کتابخوانی و توصیه هایی برای آن | چگونه کتابخوان شویم؟

کتابخوانی از جمله مهارتهایی است که همهٔ ما کموبیش به آن نیازمندیم. نمیشود به توسعه فردی علاقه داشته باشیم و برای کتاب و کتابخوانی وقت نگذاریم.
این حرف بدیهی است و همه آن را تأیید میکنیم. در عین حال اگر بخواهیم با خودمان صادق باشیم، میبینیم که معمولاً برای خواندن کتاب چندان شوق و حوصله نداریم. یا لااقل معتقدیم که شوق و حوصلهٔ مطالعه هست، اما وقتی برای آن نیست. در این درس فهرستوار و به زبان ساده اهمیت کتاب و کتابخوانی را شرح میدهیم و سپس به برخی نکات مهم در مورد کتابخوانی میپردازیم.
امیدواریم آنچه در ادامه میآید برای تقویت عادت مطالعه و کتابخوانی در زندگی شما مفید باشد.
چرا کتاب نمیخوانیم؟
شاید این سوال، ساده به نظر برسد. اما سوال بسیار مهمی است که معمولاً از کنارش به سرعت میگذریم.
بسیاری از ما وقتی کاری را انجام نمیدهیم – یا در انجامش سستی میکنیم – به سرعت دنبال کلاس و آموزش و راهکارهای سریع زودبازده میرویم. مثلاً اگر احساس کنیم آنقدر که باید اهل مطالعه نیستیم، به دنبال دوره کتابخوانی و کلاس کتابخوانی و تکنیکهای کتابخوانی میرویم و فکر میکنیم که به زودی تحولی در ما ایجاد خواهد شد و به فردی کتابخوان تبدیل میشویم.
نتیجه را هم پیشاپیش میدانیم: برای مدت کوتاهی رفتارمان تغییر خواهد کرد و برای کتاب خوانی وقت خواهیم گذاشت و پس از آن دوباره به همان وضعیت قبل بازمیگردیم.
پس بهتر است قبل از این نوع کارها و تلاشهای نافرجام، کمی وقت صرف کنید و به سوالی که مطرح کردیم فکر کنید: «چرا کتاب نمی خوانید؟» بعید است مشکل شما ناشی از تردید در ارزش کتاب یا اهمیت کتاب و کتابخوانی باشد. احتمالاً مشکلات سادهتر و اجراییتری وجود دارند که مانع مطالعه میشوند. اجازه بدهید چند مورد از آنها را با هم مرور کنیم (چند لحظه با خود فکر کنید و ببینید اگر بخواهید صرفاً سه یا چهار مورد از این فهرست را به عنوان علل مهمتر انتخاب کنید، کدام را انتخاب خواهید کرد):
(آنقدر که دوست دارم) کتاب نمیخوانم چون…
مطالعه کتابها را آغاز میکنم، اما به پایان نمیبرم. کتابهای بسیاری بوده که خواندن آنها را نیمهکاره رها کردهام.حس میکنم سرعت کتاب خواندن من کم است و وقتی کتابی در دست میگیرم، خوب پیش نمیرود.
مطالعه کردن تمرکز میخواهد و من هنگام مطالعه چندان تمرکز ندارم.
دوست دارم کتابخوان باشم. اما کتابخوانی برایم خستهکننده است و حوصلهای میخواهد که از حد توانم خارج است.
حوصلهٔ متنهای طولانی را ندارم. وگرنه متنهای کوتاه – در حد کپشن اینستاگرام و پستهای تلگرام – را میخوانم.
کتابخوانی کار خوبی است. اما لذتبخش نیست.
تصمیم گرفتهام مطالعه کنم و برای کتابخوانی وقت بگذارم، اما کتاب مناسبی در ذهنم نیست و نمیدانم برای شروع کتابخوانی سراغ چه کتابهایی بروم.
هر یک از نکاتی که در ادامه میآیند، پاسخی به یک یا چند مورد از موارد بالا هستند. اگر بعضی از موارد بالا مسئلهٔ شما هم هست، احتمالاً خواندن ادامهٔ این درس برایتان مفید خواهد بود.
قرار نیست همهٔ کتابها را تا آخر بخوانید
به جای اینکه به خود بگویید «من خواندن بسیاری از کتابها را نیمهکاره رها کردهام» از خود سوال بهتری بپرسید: «چرا باید همهٔ کتابها را تا آخر بخوانم؟»
صدهاهزار عنوان کتاب در جهان وجود دارد که احتمالاً یک کتابخوان حرفه ای از هر هزار عنوانشان، نهصدونودونه عنوان را نمیپسندد. حتی اگر همهٔ کتابهای مربوط به موضوع محبوبتان را هم پیش رویتان قرار دهند، باز هم احتمالاً از هر ده یا بیست عنوان، به زحمت یکی را بپسندید. ضمن اینکه جذاب، مفید و مناسب بودن بسیاری از کتابها را نمیتوان از اسم کتاب یا جلد کتاب یا حتی با خواندن چند صفحه از کتاب تشخیص داد.
بنابراین طبیعیترین کار پس از شروع به مطالعه یک کتاب این است که آن را رها کنید و گوشهای بیندازید و اتفاقاً این غیرطبیعی است که هر کتابی را تا آخر بخوانید. روش کتاب خواندن این نیست که کتابی را باز کنید و از صفحهٔ اول جلو بروید و به خود قول بدهید که تا به صفحهٔ آخر نرسم آن را رها نمیکنم (اصطلاحاً خواندن کتاب از جلد تا جلد یا cover to cover).
واضح است که پس از مدتی که با ناشران، نویسندگان و صاحبنظران مختلف آشنا شدید، میتوانید با خطای کمتری کتابهای مناسب خود را تشخیص دهید. اما در آن زمان هم هنوز تعداد کتابهایی که نیمهکاره رها خواهید کرد، همچنان بسیار بیشتر خواهد بود.
اگر زمانی دیدید که کتابهای رهاشدهٔ کمی دارید و بیشتر کتابهایی را که شروع کردهاید تا آخر خواندهاید، بدانید وضعیتتان نگرانکننده است و به اصول کتاب خواندن بیتوجه بودهاید. در این وضعیت میشود حدس زد که احتمالاً یکی از دو اتفاق زیر افتاده است:
کتابهای غیرمفید و نامناسبی بوده که جرئت نکردهاید خواندنشان را رها کنید و طبعاً چون عمر و فرصت مطالعه محدود است، این به آن معناست فرصت خواندن کتابهای دیگری را، به خاطر نداشتن جسارتِ رها کردن، برای همیشه از دست دادهاید.
حلقهٔ مطالعهٔ شما بسیار کوچک و محدود شده و حاضر نبودهاید از ناحیهٔ امن خود خارج شوید: به سراغ ناشران دیگر، نویسندگان و مترجمان دیگر، موضوعات دیگر و عناوین ناشناخته بروید. طبیعتاً این اتفاق هم برای کسی که در تلاش برای افزایش دانش و گسترش نگرش خود است، یک وضعیت نامطلوب محسوب میشود.
تندخوانی لزوماً مفید و موثر نیست
هر کس اندک علاقهای به کتاب و کتابخوانی داشته باشد، دیر یا زود راهش به کلاسهای تندخوانی و مروّجان تکنیکهای افزایش سرعت مطالعه میافتد. در دوره های تندخوانی انواع تکنیکها را به مخاطب میآموزند تا بتوانند با سرعت بیشتری از روی متنها عبور کنند. در عین حال، ادعا میشود که تکنیک های تندخوانی بههیچوجه روی درک مطلب تأثیر نمیگذارند. یعنی خواننده میتواند سرعت خود را دو یا چند برابر کرده و دقیقاً به همان اندازهٔ قبل، متن را بفهمد و درک کند.
