریف کنند. اما به تدریج اختلافنظرها، گلایهها، بینظمیها و انواع عوامل آشکار و پنهان دیگر باعث میشوند که انگیزهٔ اولیه و شوق مطالعه کتاب کمرنگ شده و گروه کتابخوانی وارد سراشیبی فرسایش شود.
به همین علت، اگر قصد دارید یک گروه کتابخوانی راهاندازی کنید، پیشنهاد ما این است که حتماً ابتدا درسی را که در متمم با عنوان قوانین گروه کتابخوانی بخوانید و با الهام از آن، قواعد و چارچوب مناسب گروه خودتان را تعریف کنید.
البته بهجز تشکیل گروه کتابخوانی روشهای دیگری هم برای تبدیل کتابخوانی به یک فعالیت جمعی وجود دارد. شما میتوانید به شکلهای دیگری هم با دیگران درباره کتابهایی که خواندهاید صحبت کنید. اگر اهل وبلاگ نویسی یا حضور در شبکه های اجتماعی هستید، میتوانید از تجربه کتابخوانی خود بگویید. یا برخی نکات و جملههای کتابهایی را که خواندهاید، برای مخاطبان خود نقل کنید.
همیشه یک فهرست از کتابهای خوب در دسترس داشته باشید
بسیاری از تصمیمهای کتابخوانی ما تکانشی هستند. یعنی ناگهان تصمیم میگیریم کتابی را بخوانیم یا وقتی کتابفروشیای را در مسیر خود میبینیم، میان کتابها میچرخیم و چند جلد کتاب میخریم؛ گاهی حتی بدون اینکه دقیق بدانیم موضوع و محتوای آن کتاب چیست. این کاملاً طبیعی است و همهٔ کتابخوانها بخشی از کتابهایشان را به همین شیوه تهیه میکنند و میخوانند.
اما احتمال انتخاب ناموفق در میان کتابهایی که به این شیوه خریده میشوند بیشتر است. بهتر است در کنار این کار، فهرستی از کتابهایی که دوست دارید بخوانید داشته باشید. این فهرست را ممکن است بر اساس آنچه از دیگران میشنوید، یا در سایتها و منابعی مانند متمم میبینید، تدوین کنید. همانطور که میدانید ما در متمم کتابها را در چند دسته معرفی میکنیم:
پاراگراف فارسی (بندهای برگزیده از کتابها)
تهیهٔ فهرست یک مزیت مهم دارد. به جای تصمیمگیری شتابزده، هر کتابی مدتی در فهرست شما میماند. در طول این مدت ممکن است از منابع مختلف، اطلاعات متفاوت و مکملی دربارهٔ کتاب بخوانید و بشنوید. بنابراین به تدریج شناخت بهتری از کتاب پیدا میکنید و تصمیمتان پختهتر خواهد شد.
هنگام استفاده از سلیقهٔ دیگران این نکتهٔ واضح را هم در ذهن داشته باشید که سلیقهها یکسان نیست (اساساً معنی سلیقه همین است). هیچ اشکالی ندارد اگر کتابی را – که فرد یا افراد معتبری توصیه کردهاند – تهیه کنید و پس از خواندن چند صفحه، نتیجه بگیرید که آن کتاب، کتاب مناسب شما نیست. هیچوقت به خودتان نگویید که وقتی فلانی و فلانی این کتاب را تحسین کردهاند، من «باید» آن را بخوانم و «باید» از خواندنش لذت ببرم و اگر لذت نمیبرم یا نمیپسندم یا متن را نمیفهمم، حتماً ضعف یا مشکلی در من هست که باید حل شود.
درباره کتاب های پرفروش
همیشه به خاطر داشته باشید که کتاب های پرفروش لزوماً بهترین کتاب های حوزهٔ خودشان نیستند. از پرفروش بودن یک کتاب صرفاً میتوان دو نتیجه گرفت:
- افراد بسیاری آن کتاب را خریده – و احتمالاً – خواندهاند
- ناشر کتاب با تکنیک های افزایش فروش کتاب آشنا بوده است
این که افراد بسیاری یک کتاب را خواندهاند، لزوماً به معنای کیفیت بالای آن کتاب نیست. گاهی اوقات، تبلیغات گسترده باعث فروش یک کتاب میشود. علاوه بر این، حتی اگر مخاطبان بسیاری یک کتاب را پسندیده باشند، باز هم نمیتوان بر این اساس دربارهٔ کیفیت کتاب قضاوت کرد. ضمن این که بهترین کتاب برای شما کتابی است که به نیاز شما پاسخ دهد و تطبیق «نیاز شما» و «محتوای یک کتاب» چیزی نیست که لزوماً در فهرست کتاب های پرفروش پیدا شود.
این موضوع در کتاب های غیرداستانی ترجمهشده بسیار جدیتر است. چون بسیاری از ناشران صرفاً کتاب های پرفروش را ترجمه میکنند. بنابراین اگر حواستان نباشد، در عین این که فکر میکنید آگاهانه مشغول انتخاب کتاب مناسب هستید، عملاً در گوشهٔ کوچکی از دنیای بزرگ کتاب های جهان گرفتار شدهاید.