دربارهٔ اثربخشی روشهای تندخوانی پژوهشهای متعددی انجام شده که لازم است در درس جداگانهای به آنها پرداخته شود. اما فعلاً کافی است در همین حد اشاره کنیم که تقریباً همهٔ پژوهشهایی که به اثربخشی تندخوانی پرداختهاند، «توانایی به خاطر سپردن و به یاد آوردن» را سنجیدهاند و نه «درک مطلب» را. ما معمولاً به قصد یادگیری میخوانیم و یادگیری زمانی اثربخش است که بتوانیم آموختههای جدید را به دانستههای قبلی وصل کنیم. کسی که در کتابخوانی شتابزده است، ممکن است با حالوهوای کتاب آشنا شود، اما این به آن معنا نیست که محتوای کتاب را نیز آموخته است.
این که شما یک داستان بخوانید و بعد به خاطر بیاورید که هر کس با چه کسانی نسبت داشت یا اتفاقات مهم داستان در چه تاریخی روی داد، با این که مطلبی را آنقدر عمیق بخوانید که مدل ذهنی شما تغییر کند، تفاوت دارد. شاید بتوان از تندخوانی اخبار و اسناد اداری دفاع کرد، اما تندخوانی کتاب های مدیریت، کتاب های روانشناسی، کتاب های توسعه فردی و بسیاری از حوزههای دیگر – که البته خارج از حوزهٔ آموزشی متمم هستند – قطعاً اثربخشی مطلوب نخواهد داشت.
حتی در همان اخبار و اسناد اداری هم، اگر واقعاً خبر یا سند مهمی باشد، لازم است جمله به جمله و کلمه به کلمه خوانده شود. چرا که معمولاً همهٔ دردسرها، هزینهها، کجفهمیها و پشیمانیها ناشی از سرسری خواندن همین اخبار و اسناد است.
قبل از این که به تندخوانی وسوسه شوید، همیشه از خود بپرسید که هدف از خواندن کتاب چیست؟ آیا تندتر خواندن شما را به هدفی که دارید نزدیکتر میکند؟ اگر کتابی در دست دارید که معتقدید خواندن دقیق آن چندان ضروری نیست، بهتر است کمی بیشتر فکر کنید؛ چون شاید اساساً خواندنش ضروری نباشد.
مدافعان تندخوانی اخیراً آموختهاند تأکید کنند که درستخوانی را آموزش میدهند و نه شتابزدگی را و تأکید میکنند که ما میخواهیم نحوه صحیح کتاب خواندن را رواج دهیم. اما مسئله اینجاست که حتی با این فرض، بخش بزرگی از زمانی که برای مطالعه کتاب صرف میشود، مربوط به عملیات خواندن (مشاهدهٔ کلمه، خواندن کلمه و درک معنی کلمه) نیست. بلکه مربوط به پردازشهایی است که همزمان با خواندن در ذهن انجام میشود و طبیعتاً سرعت آن پردازشها را نمیتوان افزایش داد.
جدا از این که چنین نگاهی به مطالعه – که باید نقطه به نقطه، حرکت چشم و لب و دهان کنترل شود – بیشتر رویکردی تیلوریستی است و اگر هم به کار کارخانجات بیاید، برای کتاب و کتابخوانی که مستلزم فهم مطلب و کشف معناست چندان مناسب نیست. به عبارت دیگر، این نوع رویکردها بیشتر برای بیل زدن و استخراج معدن به کار میآید تا پلک زدن و استخراج معنا.
جدا از همهٔ این حرفها و استدلالها، اشاره به تندخوانی در این درس، علت دیگری دارد. در ابتدای درس به این سوال پرداختیم که «چرا کتاب نمیخوانیم؟» میدانیم که یکی از علتها میتواند نبودن شوق و انگیزه برای مطالعه باشد. و یکی از ریشههای بیانگیزگی میتواند این باشد که کتابخوانی برای ما فعالیتی شیرین نبوده و خاطرات احساسی مثبتی از کتابخوانی در ذهن ما ثبت نشده است.
با سریع خواندن و ورق زدن شتابزده و از این برگ به آن برگ و از این فصل به آن فصل رفتن، کتابخوانی قطعاً تجربهای شیرین نخواهد بود و طبیعی است اگر بعداً هوس کتاب خواندن به سر ما نزند.
بنابراین پیشنهاد میکنیم به جای جستجوی شیوه های خلاق کتابخوانی و ابتکارات عجیبوغریب برای افزایش سرعت مطالعه، این نکته را به خاطر بسپارید که روش صحیح کتاب خواندن، سریع خواندن نیست. بلکه کاهش سرعت مطالعه تا آن سطحی است که مطمئن شوید پیام متن را درک کردهاید و آنچه خواندهاید به خوبی با آنچه پیشتر آموخته بودید، آمیخته شده است.
آشنایی با درسهای متمم و عضویت در متمم روش ثبت نام فهرست درسها
برنامه ریزی برای مطالعه
حالا که دربارهٔ تندخوانی حرف زدیم، میتوانیم یک پله جلوتر برویم و بگوییم نه فقط تندخوانی، بلکه هر نوع رویکرد کمّی و مکانیکی دیگر به مطالعه اشتباه است. مطالعه و کتابخوانی کاری نیست که با شاخصهای کمّی سنجیده و ارزیابی شود.
این روزها در شبکه های اجتماعی از برخی بلاگرهای کتاب میشنویم که با افتخار میگویند «خوشبختانه امسال هم ۵۲ کتاب (یا ۲۶ کتاب یا هر عدد دیگر) خواندم و توانستم طبق برنامه پیش بروم.» اما با وجود رواج این سبک «کیلویی» در برنامه ریزی برای کتاب خواندن، هنوز هم بعید است بتوانید یک کتابخوان حرفهای پیدا کنید که کتاب خواندن به این شیوهٔ نمایشی را بپسندد و تأیید کند.
کتابخوان حرفهای میداند که گاهی در یک سال سی کتاب میخواند و گاه ممکن است تمام سال با دو یا سه کتاب درگیر باشد. کتابخوانهای حرفهای اگر هم بخواهند برای مطالعه برنامه ریزی و هدفگذاری کنند، ممکن است با خود قرار بگذارند که همهٔ کتابهای یک نویسندهٔ خاص را بخوانند یا تا زمانی که خواندن چند کتاب مشخص را تمام نکردهاند، به خودشان اجازهٔ خرید کتاب تازه ندهند (که برای عاشقان کتاب، تنبیهی دردناک محسوب میشود).
اگر میخواهید برای مطالعه برنامه ریزی کنید، برای خروجی مطالعه هدف تعیین نکنید، بلکه برای زمان مطالعه هدف بگذارید. مثلاً با خود بگویید که من سعی میکنم شبها قبل از خواب سی دقیقه مطالعه کنم. و دو شب در هفته هم به خودم استراحت میدهم (شبهای مشخصی را تعیین نکنید. هر شبی که پیش آمد و خسته بودید).
با این شیوه به مغزمان کمک میکنید تا هنگام خواندن، با محتوای کتاب درگیر شود و نه سرعت مطالعه.
نقش مدیریت تمرکز و توجه در مطالعه موثر
برای مدیریت تمرکز و توجه قوانینی وجود دارد که تقریباً همهٔ ما آنها را میدانیم، اما گاهی آنها را جدی نمیگیریم. یکی از سادهترین کارهایی که میتوانید برای تمرکز بهتر انجام دهید این است که وسایلی را که حواستان را پرت میکنند از خود دور کنید؛ اینترنت، موبایل و تلویزیون از جمله وسایلی هستند که از ظرفیت بالایی برای پرت کردن حواس ما برخوردارند. حتی اگر لازم است موبایل نزدیکتان باشد، میتوانید نوتیفیکیشن تعدادی از برنامهها را قطع کنید.
همچنین اگر تماس مهمی وجود دارد که ذهنتان را درگیر کرده، پیش از کتابخوانی با فرد موردنظر تماس بگیرید و اگر باید ایمیل مهمی ارسال شود، این کار را انجام دهید. خلاصه این که باید تکلیف دو دسته از تهدیدکنندگان تمرکز را مشخص کنید:
- وسایل و اتفاقاتی که پس از شروع مطالعه حواستان را پرت میکنند.
- دغدغههای ذهنی که از هماکنون و حتی پیش از شروع مطالعه، بخشی از ظرفیت ذهنی شما را اشغال کردهاند.
علاوه بر اینها تکنیکهای سادهٔ دیگری هم هستند که میتوانند به افزایش تمرکز برای مطالعه کمک کنند. مثلاً میتوانید در خانه یا محل کار، مکان مشخصی را برای مطالعه در نظر بگیرید. این کار به شرطی شدن ذهن کمک میکند و هر زمان در آن محل بنشینید، مغز متوجه میشود که باید خود را برای مطالعه آماده کند. به همین علت ما در متمم معمولاً در پاسخ به این سوال که «بهترین زمان مطالعه کتاب یا بهترین مکان مطالعه کتاب چیست؟» میگوییم: زمان و مکانی که ذهن شما از قبل عادت کرده باشد در آن زمان و در آن مکان کتاب بخواند. هر توصیهٔ دیگری، بیشتر از جنس سلیقهٔ شخصی است.
قرار نیست مانند نجیبزادگان عصر ویکتوریا، اتاق مخصوصی برای مطالعه داشته باشید. همین که بدانید از بین پنج عدد مبل خانه، معمولاً روی کدام مینشینید و کتاب میخوانید، برای شرطی شدن کافی است.
اگر به موضوع افزایش تمرکز و مدیریت توجه علاقه دارید، احتمالاً دوره صوتی آموزش مدیریت توجه که در فروشگاه متمم عرضه شده میتواند برایتان جذاب باشد.
سهم متنهای کوتاه را در رژیم محتوایی خود کاهش دهید
عصر دیجیتال دوران رواج محتواهای کوتاه است.
مخاطبی که زمانی فیلمهای طولانی و سریالهای طولانی میدید، اکنون از کلیپهای یوتیوب و مینیسریالها استقبال میکند. حتی کلیپهای چنددقیقهای یوتیوب هم طولانی به نظر میرسند و تولیدکنندگان محتوا میکوشند کار خود را در قالبهای کوتاهتر و فشردهتر عرضه کنند. در حدی که گاهی دنبال کردن جملههایی که در کلیپ ویدئویی کوتاه اینستاگرامی میبینید، دشوار میشود. همین روند دربارهٔ محتواهای متنی هم مصداق دارد. متنها و کپشنها در پیامرسانها و شبکههای اجتماعی، کوتاه و کوتاهتر شدهاند و همان متن کوتاه هم باید با فشار ایموجیها و انواع ترفندهای بصری و گرافیکی به مخاطب خورانده شود.
این کوتاهگویی و کوتاهخوانی در شبکههای اجتماعی را نمیتوان ایراد دانست. هر رسانهای قواعد و ترجیحات خود را دارد و اتفاقاً همین ویژگیهاست که فرصتها و ظرفیتهای تازه خلق میکند. اما باید به این نکته هم توجه کنیم که رژیم مطالعهٔ ما درست مثل رژیم غذاییمان به تدریج به عادت تبدیل میشود و ذائقهٔ ما را تغییر میدهد. اگر سهم کوتاهخوانی در رژیم محتوایی شما بسیار زیاد باشد، حوصله و تحملتان برای مطالعهٔ متنهای طولانی کمتر خواهد شد. همین باعث میشود خواندن کتاب برایتان دشوار شده و مدام حواستان پرت شود.
قرار نیست اکانتهای خود را در شبکههای اجتماعی ببندید و صرفاً کتاب بخوانید، اما میتوانید در این زمینه کمی آگاهانهتر رفتار کنید. حداقل اینکه خود را مقید کنید کپشنها و توییتها و پستها را کلمه به کلمه بخوانید و اکانتهایی را که مطالب طولانیتر – در حوزهٔ علاقهٔ شما – منتشر میکنند دنبال کنید.
اهمیت گروه کتابخوانی و حرف زدن درباره کتابها
ما مطالعه و کتابخوانی را به عنوان فعالیتی انفرادی میشناسیم. اما قرار نیست کتابخوانی همیشه به شکل فردی انجام شود؛ بهویژه اگر در ابتدای راه کتاب خوانی هستید و هنوز به انگیزانندههای بیرونی نیاز دارید.
کتابخوان های بسیاری را میتوانید پیدا کنید که تشکیل گروه کتابخوانی و شرکت در جلسات کتابخوانی را از شیرینترین خاطرات و تجربیات خود میدانند. اما اگر از اکثر آنها سرنوشت گروه کتابخوانیشان را بپرسید، متأسفانه به نتیجه خواهید رسید که عمر گروه های کتابخوانی بسیار کوتاه است. معمولاً شوق اولیه باعث میشود که اعضای گروه، آرزوهای درازی در سر بپرورند و اهداف بلندپروازانهای تعریف کنند. اما به تدریج اختلافنظرها، گلایهها، بینظمیها و انواع عوامل آشکار و پنهان دیگر باعث میشوند که انگیزهٔ اولیه و شوق مطالعه کتاب کمرنگ شده و گروه کتابخوانی وارد سراشیبی فرسایش شود.
به همین علت، اگر قصد دارید یک گروه کتابخوانی راهاندازی کنید، پیشنهاد ما این است که حتماً ابتدا درسی را که در متمم با عنوان قوانین گروه کتابخوانی بخوانید و با الهام از آن، قواعد و چارچوب مناسب گروه خودتان را تعریف کنید.
البته بهجز تشکیل گروه کتابخوانی روشهای دیگری هم برای تبدیل کتابخوانی به یک فعالیت جمعی وجود دارد. شما میتوانید به شکلهای دیگری هم با دیگران درباره کتابهایی که خواندهاید صحبت کنید. اگر اهل وبلاگ نویسی یا حضور در شبکه های اجتماعی هستید، میتوانید از تجربه کتابخوانی خود بگویید. یا برخی نکات و جملههای کتابهایی را که خواندهاید، برای مخاطبان خود نقل کنید.
همیشه یک فهرست از کتابهای خوب در دسترس داشته باشید
بسیاری از تصمیمهای کتابخوانی ما تکانشی هستند. یعنی ناگهان تصمیم میگیریم کتابی را بخوانیم یا وقتی کتابفروشیای را در مسیر خود میبینیم، میان کتابها میچرخیم و چند جلد کتاب میخریم؛ گاهی حتی بدون اینکه دقیق بدانیم موضوع و محتوای آن کتاب چیست. این کاملاً طبیعی است و همهٔ کتابخوانها بخشی از کتابهایشان را به همین شیوه تهیه میکنند و میخوانند.
اما احتمال انتخاب ناموفق در میان کتابهایی که به این شیوه خریده میشوند بیشتر است. بهتر است در کنار این کار، فهرستی از کتابهایی که دوست دارید بخوانید داشته باشید. این فهرست را ممکن است بر اساس آنچه از دیگران میشنوید، یا در سایتها و منابعی مانند متمم میبینید، تدوین کنید. همانطور که میدانید ما در متمم کتابها را در چند دسته معرفی میکنیم:
پاراگراف فارسی (بندهای برگزیده از کتابها)
تهیهٔ فهرست یک مزیت مهم دارد. به جای تصمیمگیری شتابزده، هر کتابی مدتی در فهرست شما میماند. در طول این مدت ممکن است از منابع مختلف، اطلاعات متفاوت و مکملی دربارهٔ کتاب بخوانید و بشنوید. بنابراین به تدریج شناخت بهتری از کتاب پیدا میکنید و تصمیمتان پختهتر خواهد شد.