برای توضیحات بیشتر در این زمینه میتوانید درس مستقلی را که در متمم منتشر شده بخوانید:
کتاب دیجیتال بخوانید؛ اما خود را به کتابهای دیجیتال محدود نکنید
پیشنهاد پایانی ما این است که – لااقل در ابتدای مسیر کتابخوانی – خود را به خواندن کتابهای دیجیتال محدود نکنید. وقتی عادت کتابخوانی در شما تثبیت شد، احتمالاً مطالعه کتاب دیجیتال با کتاب چاپی (نسخهٔ هاردکپی) تفاوتی نخواهد داشت. اما در اوایل دورهای که میخواهید به کتاب خوانی عادت کنید، نسخهٔ فیزیکی یا همان کتاب چاپی میتواند اثربخشتر باشد. لمس کاغذ، خط کشیدن زیر نوشتهها، قرار دادن برگ نشانه میان کتاب، و حتی باز شدن شیرازه کتاب و جدا شدن برگهای آن در اثر مرور مکرر، همگی میتوانند به شما حس خوب موفقیت را القا کنند. کهنه و فرسوده شدن یک کتاب کاغذی در اثر مطالعه دقیق، سندی است که باعث میشود خودتان باور کنید به یک کتابخوان تبدیل شدهاید. ارزش این سند و تأثیر روانی آن را دستکم نگیرید.
پیشنهاد | کتاب از کتاب
در کتاب «از کتاب» محمدرضا شعبانعلی به تفصیل به مباحث متنوع مربوط به کتاب و کتابخوانی صحبت کرده است.
از جمله سوالاتی که در این کتاب به آنها پاسخ داده شده میتوان به این موارد اشاره کرد: «چرا کتاب بخوانیم؟» «چرا کتاب نمیخوانیم» «چگونه کتاب بخوانیم که اثربخشی مطالعه و میزان یادگیریمان بیشتر باشد؟» «تندخوانی خوب است یا بد؟» «چه کتابهایی بخوانیم؟» «از کجا بفهمیم چه کتابهایی نامناسبند؟» «چگونه عادت کتابخوانی را در خود تقویت کنیم؟»
مجموع این بحثها به کتابی ۴۰۰ صفحهای تبدیل شده است. شاید چنین حجمی برای کتابی دربارهٔ کتابخوانی به نظر زیاد برسد. یا این سوال در ذهن شکل بگیرد که کسی که میتواند یک کتاب ۴۰۰ صفحهای بخواند، دیگر مسئلهی کتاب و کتابخوانی برایش حل شده و به اندازهٔ کافی با کتاب مأنوس است.
اما حاشیهها، جزئیات، پژوهشها، نکتهها و تکنیکهای فراوانی در این بحث وجود دارد که در کمتر از این حجم عملاً نمیتوان همهٔ آنها را بررسی کرد. توضیحات بیشتر دربارهٔ «از کتاب» را میتوانید در صفحهٔ اختصاصی آن بخوانید:
پیشنهاد | دوره آموزشی صوتی روش صحیح مطالعه کتاب
اگر مطالعه کردن برای شما یک کار جدی است و دوست دارید در مورد کتاب و کتابخوانی بیشتر بدانید، احتمالاً فایل صوتی راهنمای خریدن و خواندن کتاب (به روایت محمدرضا شعبانعلی) میتواند برایتان مفید باشد. در این فایل صوتی درباره کتاب و مفهوم آن، انواع کتاب برای مطالعه و انتخاب کتاب (با تأکید بر کتابهای غیرداستانی) و نیز اعمیت کتاب و کتابخوانی به زبان ساده صحبت شده است.
شناخت و انتخاب ناشر کتاب، آشنایی با انواع نویسندگان، تشخیص کتابهای مفید برای خواندن، روشهای درست و نادرست مطالعه کتاب و تکنیکهای مطالعه و علامتگذاری و یادداشت برداری از جمله موضوعاتی هستند که در این فایل صوتی مطرح شدهاند.
این فایل صوتی برای مخاطبانی تهیه شده که میخواهند کتابخوانی را به بخشی از سبک زندگی خود تبدیل کنند و اثربخشی مطالعه خود را بالا ببرند و در یک کلام، به یک کتابخوان حرفه ای تبدیل شوند.
چند تذکر دربارهٔ بخش معرفی کتاب متمم
متمم سایت فروش کتاب نیست. و جز کتاب «از کتاب» محمدرضا شعبانعلی - که خود متمم آن را منتشر کرده - صرفاً به معرفی، بررسی و نقد کتاب میپردازد.
صِرف معرفی کتاب در متمم لزوماً به معنای تأیید محتوای آن کتاب نیست. پس حتماً متن معرفی را کامل بخوانید. ممکن است نقاط ضعف برخی کتابها پررنگتر از نقاط قوتشان باشد. ضمن این که معرفی کتاب در متمم لزوماً به این معنا نیست که آن کتاب جزو منابع تدوین درسها بوده است. جز در مواردی که صریحاً به این نکته اشاره، در باقی موارد صرفاً ممکن است با هدف آشنایی کلی با موضوع یا نویسنده و یا نقد کتاب به آن پرداخته شده باشد.
متمم برای معرفی کتابها هیچ نوع هزینهای دریافت نمیکند و صرفاً اهداف آموزشی خود را مد نظر قرار میدهد.
دستهبندی کتاب های روانشناسی و توسعه فردی
کتابهایی در مورد یادگیری و مدل ذهنی
چند کتاب درباره بهبود مهارت های ارتباطی
مطالب، فایلها و کتابهای مربوط به کتابخوانی
خرید کتاب از کتاب نوشته محمدرضا شعبانعلی
راهنمای خواندن و خریدن کتاب (فایل صوتی)
کتابخوانی | چگونه کتابخوان شویم؟
فهرست کتابهای پیشنهادی برای ترجمه
پاراگراف فارسی | جملات منتخب کتابها
با ثبت نام رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمهٔ عبور) میتوانید به حدود نیمی از هزاران درس متمم دسترسی داشته باشید.