هنگام استفاده از سلیقهٔ دیگران این نکتهٔ واضح را هم در ذهن داشته باشید که سلیقهها یکسان نیست (اساساً معنی سلیقه همین است). هیچ اشکالی ندارد اگر کتابی را – که فرد یا افراد معتبری توصیه کردهاند – تهیه کنید و پس از خواندن چند صفحه، نتیجه بگیرید که آن کتاب، کتاب مناسب شما نیست. هیچوقت به خودتان نگویید که وقتی فلانی و فلانی این کتاب را تحسین کردهاند، من «باید» آن را بخوانم و «باید» از خواندنش لذت ببرم و اگر لذت نمیبرم یا نمیپسندم یا متن را نمیفهمم، حتماً ضعف یا مشکلی در من هست که باید حل شود.
درباره کتاب های پرفروش
همیشه به خاطر داشته باشید که کتاب های پرفروش لزوماً بهترین کتاب های حوزهٔ خودشان نیستند. از پرفروش بودن یک کتاب صرفاً میتوان دو نتیجه گرفت:
- افراد بسیاری آن کتاب را خریده – و احتمالاً – خواندهاند
- ناشر کتاب با تکنیک های افزایش فروش کتاب آشنا بوده است
این که افراد بسیاری یک کتاب را خواندهاند، لزوماً به معنای کیفیت بالای آن کتاب نیست. گاهی اوقات، تبلیغات گسترده باعث فروش یک کتاب میشود. علاوه بر این، حتی اگر مخاطبان بسیاری یک کتاب را پسندیده باشند، باز هم نمیتوان بر این اساس دربارهٔ کیفیت کتاب قضاوت کرد. ضمن این که بهترین کتاب برای شما کتابی است که به نیاز شما پاسخ دهد و تطبیق «نیاز شما» و «محتوای یک کتاب» چیزی نیست که لزوماً در فهرست کتاب های پرفروش پیدا شود.
این موضوع در کتاب های غیرداستانی ترجمهشده بسیار جدیتر است. چون بسیاری از ناشران صرفاً کتاب های پرفروش را ترجمه میکنند. بنابراین اگر حواستان نباشد، در عین این که فکر میکنید آگاهانه مشغول انتخاب کتاب مناسب هستید، عملاً در گوشهٔ کوچکی از دنیای بزرگ کتاب های جهان گرفتار شدهاید.
برای توضیحات بیشتر در این زمینه میتوانید درس مستقلی را که در متمم منتشر شده بخوانید:
کتاب دیجیتال بخوانید؛ اما خود را به کتابهای دیجیتال محدود نکنید
پیشنهاد پایانی ما این است که – لااقل در ابتدای مسیر کتابخوانی – خود را به خواندن کتابهای دیجیتال محدود نکنید. وقتی عادت کتابخوانی در شما تثبیت شد، احتمالاً مطالعه کتاب دیجیتال با کتاب چاپی (نسخهٔ هاردکپی) تفاوتی نخواهد داشت. اما در اوایل دورهای که میخواهید به کتاب خوانی عادت کنید، نسخهٔ فیزیکی یا همان کتاب چاپی میتواند اثربخشتر باشد. لمس کاغذ، خط کشیدن زیر نوشتهها، قرار دادن برگ نشانه میان کتاب، و حتی باز شدن شیرازه کتاب و جدا شدن برگهای آن در اثر مرور مکرر، همگی میتوانند به شما حس خوب موفقیت را القا کنند. کهنه و فرسوده شدن یک کتاب کاغذی در اثر مطالعه دقیق، سندی است که باعث میشود خودتان باور کنید به یک کتابخوان تبدیل شدهاید. ارزش این سند و تأثیر روانی آن را دستکم نگیرید.
پیشنهاد | کتاب از کتاب
در کتاب «از کتاب» محمدرضا شعبانعلی به تفصیل به مباحث متنوع مربوط به کتاب و کتابخوانی صحبت کرده است.
از جمله سوالاتی که در این کتاب به آنها پاسخ داده شده میتوان به این موارد اشاره کرد: «چرا کتاب بخوانیم؟» «چرا کتاب نمیخوانیم» «چگونه کتاب بخوانیم که اثربخشی مطالعه و میزان یادگیریمان بیشتر باشد؟» «تندخوانی خوب است یا بد؟» «چه کتابهایی بخوانیم؟» «از کجا بفهمیم چه کتابهایی نامناسبند؟» «چگونه عادت کتابخوانی را در خود تقویت کنیم؟»
مجموع این بحثها به کتابی ۴۰۰ صفحهای تبدیل شده است. شاید چنین حجمی برای کتابی دربارهٔ کتابخوانی به نظر زیاد برسد. یا این سوال در ذهن شکل بگیرد که کسی که میتواند یک کتاب ۴۰۰ صفحهای بخواند، دیگر مسئلهی کتاب و کتابخوانی برایش حل شده و به اندازهٔ کافی با کتاب مأنوس است.
اما حاشیهها، جزئیات، پژوهشها، نکتهها و تکنیکهای فراوانی در این بحث وجود دارد که در کمتر از این حجم عملاً نمیتوان همهٔ آنها را بررسی کرد. توضیحات بیشتر دربارهٔ «از کتاب» را میتوانید در صفحهٔ اختصاصی آن بخوانید:
پیشنهاد | دوره آموزشی صوتی روش صحیح مطالعه کتاب
اگر مطالعه کردن برای شما یک کار جدی است و دوست دارید در مورد کتاب و کتابخوانی بیشتر بدانید، احتمالاً فایل صوتی راهنمای خریدن و خواندن کتاب (به روایت محمدرضا شعبانعلی) میتواند برایتان مفید باشد. در این فایل صوتی درباره کتاب و مفهوم آن، انواع کتاب برای مطالعه و انتخاب کتاب (با تأکید بر کتابهای غیرداستانی) و نیز اعمیت کتاب و کتابخوانی به زبان ساده صحبت شده است.
شناخت و انتخاب ناشر کتاب، آشنایی با انواع نویسندگان، تشخیص کتابهای مفید برای خواندن، روشهای درست و نادرست مطالعه کتاب و تکنیکهای مطالعه و علامتگذاری و یادداشت برداری از جمله موضوعاتی هستند که در این فایل صوتی مطرح شدهاند.
این فایل صوتی برای مخاطبانی تهیه شده که میخواهند کتابخوانی را به بخشی از سبک زندگی خود تبدیل کنند و اثربخشی مطالعه خود را بالا ببرند و در یک کلام، به یک کتابخوان حرفه ای تبدیل شوند.
چند تذکر دربارهٔ بخش معرفی کتاب متمم
متمم سایت فروش کتاب نیست. و جز کتاب «از کتاب» محمدرضا شعبانعلی - که خود متمم آن را منتشر کرده - صرفاً به معرفی، بررسی و نقد کتاب میپردازد.
صِرف معرفی کتاب در متمم لزوماً به معنای تأیید محتوای آن کتاب نیست. پس حتماً متن معرفی را کامل بخوانید. ممکن است نقاط ضعف برخی کتابها پررنگتر از نقاط قوتشان باشد. ضمن این که معرفی کتاب در متمم لزوماً به این معنا نیست که آن کتاب جزو منابع تدوین درسها بوده است. جز در مواردی که صریحاً به این نکته اشاره، در باقی موارد صرفاً ممکن است با هدف آشنایی کلی با موضوع یا نویسنده و یا نقد کتاب به آن پرداخته شده باشد.
متمم برای معرفی کتابها هیچ نوع هزینهای دریافت نمیکند و صرفاً اهداف آموزشی خود را مد نظر قرار میدهد.
دستهبندی کتاب های روانشناسی و توسعه فردی
کتابهایی در مورد یادگیری و مدل ذهنی
چند کتاب درباره بهبود مهارت های ارتباطی
مطالب، فایلها و کتابهای مربوط به کتابخوانی
خرید کتاب از کتاب نوشته محمدرضا شعبانعلی
راهنمای خواندن و خریدن کتاب (فایل صوتی)
کتابخوانی | چگونه کتابخوان شویم؟
فهرست کتابهای پیشنهادی برای ترجمه
پاراگراف فارسی | جملات منتخب کتابها
با ثبت نام رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمهٔ عبور) میتوانید به حدود نیمی از هزاران درس متمم دسترسی داشته باشید.