همچنین در صورت تمایل با پرداخت هزینهٔ عضویت ویژه به همهٔ درسهای متمم از جمله درسهای زیر دسترسی خواهید داشت:
دوره MBA | مذاکره | کوچینگ | توسعه فردی
فنون مذاکره | تصمیم گیری | مشاوره مدیریت
تحلیل رفتار متقابل | تسلط کلامی | افزایش عزت نفس
چگونه شاد باشیم | هوش هیجانی | هدف گذاری
خودشناسی | شخصیت شناسی | فکر کردن با نوشتن
برای خرید محصولات صوتی هم میتوانید به صفحهٔ فروشگاه متمم سر بزنید.
چند پرسش، و پاسخ آنها
اگر بخواهیم یک کتاب در مورد کتابخوانی بخوانیم، پیشنهاد متمم چیست؟
کتابهای بسیاری در زمینهٔ روش خواندن کتاب منتشر شدهاند، اما کتاب مورتیمر آدلر در عین قدیمی بودن، همچنان یکی از بهترین آنهاست. ما این کتاب را در متمم معرفی کردهایم: چگونه کتاب بخوانیم؟
متمم چه کتابی را برای یادگیری تندخوانی پیشنهاد میکند؟
چنانکه لابهلای نکات بالا گفتیم، ما بر این باوریم که تندخوانی در اغلب موارد کار درستی نیست و میتواند اثربخشی مطالعه را کاهش دهد. اگر چه معمولاً مدافعان تندخوانی اصرار دارند که در آموزش تندخوانی، بیشتر درستخوانی را توضیح میدهند، اما تقریباً روح هر دورهای که ما تا کنون بررسی کردهایم، قربانی کردن یادگیری عمیق در پای مطالعهٔ سریع بوده است. تندخوانی شما را به آرام خواندن، دوباره خواندن، بلند خواندن، یادداشت برداری، رونویسی متن و در یک کلام «عشقورزی به کتاب» تشویق نمیکند.
بهترین کتاب برای شروع کتابخوانی چیست؟
این سوال، یک پاسخ قطعی و مشخص ندارد. هر کس، بسته به علاقه و ترجیحات خود باید کتاب متفاوتی را برای شروع کتابخوانی انتخاب کند. اما پیشنهاد ما این است که برای شروع کتابخوانی حتماً به سراغ موضوعاتی بروید که دغدغهٔ بنیادی شما باشند. اگر در پی افزایش فروش کسب و کار خود هستید، کتابی در این زمینه بیابید. و اگر تمام ذهنتان درگیر تاریخ ایران باستان است، خواندن را با کتابی در این حوزه شروع کنید. «شوق به موضوع و محتوا» مهمترین عاملی است که میتواند نخستین تجربههای کتابخوانی را با لذت و رضایت همراه کند.
با این حال اگر بخواهیم چند کتاب برای شروع کتاب خوانی پیشنهاد کنیم، احتمالاً بتوان کتاب از کتاب (محمدرضا شعبانعلی) را هم در آن گنجاند. البته مخاطب اصلی این کتاب خوانندگانی هستند که میخواهند حرفهایتر بخوانند و لذت خواندن را عمیقتر تجربه کنند.
ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت یادگیری به شما پیشنهاد میکند:
- مهارت یادگیری، تکنیکها و روشهای یادگیری بهتر
- روشهای نادرست متممخوانی!
- سواد چیست؟ | تعریف سواد از نظر یونسکو
- تفاوت آموزش و یادگیری چیست؟
- هدف گذاری و تنظیم لیست اهداف در یادگیری (+ نمونه هدف گذاری)
- آیا آموزش الکترونیکی و روشهای یادگیری الکترونیکی مناسب شماست؟
- فایل صوتی آموزشی | مقدمهای بر مهارت یادگیری
- فایل صوتی درباره مهارت یادگیری | چند نکته درباره تکنیکهای یادگیری
- یادگیری تطبیقی | فایل صوتی آموزشی
- فایل صوتی مهارت یادگیری | اهمیت کند کردن سرعت یادگیری
- یادگیری کریستالی | دانلود فایل صوتی دربارهٔ مهارت یادگیری
- مثال یادگیری کریستالی | فایل صوتی درباره ماجرای دروغ و فریب
- آیزاک آسیموف | تمرین یادگیری کریستالی
- آنتوان دو سنت اگزوپری | تمرین یادگیری کریستالی
- بهترین معلم ریاضی کیست؟
- تعریف منحنی یادگیری چیست و برای ما چه کاربردی دارد؟
- کتابخوانی و توصیه هایی برای آن | چگونه کتابخوان شویم؟
- انواع منابع و طبقه بندی منابع اطلاعاتی | از منابع دست اول تا خروجی هوش مصنوعی مولد
- درباره اهمیت کتاب | بخشی از متن کتاب آهنگ افلاک نوشته کارل سیگن
- گروه کتابخوانی | برای کتابخوانی گروهی چه قوانینی بگذاریم؟
- چگونه کتاب بخوانیم؟ راهنمای مورتیمر آدلر برای کتاب خواندن
- درباره اهمیت کتابهای قدیمی | چرا باید آنها را بخوانیم؟
- کتاب های پرفروش | آیا پرفروش ترین کتاب های جهان لزوماً بهترین کتابهای حوزهٔ خود هستند؟
- تکنیک های درس خواندن و یادگیری | معرفی کتاب یادگیری با فعالیتهای مولد
- آموزش خلاصه نویسی و یادداشت برداری
- آیا با این رسمالخط، مطالب را بهتر به خاطر میسپارید؟
- کتاب صوتی یا کاغذی؟ | آیا کتاب کاغذی جای خود را به کتاب صوتی خواهد داد؟
- در کتابخانه شخصی شما چه خبر است؟
- بریدههایی از کتاب برچیدن کتابخانهام | آلبرتو مانگل
- نقشه ذهنی چیست؟ بررسی کاربردهای نقشه ذهنی در یادگیری
- نقشه مفهومی یا نمودار مفهومی چیست؟ | راهنمای ترسیم نقشه و یک نمونه
- تکنیک های یادگیری | بهترین روش مطالعه و یادگیری درسهای متمم چیست؟
- معرفی کتاب چرا به یاد میآوریم؟ | دربارهٔ حافظه، به خاطر سپردن و فراموش کردن
- اینفوگرافی تکنیکهای یادگیری
- حافظه کوتاه مدت، حافظه بلند مدت و حافظه فعال چه هستند؟
- تانیا لومبروزو (محقق روانشناسی شناختی)
- هر یک از اینها از کدام سیاره آمدهاند؟
- آیا شما از این روش یادگیری استفاده میکنید؟
- ترجمه کتاب | چگونه بدانیم یک کتاب انگلیسی به فارسی ترجمه شده یا نه؟
- بلوم کیست؟ | زندگینامه + اهمیت نظریه بلوم در یادگیری
- طبقه بندی بلوم (سطوح یادگیری بلوم)
- دانستن، حفظ کردن و به خاطر سپردن، میتواند یکی از اهداف آموزش باشد
- منظور از درک مطلب چیست؟ چگونه برای درک مطلب هدفگذاری کنیم؟
- آیا همیشه باید یادگیری را از موضوعات ساده شروع کرد؟
- کاربردی کردن آموختهها: آیا به تفاوت آموختن و به کاربردن توجه کردهاید؟
- تجزیه و تحلیل به عنوان یکی از مهارتها در یادگیری
- توانایی ارزیابی و قضاوت یکی از مراحل یادگیری است
- بالاترین سطح یادگیری، خلق و ترکیب است
- انواع سبک های یادگیری چه هستند و چه کاربردی دارند؟
- انواع سبک های شناختی | تفاوتهای ما در اندیشیدن، یادگیری و حل مسئله
- کدامیک از روش های یادگیری را انتخاب میکنید؟
- درباره اهمیت آموزش دانشگاهی
- افزایش سرعت یادگیری به عنوان یک هدف
- چند پیشنهاد ساده برای بهبود روش مطالعه شما
- مخترع کیست؟
- آیا مراقب هستید که آموزش، شما را نادانتر نکند؟
- اثر دانینگ کروگر | آنکس که نداند و نداند که نداند
- معرفی کتاب دوباره فکر کن | آدام گرنت
- منابع تکمیلی | دوره صوتی آموزش کتابخوانی و انتخاب کتاب مناسب (محمدرضا شعبانعلی)
چند مطلب پیشنهادی از متمم:
سوالهای پرتکرار دربارهٔ متمم
متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحثهای مهارتی و مدیریتی.
برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.
فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟
هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه» دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص میکند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری میتوانید نقشه راههای مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.
همچنین در صفحههای دوره MBA و توسعه فردی میتوانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.
هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟
شما میتوانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.
اعتبار را میتوانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیمسال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.
توجه داشته باشید که خرید ششماهه و یکساله بهترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یکماهه) محسوب میشوند.برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.
آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟
مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که میتوانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.
همچنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آنها را میتوانید در فروشگاه متمم ببینید.
با متمم همراه شوید
آیا میدانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور میتوانید به جمع متممیها بپیوندید؟
دیشب بعد از اینکه فایل های صوتی را گوش دادم تصمیم گرفتم درس بعدی را یک مروری کنم چیزی که خیلی برای من جالب بود “آخرین توضیح” بود و امروز صبح تصمیم گرفتم خیلی دقیق مطالعه کنم و جالب اینجاست که باعث شد نکاتی را بنویسم و توجه کنم که تا کنون اصلا رعایتشون نمی کردم.
سلام
دوران ابتدایی و راهنمایی وقتی کتاب میخوندم خیلی دوست داشتم در موردش با کسی حرف بزنم و از اونجایی که هیچ دوست کتابخونی نداشتم تصمیم گرفتم کتابهای خودم رو شماره بزنم و توی جعبه بذارم و توی کلاس امانت بدم به دوستام. این طوری یه کتابخونه کلاسی راه افتاد و خیلی از دوستام کتابهایی که من خونده بودم رو خوندن.
این روزها هم باز همین روند رو دارم. به این صورت که از کتابهایی که میخونم یا برای اطرافیانم تعریف میکنم یا بخشهایی که برام جذاب بوده رو با اونا به اشتراک میذارم. اگر کتابی خیلی منو هیجانزده کنه هم توی وبلاگم راجع بهش مینویسم.
اما خودم برای کتاب خوندن هیچ آداب و ترتیبی ندارم و هر جا و مکان و زمانی باشه میتونم کتاب بخونم و معتقد به داشتنِ مکان مشخص نیستم.
سلام تبریک میگم به شما بابت عمل خوبی که انجام میدهید.
اخیرا من هم کتابهایی که یکبار مطالعه میکردم را در اختیار دیگران میذاشتمو به آنها میگفتم “هر وفت که خوندید یا بیاریدش برام، یا اینکه بدید به کسی که واقعا فکر میکنید براش جذابه و قصد مطالعه داره”.