همچنین در صورت تمایل با پرداخت هزینهٔ عضویت ویژه به همهٔ درسهای متمم از جمله درسهای زیر دسترسی خواهید داشت:
دوره MBA | مذاکره | کوچینگ | توسعه فردی
فنون مذاکره | تصمیم گیری | مشاوره مدیریت
تحلیل رفتار متقابل | تسلط کلامی | افزایش عزت نفس
چگونه شاد باشیم | هوش هیجانی | هدف گذاری
خودشناسی | شخصیت شناسی | فکر کردن با نوشتن
برای خرید محصولات صوتی هم میتوانید به صفحهٔ فروشگاه متمم سر بزنید.
چند پرسش، و پاسخ آنها
اگر بخواهیم یک کتاب در مورد کتابخوانی بخوانیم، پیشنهاد متمم چیست؟
کتابهای بسیاری در زمینهٔ روش خواندن کتاب منتشر شدهاند، اما کتاب مورتیمر آدلر در عین قدیمی بودن، همچنان یکی از بهترین آنهاست. ما این کتاب را در متمم معرفی کردهایم: چگونه کتاب بخوانیم؟
متمم چه کتابی را برای یادگیری تندخوانی پیشنهاد میکند؟
چنانکه لابهلای نکات بالا گفتیم، ما بر این باوریم که تندخوانی در اغلب موارد کار درستی نیست و میتواند اثربخشی مطالعه را کاهش دهد. اگر چه معمولاً مدافعان تندخوانی اصرار دارند که در آموزش تندخوانی، بیشتر درستخوانی را توضیح میدهند، اما تقریباً روح هر دورهای که ما تا کنون بررسی کردهایم، قربانی کردن یادگیری عمیق در پای مطالعهٔ سریع بوده است. تندخوانی شما را به آرام خواندن، دوباره خواندن، بلند خواندن، یادداشت برداری، رونویسی متن و در یک کلام «عشقورزی به کتاب» تشویق نمیکند.
بهترین کتاب برای شروع کتابخوانی چیست؟
این سوال، یک پاسخ قطعی و مشخص ندارد. هر کس، بسته به علاقه و ترجیحات خود باید کتاب متفاوتی را برای شروع کتابخوانی انتخاب کند. اما پیشنهاد ما این است که برای شروع کتابخوانی حتماً به سراغ موضوعاتی بروید که دغدغهٔ بنیادی شما باشند. اگر در پی افزایش فروش کسب و کار خود هستید، کتابی در این زمینه بیابید. و اگر تمام ذهنتان درگیر تاریخ ایران باستان است، خواندن را با کتابی در این حوزه شروع کنید. «شوق به موضوع و محتوا» مهمترین عاملی است که میتواند نخستین تجربههای کتابخوانی را با لذت و رضایت همراه کند.
با این حال اگر بخواهیم چند کتاب برای شروع کتاب خوانی پیشنهاد کنیم، احتمالاً بتوان کتاب از کتاب (محمدرضا شعبانعلی) را هم در آن گنجاند. البته مخاطب اصلی این کتاب خوانندگانی هستند که میخواهند حرفهایتر بخوانند و لذت خواندن را عمیقتر تجربه کنند.
ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت یادگیری به شما پیشنهاد میکند:
- مهارت یادگیری، تکنیکها و روشهای یادگیری بهتر
- روشهای نادرست متممخوانی!
- سواد چیست؟ | تعریف سواد از نظر یونسکو
- تفاوت آموزش و یادگیری چیست؟
- هدف گذاری و تنظیم لیست اهداف در یادگیری (+ نمونه هدف گذاری)
- آیا آموزش الکترونیکی و روشهای یادگیری الکترونیکی مناسب شماست؟
- فایل صوتی آموزشی | مقدمهای بر مهارت یادگیری
- فایل صوتی درباره مهارت یادگیری | چند نکته درباره تکنیکهای یادگیری
- یادگیری تطبیقی | فایل صوتی آموزشی
- فایل صوتی مهارت یادگیری | اهمیت کند کردن سرعت یادگیری
- یادگیری کریستالی | دانلود فایل صوتی دربارهٔ مهارت یادگیری
- مثال یادگیری کریستالی | فایل صوتی درباره ماجرای دروغ و فریب
- آیزاک آسیموف | تمرین یادگیری کریستالی
- آنتوان دو سنت اگزوپری | تمرین یادگیری کریستالی
- بهترین معلم ریاضی کیست؟
- تعریف منحنی یادگیری چیست و برای ما چه کاربردی دارد؟
- کتابخوانی و توصیه هایی برای آن | چگونه کتابخوان شویم؟
- انواع منابع و طبقه بندی منابع اطلاعاتی | از منابع دست اول تا خروجی هوش مصنوعی مولد
- درباره اهمیت کتاب | بخشی از متن کتاب آهنگ افلاک نوشته کارل سیگن
- گروه کتابخوانی | برای کتابخوانی گروهی چه قوانینی بگذاریم؟
- چگونه کتاب بخوانیم؟ راهنمای مورتیمر آدلر برای کتاب خواندن
- درباره اهمیت کتابهای قدیمی | چرا باید آنها را بخوانیم؟
- کتاب های پرفروش | آیا پرفروش ترین کتاب های جهان لزوماً بهترین کتابهای حوزهٔ خود هستند؟
- تکنیک های درس خواندن و یادگیری | معرفی کتاب یادگیری با فعالیتهای مولد
- آموزش خلاصه نویسی و یادداشت برداری
- آیا با این رسمالخط، مطالب را بهتر به خاطر میسپارید؟
- کتاب صوتی یا کاغذی؟ | آیا کتاب کاغذی جای خود را به کتاب صوتی خواهد داد؟
- در کتابخانه شخصی شما چه خبر است؟
- بریدههایی از کتاب برچیدن کتابخانهام | آلبرتو مانگل
- نقشه ذهنی چیست؟ بررسی کاربردهای نقشه ذهنی در یادگیری
- نقشه مفهومی یا نمودار مفهومی چیست؟ | راهنمای ترسیم نقشه و یک نمونه
- تکنیک های یادگیری | بهترین روش مطالعه و یادگیری درسهای متمم چیست؟
- معرفی کتاب چرا به یاد میآوریم؟ | دربارهٔ حافظه، به خاطر سپردن و فراموش کردن
- اینفوگرافی تکنیکهای یادگیری
- حافظه کوتاه مدت، حافظه بلند مدت و حافظه فعال چه هستند؟
- تانیا لومبروزو (محقق روانشناسی شناختی)
- هر یک از اینها از کدام سیاره آمدهاند؟
- آیا شما از این روش یادگیری استفاده میکنید؟
- ترجمه کتاب | چگونه بدانیم یک کتاب انگلیسی به فارسی ترجمه شده یا نه؟
- بلوم کیست؟ | زندگینامه + اهمیت نظریه بلوم در یادگیری
- طبقه بندی بلوم (سطوح یادگیری بلوم)
- دانستن، حفظ کردن و به خاطر سپردن، میتواند یکی از اهداف آموزش باشد
- منظور از درک مطلب چیست؟ چگونه برای درک مطلب هدفگذاری کنیم؟
- آیا همیشه باید یادگیری را از موضوعات ساده شروع کرد؟
- کاربردی کردن آموختهها: آیا به تفاوت آموختن و به کاربردن توجه کردهاید؟
- تجزیه و تحلیل به عنوان یکی از مهارتها در یادگیری
- توانایی ارزیابی و قضاوت یکی از مراحل یادگیری است
- بالاترین سطح یادگیری، خلق و ترکیب است
- انواع سبک های یادگیری چه هستند و چه کاربردی دارند؟
- انواع سبک های شناختی | تفاوتهای ما در اندیشیدن، یادگیری و حل مسئله
- کدامیک از روش های یادگیری را انتخاب میکنید؟
- درباره اهمیت آموزش دانشگاهی
- افزایش سرعت یادگیری به عنوان یک هدف
- چند پیشنهاد ساده برای بهبود روش مطالعه شما
- مخترع کیست؟
- آیا مراقب هستید که آموزش، شما را نادانتر نکند؟
- اثر دانینگ کروگر | آنکس که نداند و نداند که نداند
- معرفی کتاب دوباره فکر کن | آدام گرنت
- منابع تکمیلی | دوره صوتی آموزش کتابخوانی و انتخاب کتاب مناسب (محمدرضا شعبانعلی)
چند مطلب پیشنهادی از متمم:
سوالهای پرتکرار دربارهٔ متمم
متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحثهای مهارتی و مدیریتی.
برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.
فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟
هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه» دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص میکند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری میتوانید نقشه راههای مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.
همچنین در صفحههای دوره MBA و توسعه فردی میتوانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.
هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟
شما میتوانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.
اعتبار را میتوانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیمسال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.
توجه داشته باشید که خرید ششماهه و یکساله بهترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یکماهه) محسوب میشوند.برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.
آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟
مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که میتوانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.
همچنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آنها را میتوانید در فروشگاه متمم ببینید.
با متمم همراه شوید
آیا میدانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور میتوانید به جمع متممیها بپیوندید؟
اخیرا یک روش مطالعاتی در پیش گرفتم که باعث شده هم بیشتر بتونم کتاب بخونم و هم اینکه این کار برای من لذتبخشتر و اثربخشتر بشه.
من هم کتاب کاغذی میخونم و هم کتاب الکترونیکی از روی کتابخوان.
مطالعاتم هم شامل سه دسته کتاب میشه:
– کتابهای آموزشی و توسعه فردی به زبان فارسی
– کتابهای توسعه فردی به زبان انگلیسی
– رمان
برای مطالعه دسته اول که کتابهای آموزشی و توسعه فردی هستند، همیشه کتاب فیزیکی تهیه میکنم و در محل مشخص و در زمانهای مشخص مطالعه میکنم. همچنین هایلایت کردن متن و یادداشت برداری هم در کنارش هست.
برای مطالعه کتابهای زبان انگلیسی، معمولا از کتابخوان استفاده میکنم که هم تهیه فایل الکترونیکی کتابها نسبت به نسخه فیزیکی اونها آسونتر هست و هم اینکه استفاده از دیکشنری کتابخوان برام راحتتره. (البته شاید یادگیری تو مراجعه به دیکشنری فیزیکی بهتر و بیشتر باشه.)
برای رمان هم از فیدیبوک استفاده میکنم که کتابخوان ایرانی هست و امکان خرید کتابهای مختلف به شکل قانونی تو اون وجود داره. با توجه به اینکه کتابخوان نسبت به خیلی از کتابهای رمان سبکتر هست و مطالعه رمان نیاز به یادداشت برداری و تمرکز زیادی نداره، همیشه فیدیبوک همراهمه و تو هر موقعیتی از تاکسی گرفته تا مطب پزشک و محل کار، از فرصتهای کوتاه پیش اومده برای مطالعه استفاده میکنم.
البته شعر رو هم تو فرمتها و شکلهای مختلف میخونم.
ممنونم از متمم ، یه چند مورد رو هم من اضافه کنم برای اینکه چرا کتاب رو نیمه کاره ول می کنم ؟!
۱- جلد کتاب اونقدر سخت و سفته یا شیرازه کتاب جوریه که می ترسم ورقهاش بریزه، خیلی باهاش راحت نیستم ..
۲- بعضی کتابها که دارم یا ترجمه خیلی عجیبی دارن یا غلط املایی های وحشتناک ، مثلا به جای اینکه نوشته شده باشه “به امر پروردگار” نوشته شده “بامرپروردگار”
۳- کتابی که نیمه کاره ول می کنم ، از ۳ ماه پیش برای خوندنش اقدام کردم و بخاطر مشکلات نتونستم با برنامه پیش برم و حالا نوبت کتاب بعدی بوده که تو برنامه دارم ..
شاید من الکی الکی ایراد می گیرم ولی واقعا چند تا از کتابها رو بخاطر علتهایی که گفتم نیمه ول کردم .
کتاب….
به قول یکی از دوستام تو ساختمان عقایدتو که بیست سال براش وقت گذاشتی و خراب کردی و دونه دونه دوباره شروع کردی به اجر گذاشتن و ساختن اون
کتاب منو برد به اوج بیهودگی و برم گردوند به شادمانی ، ارامش، خدا،عشق ، متمم ، دوستای خوب و هزاران هزار چیز دیگه
با کتاب لحظه های زندگیمو به عینه تجربه کردم و از تک تک اون لحظه ها لذت بردم
کتاب بهم درس داد آرومم کرد کمکم کرد هدایتم کرد
باهاش قهر کردم باهاش اشتی کردم رهاش کردم دوباره بهش وابسته شدم
مگر میشود ذهن یک نویسنده که سالها وقت گذاشته و داره تموم ثمره زندگیشو روی کاغذ میاره بخونی و به وجد نیای؟
این حال خوب فقط متممیای کتاب خون میفهمند
به بحث در مورد کتاب ها و تجربه هاشون از کتاب
اره دنیای کتاب خون ها فرق داره با دنیای ادم عادی ها
کتابخون باشید همیشه
موضوعی که هم در مطالعه کتب تخصصی و هم در مطالعه کتب عمومی منو اذیت می کنه و در زمینه کتب عمومی باعث کاهش سرعت و متاسفانه رغبت به مطالعه می شود، بعضا” موضوع ترجمه های ناقص یا غیرشیوا هست و دومین موضوع اینکه در طول روز کاری حداقل ۴ ساعت به نوعی به صفحه مونیتور خیره میشم و دو ساعت مطالعه گزارشات و سایر متون کاغذی. بنابراین برای عصر و شب اغلب چشمانی خسته دارم.
سلام دوستان
به نظر من یکی از مهمترین نکته ها، داشتن فهرستی از کتابهای خوبه
تاحالا دقت کردید که شما کتاب هایی را مطالعه میکنید که معمولا یک نفر به شما توصیه کرده یا اینکه یک جایی در موردش شنیدید و یا خوندید. تا حالا نشده که برید داخل یک کتاب فروشی و بگردید داخل کتابها و کتابی رو بدون هیچ زمینهی قبلی بخرید، مثلا از جلدش خوشتون بیاد و یا از اسمش. همیشه کتابی رو خوندید که یک نفر شمارو به خوندنش ترغیب کرده.
میخوام بگم که شاید یکی از مهمترین دلایلی که ما کمتر کتاب میخونیم اینه که فهرستی از کتابهای خوب نداریم.
پس یک فهرست تهیه کنید و ببینید چقدر در افزایش مطالعهی شما تاثیرگذار خواهد بود.
بنظر من اگر هیچکدام از این توصیهها کار نکرد، توصیه فاشیستی(!) این است که مِن باب شروع روزانه برای چهل روز به مقدار معلومی مثلا یک ساعت کتابی که بنظرمان در آن مقطع از زمان برایمان مفید و البته دوست داشتنی است را بخوانیم.
معمولا بعد از انجام این کار، ترک کتابخوانی بقدری عذاب وجدان دارد که دیگر به سادگی قبل نمیتوانیم کتاب نخوانی را شروع کنیم.
درود و خدا قوت
از مطالعه کردن هنگام غذاخوردن و بلافاصله بعد از آن اجتناب کنید.
ماژیک یا خودکار را در دسترس داشته باشید.
کتابهای نیمه کاره را اهدا کنید، ممکن است با سلیقه شخص دیگری جور باشد.
در صورت امکان قفسه یا کتابخانه ای برای خودتان ایجاد کنید.
اگر فرصت می کنید و توصیه من این است که بعضی کتابهای را که قبلا خوانده اید بعد از مدتی دوباره بخوانید.
قبل از خواندن کتاب میتوانید نظرات دوستان دیگر در متمم و گودریدز را درباره کتاب بخوانید.