الان که فکرشو میکنم دقیقا کتابهایی رو به دیگران به امانت دادم که باید هر کدوم رو دوباره یا چندباره مطالعه کنم و متد جدیدی که تو متمم یاد گرفتم، مطالعاتم رو یاد بگیرم. تو این قسمت از زندگی خیلی به محتوا و توصیههای این کتابها نیاز دارم. الان با اینکه این دوستان رو میبینم و ازشون میپرسم که “خوندیش؟” اونا هم میگن “تا آخر هفته دیگه میخونم میارمش” (مثلا بعد از چهار ماه) احساس پشیمانی سراغم میاد که کاش حاتم بازی در نمیآوردم. :)
موفق باشید
یکی از مواردی که برای من لذت همیشگی کتابخوانی را بیشتر کرده است، توصیۀ دوستانی است که نظر و ایده های خوبی برای معرفی کتاب دارند. با آگاهی از مدل ذهنی آن ها و مختصری که از کتاب عنوان می کنند، می توانم بهترین کتاب ها را در کوتاه زمان انتخاب و مطالعه کنم.
مورد دیگری که به تجربه دریافته ام برای کتابخوان ها می تواند کمک بزرگی باشد، خلاصه کردن برداشت خود از کتاب در قالب یک جمله است. بعد از اینکه حس کردم خط دفکری کتاب را درست درک کرده ام، تلاش می کنم بهترین و مفیدترین قسمت ها و برداشت های کتاب را یادداشت کنم.
به این ترتیب بعد از مدت زمانی کوتاه، کتاب های جدیدی از دست نوشته هایم برایم می ماند که می تواند به اندازۀ کتاب اصلی مفید باشد. چون احساس می کنم این ها برداشت های نهادینه شده تر و درونی ترند. پس می توانند روی مدل ذهنی، انتخاب کلمات، تصمیم گیری و دیدگاه من تاثیر بگذارند.
به نامش
با سلام همدرسی های بزرگوارم
شاید مفید ترین مفهموم این متن برای من این بود:
“از تعریف کتاب برای دیگران یا صحبت درباره آن لذت ببرید”
این موضوع علاوه بر ایجاد انگیزه مطالعه، باعث افزایش عمق یادگیری نیز می شود.
باتشکر
من یه اخلاقی دارم و همیشه داشته ام. اون اخلاق هم اینه که اگر کتابی رو بخوام بخونم باید داشته باشمش. منظورم خریدن اون کتاب هست. از بچگی هم خیلی به کتابخونه ها علاقه مند نبودم (البته مدتی مسئول کتابخونه ی دبیرستان بودم و از قد زدن مابین قفسه ها لذت میبردم ) ولی برای خوندن کتاب حس مالکیت خیلی اولویت بالایی داشته برام. اعتقاد دارم که فرآیند خرید کتاب علاوه بر کمک هایی که به این صنعت در حال اضمحلال (در کشور ما البته) میکنه ، انسان رو به خوندن بیشتر و خرید بعدی و … ترغیب میکنه. یک ولع ناخودآگاه باخودش همراه میاره. هیچ کس نمیتونه منکر دوپامینی باشه که از فرآیند خرید تو ذهن ما حاصل میشه. حالا اون خرید هرچی که میخواد باشه. در واقع شاید اولش یکم فریب ذهنی بنظر بیاد ولی بعد که آدم {کتابخوان} حرفه ای تره بشه دیگه این فرآیند براش لذت بخش واقعی خواهد بود.
به نظر من مهمترین نکته این درس این بود که لازم نیست هر کتابی را که شروع کردیم تمام کنیم.
در یکی از فایلهای صوتی این بخش، محمد رضا میگه که تکنیک تندخوانی به درد مطالعه کتابی که می خوایم در اون غرق بشیم نمی خوره و کاملا درسته.
من می خواستم از همین نکته استفاده کنم و تجربه خودم را بگم. در هر زمینه ای ما با انبوه کتابهایی مواجه هستیم که انسانهای درجه یک دنیا به ما توصیه کرده اند. اما شاید برخی از آنها برای ما نباشد. (به همین سادگی)
اینجا تکنیک تندخوانی به من کمک زیادی می کند.
وقتی کتاب جدیدی را بر می دارم (البته بیشتر کتابهای غیر داستانی) به فصلهای مختلف و عناوین جذاب آن سرک می کشم. البته این سرک کشیدن ممکن است یک ساعت هم طول بکشد. کمی از آن یادداشت برداری می کنم. بعد فصل ها را رد می کنم.
اگر کتاب من را صدا بزند که فصل قبلی را با دقت نخواندی، بر می گردم. می فهمم که این کتاب با من هم راستا شده است و آن وقت شروع به خواندن عمیق آن می کنم.
شاید جرفهای من شاعرانه به نظر رسید ولی این واقعیت و معیار مناسبی برای من بوده است
سلام
علاوه بر توصیههای مطرح شده در درس و نکاتی که بچهها اضافه کردن من هم از روشی برای کتاب خون کردن خودم استفاده میکنم و موثر هم بوده.
من کتاب خون حرفهای و هر روزه نبودم و برای مجبور کردن خودم به خوندن هر روز کتاب از این روش استفاده میکنم:
در وهله اول خودم رو مجبور کردم که حداقل روزی ۲۰ صفحه کتاب بخونم و هر طور شده این کار رو انجام بدم.
برای هر کتاب یک برگه در نظر میگیرم و بر روی اون تاریخ شروع و تاریخ روزهای پیش روی خواندن کتاب رو می نویسم.هر روزی که ۲۰ صفحه اون روز رو میخونم تیک اون روز رو میزنم و یادداشت میکنم تا چه صفحهای خوندم و همچنین مواقعی هم هست که بیشتر از ۲۰ صفحه میخونم واگر روزی هم موفق به خوندن کتاب نمی شدم تیک اون روز رو نمیزدم و دلیل نخوندنمو در کنار همون روز مینوشتم.
در آخر با خوندن چند کتاب به این روش تونستم حداقل مطالعه روزانه کتاب رو به صورت منظم داشته باشم و با نگاه کردن به برگه های اون کتابها متوجه شدم در چه روزهایی و به چه دلایلی کتاب نخوندم و در جهت رفع اونها در حال اقدام هستم.
حدود شش ماه است که هر روز کتاب میخونم و در آخر هر ماه چند صفحه به حداقل مطالعه روزانه اضافه می کنم مثلا یک یا دو صفحه(الان به ۲۶ صفحه در روز رسیدم)
پی نوشت یک: کتابهایی هم داشته ام که بیشتر از ۱۰ صفحه در روز نتونستم بخونم ونیاز به دقت و وقت بیشتری داشت.
پی نوشت دو: در آخر پس از تمام شدن هر کتاب در جایی جداگانه تاریخ شروع و پایان کتاب و میانگین مطالعه صفحه در هر روز رو مینویسم و با نگاهکردن به اون و دیدن اینکه من در این چند ماه چه کتابهایی خوندم و هر روز مطالعه منظم داشتم لذت زیادی میبرم.
من معمولا همزمان در حال مطالعه چندین کتاب هستم. کتابهایی هست که قبل از خواب مطالعه میکنم. کتابهایی که تمرین دارند و معمولا هفته ای یک روز به خواندن آنها اختصاص می دهم و در طی هفته تمریناتش را انجام می دهم. کتابهایی که باید با تمرکز مطالعه کنم و معمولا ظهرها یا آخر هفته مطالعه میکنم. کتابهایی که به صورت پی دی اف در گوشی ام ذخیره کرده ام و در اتوبوس و قطار می خوانم.گوش دادن به کتابهای صوتی به هنگام انجام کارهایی که نیاز به تمرکز زیادی ندارند. و در نهایی سعی می کنم هرشب یک حکایت از گلستان، یا یک شعر از حافظ و … ( به صورت دوره ای) بخوانم.
قبلا یک کتاب را از ابتدا تا انتها می خواندم و سپس به سراغ کتاب دیگری می رفتم اما این روش باعث میشد خواندن کتابها به علل مختلف از جمله تناسب نداشتن با شرایط روحی ام در آن لحظه، نیاز به تمرکز و … به تعویق بیفتد.
به نظرم روش کنونی روش مناسب تری، لااقل برای من می باشد. ضمن اینکه میزان مطالعه مرا افزایش داده است.
در بین موارد مطرح شده در این مطلب، من همیشه لیست طولانی از کتابهایی که باید تهیه کنم و لیستی از کتابهایی که باید بخوانم را همراهم دارم و (متاسفانه یا خوشبختانه) روز به روز این لیست طولانی تر میشود.
از یکی دو سال قبل از دبستان سواد آموختم و کتاب خواندن را شروع کردم. در آن دوره کتاب مخصوص کودکان و از این قبیل سوسول بازیها رایج نبود! هر چی دم دستم میامد میخواندم. یادم نیست چه کتابی بود اما فضاهای وهم انگیز ترسناک و دردناکش یادم هست. شاید اگر آنها را نخوانده بودم کودکی بهتری داشتم. بعد همینطور جسته گریخته میخواندم تا نوجوانی. حدود ۱۵ ساله بودم که پدرم کتاب ” چه باید کرد“شریعتی را دستم دید و گفت دلم میخواد همه کتاباشو بخونی! جذب کتاب شده بودم اما این دعوت پدرم حس بزرگ شدن و مهم شدن و خاص بودن را هم به من داد و خوره خواندن شریعتی شدم خوره شدنی! در آن دوره هم تشویق به خواندن بخصوص در مورد دخترها (دست کم در محیط ما) خیلی رایج نبود این بود که همان یک جمله خیلی چسبید و هلم داد. و بعد هی خواندم و خواندم. کتابها متواضعانه حرف میزنند و مهربانانه آدرس کتابهای دیگر را میدهند. یا با مستقیم نام بردن از آنها یا با ایجاد سوال در ذهن خواننده.
به نظر من کتابی که میخونیم باید با زبان ادبی خود ما نوشته شده باشه و به قولی بشینه به روح و روان آدم. یادمه یکی از دوستان عزیزم که کتابخوان حرفه ای هستش روزی کتابی معرفی کرد به بنده و امانت داد. من هم با کمال میل و صرفا با اعتماد به توصیه و سلیقه دوستم امانت گرفتمش، همزمان با خوندنش متوجه شدم که چقدر نمی فهمم اون رو! خیلی شیک گذاشتمش کنار و به خوندن کتاب دیگه ای مشغول شدم.
وقتی داشتم مطالب این درس را میخوندم به یه نکته خیلی فوق العاده برخوردم که خودم زیاد با اون مواجه شدم . “اگر کتابی مطابق میلتان نبود میتوانید آن را کنار بگذارید”
چند وقت گذشته شروع به مطالعه ی”ادبیات تبلیغ” کرده بودم و همزمان با آن کتاب “هنر شفاف اندیشیدن” را میخواندم . تقریبا به صورت موازی هر دو را جلو میبردم ،هر روز ۱۵ صفحه از هر کدام .چند روز که گذشت نگاهی به کتاب ادبیات تبلیغ انداختم دیدم فقطچند جمله خیلی کلیدی آن را علامت زده ام اما در کتاب هنر شفاف اندیشدن در هر فصل آن مطالب خیلی زیادی مورد پسندم بوده چرا که راه های درست اندشیدن و موانعی که باید از سر راه تصمیم گیری هایمان حذف شود درآن بود و آنقدر جذاب بود که در نیمه ی راه ادبیات تبلیغ را کنار گذاشتم و شروع کردم فقط و فقط آن را میخواندم .