اگر در مورد کتاب فیلم یا مستندی وجود دارد، توصیه میکنم ببینید.
به گروههای کتابخوانی علاقه ای ندارم.
اگر کتابی را تا جایی خوانده اید و به هر دلیلی وقفه ای در آن افتاده است توصیه میکنم از ابتدا نخوانید از همان جایی که قبلا بوده اید (البته یک مرور اجمالی داشته باشید) شروع کنید.
و در آخر اینکه :
لذت حاشیه نویسی را از خود دریغ نکنید!
عادت و دیگر هیچ!

تنها راه موفقیت و پیروزی در هر زمینه ای، عادت کردن است، عادت به فعالیت های خوب و سازنده. بسیاری از افراد دچار روزمرگی شده اند و نمیدانند که به ماندن در وضعیت موجودشان عادت کرده اند!
کتاب بهترین ابزار برای ایجاد عادت هاست. عادت هایی که ما را به موفقیت میرسانند و این موفقیت ها باعث میشوند تا اعتماد به نفس ما افزایش یابد و با افزایش اعتماد به نفس، فعالیت های مثبت ما شکل بگیرند.
۱-کمتر کسی هست که ادعا بکنه همه کتابهایی رو که شروع کرده به خوندن تموش هم کرده باشه من هم یه تعداد از این کتابها دارم و از اینکه نتونستم تمومشون کنم احساس گناه نمیکنم.
۲-به نظرم برای فرزندانمان یا کلا هر کسی که میخواد کتابخوانی رو شروع بکنه بهتره از کتابهای رمان و خیلی اسان و کم حجم شروع بکنه تا عادت به کتابخوانی براش بوجود بیاد.
۳-در کتابخوانی هم باید نظم داشت و هروز با خودمان قرار بگذاریم که یه زمان مشخصی مثلا نیم ساعت یا یه تعداد صفحات معینی مثلا ۵۰ صفحه بخونیم و اونو رعایت بکنیم.
شاید داستان زندگی من جالب باشه ، دوران دبیرستان زیاد به درس خوانده علاقه نداشتم ، دوره پیش دانشگاهی یکی روز معلم درس عربی سر کلاس به من گفت برای نمره درس نخون ، برای فهمیدن ودرک و علاقه درس ها مطالعه کن تا لذت مطالعه حسن کنی
هفته بعد امتحان عربی داشتیم فقط برای لذت و حس اموختن مطالعه کردم ، نه نمره درسی ! حس خوبی بود … نمره من شد ۱۲ ولی خودم حس خوبی داشتم
طوری شد برای کنکور همین طور مطالعه کردم وقتی دانشگاه قم قبول شد ، کتابخانه حرم برای مطالعه میرفتم روز شاید ۸ ساعت مطالعه داشتم بین سال های ۸۱ تا ۸۵ . دلم برای مطالعه های طولانی تنگ شده … کار و زندگی …. وقت نمیشه
انشاالله با کمک متمم دوباره اموزش و یادگیری و مطالعه کتاب شروع کنم
عادت کردن به کتاب خوانی:
قبلاً وقتی من کتاب های مدیریتی را میخواستم مطالعه کنم، شاید ۱ یک صفحه یا دو صفحه مطالعه میکردم و خسته می شدم. وبعد به ذهن ام یک راه حل برای که این حوصله کتاب خوانی پیدا کنم آمد.
برای اینکه به کتاب خواندن عادت کنیم باید از اول کتاب های ساده و داستانی را مطالعه کنیم.زیرا کتاب های داستانی و رمان جذابیت بیشتر دارد.
وقتی من رمان گیمیاگر را گرفتم در همان اول ۴۰ صفحه مطالعه کردم. و روز بعد کتاب را تمام کددم و احساس کردم کمی عادت کتاب خوانی پیدا کردم.
و بعد از آن نیز چندتا داستان دیگر مطالعه کردم و کمی به کتاب خواندن عادت کردم..
و الان وقت سراغ کتاب های مدیریتی میروم دیگه مثل قبل نیست و همان ۵ صفحه و یا ۱۰ صفحه که هربار میخوانم کوشش میکنم بسیار عمیق و با حوصله میخوانم..
پشنهاد مه برای کسانی که عادت کتاب خوانی ندارد اینست که اول از مطالعه داستان و رمان شروع کند.
تکنیکی برای انتخاب کتابهای خوب
از آنجایی که متمم بحثی مدیریتی است و ما باید از تکنیکهای مدیریتی در همه زمینه ها استفاده کنیم من تکنیکی را برای دوستان اراده می دهم که شاید مفید باشد :
برای بهره وری بیشتر و کتابخوانی هدفمند تر در زمانه ای که وقت بسیار مهم است .ابتدا باید به نحوی برنامه ریزی کرد که منابع مطالعاتی خود را اولویت بندی و تراز بندی نمود و سپس به خواندن آن اقدام کرد برای این کار باید شاخصهای را معرفی نمود و برای هر شاخصی از ۱ تا ۵ نمره داد و سپس هر مورد که نمره بیشتری را دریافت کرد شروع به خواندن آن نمود شاخصها می تواند از موارد زیر باشد :
۱- در حوزه علاقه من قرار دارد (۵-۱ )
۲-توصیه اساتید (۵-۱)
۳- مد روز بودن (۵-۱)
۴- تاریخ انتشار (۵-۱) این مورد هم می تواند بر عکس نمره داد .
۵-کاربردی بودن (۵-۱) برای کتابهای حرفه ای
۶-حجم کتاب (۱-۵ این مورد می تواند بصورت منفی و برعکس نمره گذاری گردد هرچه حجم بیشتر نمره کمتر )
۷- نویسنده (۵-۱)مورد علاقه
۸- رتبه در رنکینگ جهانی (۵-۱) برای کتابهای معرفی شده در سطح جهانی و پیشنهاد افراد خا ص.
و …
و شاخصهای که شخص می تواند اضافه نماید . نمره شاخصها را هم جمع کرده و هر منبعی که نمره بیشتری را آورد ابتدا آنرا مطالعه مینماییم . این نوع رتبه بندی باعث می شود که نمره ای کمی برای هر کتاب بدست بیاورید و بنوعی در ذهن تان شبکه سازی نمود و برحسب اولویت و بدون استرس منابع را مطالعه نمود .
صادق کاکه پور
میخوام با ذکر یک خاطره عادت شرطی شدن را برای دوستان بیان کنم
ما که دهه شصتی هستیم و عمرمان را درصف انواع کالا گذرانده ایم در دوران نوجوانی که نانوایی ها صف بود و از صبح زود باید می رفتیم و تا ظهر هم نوبتمو ن نمیشد وقت مان در صف نانوایی و نانوایی تلف می شد من برای اینکه وقتم تلف نشه همیشه یک کتاب همراهم بود و اون و میخوندم اوایل زیاد من و مسخره می کردند ولی بعد از مدتی رفتار دیگران هم عوض شد خانمها کمتر حرف می زدند و تعدادی از بچه ها هم کتاب می آوردند و حتی یک دانشجوی روانشناسی هم بود که اونم یاد گرفت و شرمش ریخت که کتاب بیاره و در نانوایی و در اون شلوغی بخواند .
این خاطره را که نوشتم خواستم بگم من به کتابخوانی در مکانهای شلوغ شرطی شده ام و حالا هر جا که شلوغ باشد ناخودآگاه مطالعه می کنم و گاه یادم می رود در این مکانها هستم و هر جا صف انتظار باشد و شلوغ مثل مترو ، اتوبوس ، نانوایی ، صف انتظار دکتر و…موقع مطالعه من است و جالب اینکه من در مواقع تعطیلی و بیکاری این عادت را ندارم ..
حتی در موقع سربازی موقع بشین و پا شو که همزمان برای کنکور هم می خواندم کتابهای کوچک جیبی داشتم و در دست و هنگام بشین و پاشو می خواندم .