بعد از پایان این کتاب فکر کردم که چرا این اتفاق افتاد و من که تا امروز هیچ کتابی را در نیمه راه رها نکرده بودم این کتاب را کنار گذاشتم به نتیجه ای رسیدم که جذابیت فوق العاده ای داشت :”بعضی کتاب ها بدون انتقال تجربه ی شخصی یا تجربه سایر افراد فقط شروع به روضه خوانی میکنند و توصیه هایی میکنند که به حساب خودشان فقط را نشان میدهند و خودت بای به سراغ تجربه بروی ” و این حسی خوبی نداشت برای من. تصمیم گرفتم کتاب های اینچنینی را فقط برای کاربرد خاص و در موارد مورد نیاز بخوانم و برای کسب اطلاعات از آن ها استفاده کنم.
توصیه من به بقیه هم همین است که اگر متوجه شدند کتابی در زمرهی کتاب های مورد علاقه آن ها قرار نمیگیرد و در حال مطالغه آن هستند ،اطلاعات مورد نیاز خود را از آن کتاب استخراج کنندو آن کتاب را کنار بگذارند چرا که در ادامه راه مطالعه پیوسته آن کتاب راه فرسایشی در پی خواهند داشت
یکی از خاطرات جالب من کتابخونی توی بینارستان بود
یادمه مدتی بخاطر عمل جراحی در بیمارستان بستری بودم
چندین سال پیش ؛ وقتی که سنم کم بود
دایی دارم که در صنعت چاپ مشغوله
برخلاف خیلیا که تو چاپن و فقط چاپ میکنن
انگار با تمامچیزایی که چاپ میکرد یه رابطه عمیق برقرار میکرد(یادگیری کریستالی)
خلاصه داییم برای دیدنم به بیمارستان اومد و برام یه مجله اورد
نکته جالب این بود که مجله برای یه رنج سنی مشخص نوشته شده بود
همونطور که احتمالا حدث زدید ؛ مجله برام خیلی جذاب بود
اونقدری که داستان آخرش رو هنوز کمی بخاطر میارم و حتی میتونم عکس آخر داستان رو کاملا به یاد بیارم
این همه حرفا رو زدم که بگم برای انتخاب کتاب یکم باید سلیقه داشت، فاکتور های مختلف مثل سن، عقاید، سلایق و … رو در نظر گرفت مخصوصا وقتی که میخوایم کتابی رو هدیه بدیم و دوس داریم هدیمون لذت بخش باشه
کتاب خوندن یکی از لذت بخش ترین کارهای دنیاست. کتاب ها شما رو از شرق به غرب، از گذشته های دور تا به آینده می برند.
واقعا یکی از جذاب ترین کارها در کتاب هایی که داشتم این بوده که کتاب ها ورق ورق شدن جلدشون کنده شده و گوشه ورقاشون کلی نوشته و نظرات نوشتم.
نکته خیلی مهم در رابطه با کتاب های آموزشی به نظرم بحث تکرار در مطالعه اون کتاب ها است. هر بار که مطالعشون می کنیم نکات جدیدتری یاد میگیریم.
نخستین باری که کتاب خوندم یک پسر هفت هشت ساله بود عمو ی من از سربازی همراه خودش دوجعبه کتاب های ریز و درشت اورده بودهمه اون ها رو با لذت خوندم بعد تصمیم گرفتم توخونه م یک کتابخونه درست کنم به بچه های محله کارت اشتراک می دادم و هزینه ای هم ازشون می گرفتم کتاب هام رومی خوندند پس می اوردند و دوباره از من کتاب جدید می گرفتند به مجله کیهان بچه ها هم علاقه زیادی داشتم فاصله خونه مون تا دکه روزنامه فروشی چند کیلومتری می شد برای خریدن کیهان بچه ها هر هفته سه شنبه ها این مسیررو پیاده می رفتم و کیهان بچه ها می خریدم به مرور تصمیم گرفتم خودم مجله ای منتشر می کردم که قصه جدول جک و خبر و مطالب خواندنی زیادی داشت عاشق خلبانی و هوپیما بودم برای همین یادمه مجله دانستنیهای اون موقع ها رو خیلی دوست داشتم می خریدم دور و برمو پر از عکس هواپیما کرده بودم من هنوز هم با همون عشق کتاب زندگی می کنم
همه این ها عالی بود بجز این پیشنهاد که موقع مطالعه خوراکی یا نوشیدنی مورد علاقه رو کنار خودمون بذاریم. چون این موضوع باعث عدم تمرکز میشه و اجازه نمیده همیه کانال های یادگیری رو به خدمت بگیریم. در ضمن ما رو نسبت به خوردن هنگام مطالعه شرطی می کنه که اصلا مبارک نیست.
کتاب
یک یار همیشگی که همیشه با توست.
در نظر بنده، کتابخوانی و علاقه به کتاب یک فعالیت اختیاری باید باشد یعنی اگر من در دانشگاه مجبورم ترمودینامیک یا شناسایی بیماریهای طیور و یا حقوق جزا را بخوانم بدلیل اینکه خاطره و ذهنیت خوب ایجاد نمی کند و (احتمالا) هم بدلیل اجبار برای کسب چیزی به نام نمره انجام می شود جز مطالعه با هدف کسب لذت نیست.