صادق کاکه پور
“نگرش مقدم بر رفتار است”
فکر می کنم تا نگرش ما نسبت به کتاب خواندن اصلاح نشود ما کتاب خوان نخواهیم شد و اگر نگرشمان اصلاح شود، برای مشکلاتی که ممکن است وجود داشته باشد قطعاً راه حلی پیدا خواهیم کرد.
در مسابقه برنده باش، محمدرضا گلزار معمولاً از شرکت کنندگان می پرسد که شما چقدر اهل مطالعه هستید؟ و معمولاً این پاسخ را می شنویم:
اگر وقت کنم…
*********
هیچ گاه نمی گوییم اگر وقت کنم غذا می خورم
اگر وقت کنم سرکار می روم
(هنگام بیماری شدید) اگر وقت کنم دکتر میروم
اگر وقت کنم…
در واقع این جمله را باید اینگونه ترجمه کنیم: اگر وقت کنم پیشرفت خواهم کرد.
تا وقتی که نگاهمان به مطالعه، مثل دسر بعد از غذا باشد که حالا اگر بود که بود اگر هم نبود خیلی مهم نیست، هیچ اتفاق مهم و پایداری در مطالعه ی ما ایجاد نخواهد شد. شاید خیلی اوقات هنگام تئوری قابل دفاع بگوییم که مطالعه بسیار مهم است اما مهم این است که تئوری قابل اقدام ما چیست.
من در اوایل که کتاب خوانی را شروع کردم متوجه شدم وقتی کتاب میخونم خوابم میگیره چشمان و سرم درد میگیره ولی بلند میشدم چرخی میزدم و دوبار مینشستم به مطالعه به تدریج متوجه شدم که دیگه هیچ اثری از آثار هیچ کدام از مشکلات پیدانیست و حتی اگه ۲ساعت هم مطالعه کنم هیچ مشکلی ندارم الان روزی حداقل ۱۰صفحه در روز برای خودم الزام کردم و هربار بخشی از درآمدم را مانند یک نیاز مهم برای کتاب کنار میگذارم
وقتی به کتابفروشی میرم لیستی دارم که داخل موبایلم ذخیره کردم و از روی اون میخرم ولی اگر بخوام غبر لیستم خرید کنم با حوصله میشینم روی صندلی کتابفروشی و اوایل یک کتاب را میخونم و بعد اگه دوست داشتم میخرم الان وقتی وارد کتابفروشی مورد علاقهام میشم اون کتابفروش منو میشناسه و حتی برام چایی با بیسکوئیت میاره چون میگه کاش همه مثل تو وقت میذاشتند واسه کتاب و سرسری نمیگرفتند.
به قول یکی از استادید بزرگ زندگیم س.ه : مشکل یه سری از مردم ما از زمانی شروع شد که کتاب هارا از ما گرفتند و موبایل ها و تبلت هارا جایگزین کردند.
و نکته آخر دوستان عزیز البته این نظر شخصی من هست که کتاب چاپی بهترین نوع هست کتاب از جنس کاغذ از جنس طبیعت از جنس عشقه و با آدم حرف میزنه خیلی حس عالی داره حداقل واسه من که اینطوره و خیلی بهتر از pdf و صوتی هست هرچند من خودم هم کتاب صوتی دارم داخل موبایل و هم pdf ولی بازم میگم هیچی کتاب چاپی نیست.
ممنون از همه
اگرچه در ابتدای مطالعه این درس و در تمام طول آن اطلاعات مفیدی کسب کردم اما همچنان تا آخر اعتقاد داشتم که این نکات بدیهی هستند اما تاثیری در عادت کتابخوانی من نخواهند داشت.
اما به جرات می گویم که آخرین جمله این مطلب چنان هیجان و انگیزه ای در من ایجاد کرد که توانستم تغییر فیزیولوژیک بدنم رو حس کنم.
من جدیدن لیست کتاب های مورد نظرمو وقتی فرصت و حوصله دارم جمع می کنم و یکی دو تا از اونا رو قبل از تموم شدن کتابی که دارم می خونم، می خرم. این کار باعث شده هیچ وقت بی کتاب نمونم و همیشه مطلبی برای خوندن داشته باشم. البته این روزا با این قیمت کتابا من فقط میتونم کتابای الکترونیک بخرم و سعی کردم به هر صورت خودمو به اونا عادت بدم.
واقعا این که کتاب باید کتاب من باشه نکته مهمی هست تا اونجا که یاد دارم وقتی به یه کتاب علاقه داشتم در خواندن کتاب واقعا حریص بودم ولی وقتی دوست نداشتم خواندن مقدار کمش هم برام شکنجه بوده
من به عنوان کسی که خیلی سخت کتاب میخونه و تا کتابی براش خیلی جذاب نباشه سراغش نمیره، نظرم اینه که کتاب خوندن واقعا یه هنره، اینکه فکرت مشغول کتاب بشه و توی نوشته ها بری و کلنجار بری باهاشون واقعا کاریه که باید تو خون آدم باشه.
من خودم خیلی اهل کتاب خوندن به اون شکلی که بعضی از دوستان گفتن نیستم، ولی خیلی علاقه دارم تو حوزه خودم بگردم و بخونم. متاسفانه بخاطر مطالب ناپخته و منابعی که الان زیاد شده حس خوبی به خیلی از کتابا ندارم و این عادت بد من رو داره بیشتر نگه میداره.
یه نکته ای هم که توی این نوشته برام جالب بود تناقضی بود که توی موارد به نظرم اومد ( که البته با توجه به مطالب قبلی موضوع یادگیری یعنی هنوز درسامو خوب یاد نگرفتم چون باز ذهنم دنبال تناقض گشت ). موضوعی که دیدم این بود که ما باید سعی کنیم خودمون رو نسبت به جایی که کتاب میخونیم شرطی کنیم ، از طرفی گفته شد که همیشه همراه خودمون یک کتاب داشته باشیم و از فرصت هامون برای کتاب خوندن استفاده کنیم.
با توجه به توضیحی که توی درسای قبلی داده شد که یک گذاره نمیتونه صد در صد درست و یا غلط باشه این رو دوست داشتم یه توضیح بیشتری دربارش داده بشه.
این مدل مطالعه رو در دوره کارشناسی از بچه های درس خون رشته مکانیک یاد گرفتم و خیلی روی خودم و زندگیم اثر گذاشت.
شروع به مطالعه می کنی، هر جمله و عبارت مناسبی دیدی حتما می نویسی و ابدا نمی گذاری از دست برن و در حالی که کلمه به کلمه می خونی به دور هر لغت جدید، مفهوم ناشناخته و بخصوص شخص تازه ای که دیدی خط می کشی و در جایی یادداشت می کنی
سر فرصت تک به تک اون لغات، مفاهیم و اشخاص رو search می کنی و با هر کدوم جدا آشنا می شی(هر کدوم دنیایی هستن که جون میدن برا پیله کردن و پیگیری)
اونچه به خودم ثابت شده اگه ساده ترین و سطحی ترین کتاب ها رو هم با این روش بخونیم حداقل با ده ها ایده، شخص، سازمان، محصول و زمینه ی کاری روبرو می شیم که تازگی داره و آموزنده است
از همه مهم تر اینکه هر وقت اون کتاب رو در قفسه ها می بینیم، یک احساس سبکی و ادای دین بهش داریم(من خودم وقتی کتابی رو عمیق نمی خونم و حق مطلب رو ادا نمی کنم احساس گناهِ خیلی بدی نسبت به خودم و نویسنده دارم. حتی احساس می کنم به انتشارات و کاغذ بی تفاوتی کردم)
این ایده خوبه
و دو نکته برای آن متصور است
۱- در فضای واقعی و کتابهای چاپی می تواند به ما در فرآیند یادگیری کریستالی کمک کند .و باعث عمقی تر شدن یادگیری شود .
۲- در فضای دیجیتالی باعث عدم تمرکر فکر و پراکنده خوانی شود و باید بر هوس سرچ سریع فایق آمد زیرا شیرازه کار از دست می رود .