بنده رشته مهندسی میخونم فرصت کتاب خواندن در دانشگاه و منزل هم اصلا ندارم. اما شاید به جرات بگویم کتابهای بسیار بسیار زیادی را بصورت اختیار (وقطعا غیرمرتبط با دشته دانشگاهی ام) مطالعه کامل کرده ام و جالب اینکه همون طور که متمم هم می گوید در سفرها درون و برون شهری ام آنها را خوانده ام. از آن دست آدمهایی هستم از کنار کتابفروشها هم به راحتی نمی گذرم. ازینکه میگن سرانه مطالعه پایینه خیلی ناراحت میشم.
لیست ندارم که در دفتر یادداشتم بنویسم اما این ایده متمم خوبه که در دفتر یادداشت یا موبایل نام کتابهای خوب را بنویسیم. الان سه الی ۴ تا کتاب در صف مطالعه دارم. حرکتی هم که متمم شروع کرده برای تهیه لیست پیشنهادی بسیار پسندیدم و برخی کتابها را ازونجا انتخاب کردم که مطالعه کنم.
کتاب می خونم حتما باید قهوه هم باشه ترجیحا!
سلام : چند حرفی که من می توان به این موضوع اضافه کنم ، به این قرار است :
مطالعه برای من از کودکی لذت بخش بوده است . ولی حالا که به راه طی شده ام نگاه می کنم می بینیم که بسیار بیشتر از آنچه که کتاب خواندم وقت خود را با خواندن مجلات مختلف سپری کردم . البته که مجله خوانی قطعا عمق مطالعه ی کتاب را به انسان نمی دهد ولیکن به هر حال در لابه لای مطالب و نوشته های مجلات و روزنامه ها هم مطالب مفید می توان پیدا کرد … حالا چند وقتی است که حجم مجله خوانی ام را به شدت کاهش داده ام و بیشتر به کتاب روی آوردم و البته این یک ماه اخیر که با متمم آشنا شدم باعث شد که فعلا متمم برای خودش ، جای ویژه ای در سبد مطالعه ی من باز کند .
در خصوص به همراه داشتن همیشگی کتاب ، اذعان می کنم که من این موضوع را تجربه کرده ام و بسیار از این راضی هستم ، درست که شاید مطالعه در موقعیت های مختلف از تمرکز انسان بر روی مطالعه بکاهد و از سوی دیگر در خیلی از زمان ها و مکان ها ، اساسا امکان یادداشت برداری و خلاصه نویسی مطالب وجود ندارد ولیکن به نظرم انتخاب نوع کتاب مناسب به عنوان یک همراه دائمی ، می تواند خیلی لذت بخش باشد . جایی شنیدم که یک از شخصیت های مطرح سیاسی کشور چند جلد رمان معروف در در زمان های حضور در اتوبوس خوانده است .
سلام مطلب بسیار زیبایی بود از مطالعه اش لذت بردم اما سوال اینجاست که صِرف مطالعه کتاب کمک خاصی نمیکنه باید به قول خودتون کتاب رو یاد گرفت نه اینکه سریع خوند و رفت ولی من نمیدونم چطور میتونم از کتابی که میخونم حداکثر استفاده لازم رو ببریم ؟ آیا باید مثه کتاب درسی بخونمش ؟ چطور میشه نکات اون کتاب رو کاربردی کرد لطفا توی این زمینه هم مطلب بذارید که چطور میشه از یه کتاب حداکثر استفاده رو برد ؟
خیلی ممنون
خیلی وقت پیش یک جمله ای خوندم که نمیدونم دقیقا نویسندش کی بود اما عجیب در من تاثیر گذاشت: “تفاوت بین انسانی که هم اکنون هستید و کسی که قرار است پنج سال بعد باشید، در مردمی است که در این مدت با آنها معاشرت کرده و کتاب هایی است که مطالعه خواهید کرد.”
وقتی که بند ۶ نوشته بالا رو داشتم می خوندم، این جمله برام یادآوری شد… داشتن دوستانی که کتابخون باشن و لذت هم صحبتی با اونها، در حین پیاده روی،به نظرم موهبتیه که افراد خوش شانس ازش برخوردار میشن :دی
اما در حین مطالعه این درس، دو نکته مهم به نظرم اومد.
یک اینکه بعد از خوندن هر کتاب، سعی کنیم حتی شده نیم صفحه روی یک کاغذ بنویسیم و بذاریم لای کتاب … بعدا هر وقت کتاب رو دستمون گرفتیم با نگرش و برداشت خودمون در اون لحظه رو به رو میشیم و مطالب اون کتاب برامون مرور میشه
نکته بعدی ای که میخواستم بگم در مورد کتابخون شدنه … به نظرم اینکه کتاب بدیم دست بچه ها و مجبورشون کنیم که کتاب بخونن در حالی که ما بزرگتر ها رو در حال کتاب خوندن نمیبینن، تلاش بیهوده ایه که ما برای کتابخون کردن بچه ها انجام میدیم… وقتی برای بچه ها این امر مسلم بشه که کتاب خوندن هم مثل هر کار دیگه ای یک امر روتین هست، وقتی هم که بزرگ میشن کتابخونی یکی از کارهای روزمره اونا میشه
درود
در کانون پرورش فکری کودکان و محیط آرام و زیبایش , زمانی که خواندن نمی دانستم و پدرم برایم بلند خوانی می کرد ,نخستین تجربیات دلنشینم از کتاب , رقم خورد .
امروز می دانم که برای تشویق فرزندانم به کتابخوانی باید الگو رفتاری وعملی کتابخوانی باشم …
و در یک جمله:” هرگز لذت خواندن را درک نمی کنیم مگر آنکه بخوانیم!…خواندن را اما مداومت لازم است.”
با سپاس از متمم که پیوستگی مطالبش , به گهرهایی چیده شده بر گردن آویز ی زیبا می ماند.