Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu


فایل صوتی آموزشی | مقدمه‌ای بر مهارت یادگیری


مقدمه‌ای بر مهارت یادگیری

در این فایل صوتی آموزشی ۲۸ دقیقه‌ای چند نکته مقدماتی در مورد مهارت یادگیری مطرح شده است. این فایل برای کسانی که می‌خواهند درس مهارت یادگیری را آغاز کنند، می‌تواند نقطه شروع آشنایی محسوب شود. همچنین برای کسانی که قبلاً این مبحث را مطالعه کرده‌اند می‌تواند یک یادآوری باشد.

البته مثل همیشه در تنظیم محتوای فایل‌ها تلاش می‌شود بحث‌ها و مثال‌ها به شکلی باشند که حتی اگر کسی درس‌ها را مطالعه نکرده، باز هم مطالب مطرح شده بتواند برای وی قابل استفاده باشد.

در فایل صوتی مقدمه‌ای بر مهارت یادگیری نکات متعددی از جمله نکات زیر مورد اشاره و بحث قرار گرفته‌اند:

  خود یادگیری را هم باید یاد بگیریم.

  در دوران جدید، سهم آموزش کم‌رنگ‌تر و سهم یادگیری پررنگ‌تر شده است.

  خطاهای شناختی ما، می‌توانند مانع یادگیری اثربخش شوند.

نقشه ذهنی زیر، موضوعات مطرح شده در فایل را نمایش می‌دهد تا آمادگی بیشتری برای گوش دادن به فایل صوتی داشته باشید.

با کلیک بر روی تصویر، می‌توانید نسخه‌ی با کیفیت‌تر را مشاهده کنید:

یادگیری به عنوان یک مهارت


این فایل‌ صوتی را می‌توانید از طریق لینک زیر دانلود کنید:

دانلود فایل صوتی درباره مهارت یادگیری

سایر فایل‌های صوتی مرتبط با مباحث درسی را می‌توانید از طریق آرشیو رادیو متمم مشاهده و دانلود نمایید.

[ درس مرتبط: خطاهای شناختی ]

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت یادگیری به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مهارت یادگیری

سوال‌های پرتکرار دربارهٔ متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟

متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحث‌های مهارتی و مدیریتی.

برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.

فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟

هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه»  دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص می‌‌‌کند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری می‌توانید نقشه راه‌های مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.

هم‌چنین در صفحه‌های دوره MBA و توسعه فردی می‌توانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.

هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟

شما می‌توانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.

اعتبار را می‌توانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیم‌سال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.

توجه داشته باشید که خرید شش‌ماهه و یک‌ساله به‌ترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یک‌ماهه) محسوب می‌شوند.

برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.

آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟

مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که می‌توانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.

هم‌چنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آن‌ها را می‌توانید در فروشگاه متمم ببینید.

با متمم همراه شوید

آیا می‌دانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور می‌توانید به جمع متممی‌ها بپیوندید؟

سرفصل‌ها  ثبت‌نام  تجربهٔ متممی‌ها

۷۱۱ نظر برای فایل صوتی آموزشی | مقدمه‌ای بر مهارت یادگیری

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : حمیدرضا رازقندی

    با سلام به همه متممی های عزیز

    مطالب این درس رو با نرم افزار imind map به صورت نقشه ذهنی درآوردم و برای استفاده دوستان آپلود کردم،

    امیدوارم مفید باشه...

    http://uupload.ir/files/z8h9_1.jpeg

  1. سایه فضای مجازی بر سر تغییر رویکرد آموزش به رویکرد یادگیری همچون شتاب دهنده ای غول آساست. و شاید یکی از دلایل اصلی این تغییر رویکرد باشد.

    برای شخص من یادگیری در محیط مجازی (مثل متمم) بسیار جذاب تر از فضای حقیقی ست. شاید این برگردد به سنین پایین تر و شرطی شدن ما.

  2. محسن ن گفت:

    با سلام خدمت متممی های عزیز

    بحث یادگیری به نظر من به طور کلی یکی از اصول اولیه هر انسانی باشه و باید در دروس ابتدایی و راهنمایی و حتی متوسطه و دانشگاه به عنوان یادگرفتن یک واحد درسی در هفته اختصاص داده باشه ، چونکه مشکل جامعه با یاد نگرفتن های انسان های اونه که به این صورت در وضعیت وخیمی قرار گرفته

    یه مثال کوچیک میزنم اگه خیلی از جوان های امروزی ما در دوران کودکی و جوانی در باره زندگی چیزهایی یاد میگرفتین، درصد طلاق در جامعه خیلی بالا نبود و خیلی از جوان های ما در مراحل ابتدایی زندگی کارشون به اختلاف میکشه ، در جوانی و نوجوانی ما نه در زندگی نه در مدرسه و نه حتی در فضای جامعه مهارت زندگی کردن رو یاد نرگفتیم چه در زمینه عاطفی چه در زمینه مالی چه در زمینه زناشویی.

    جوان های ما اگه یاد میگرفتن که زن نیاز داره بهش محبت بشه هیچوقت محبت کردن رو از زن دریغ نمیکردن ، اگه یاد میگرفتن که زن نیاز داره با حرف زدن خودش رو به عنوان رفیق شوهرش نشون بده هیچوقت مردها به دیده پرحرفی از همسرشون فراری نمیشدن ،،یا حتی زن ها اگه یاد بگیرن که هیچوقت به شوهرشون به چشم عابر بانک نگاه نکنن که وظیفه تامین خوشگذرانی های اونا رو داره و به مردشون میفهماندند که اگر یه جایی هم کم آورد زن مثل کوه پشت مردش وایساده،الان خیلی از روابط زن مرد به راحتی نمیشکست..

    مشکل اونجاست که ما هیچوقت خیلی از مسائل رو از دید مثبت یادگیری نگاه نکردیم ، ساده تر بگم کسی نبوده تا به ما چیزی یاد بده ،در گذشته که فضای مجازی وجود نداشت و در سیستم آموزشی هم که خیلی از مسائل یاد گیریشون یک تابو بود و خیلی جرات بیان کردنشو نداشتن.حتی الان هم با وجود فضای مجازی خیلی ها مسیرهای اشتباهی رو در حال یادگیری هستن متاسفانه که تاثیرش رو در زمینه اقتصاد و طلاق و تعداد زندانی ها میبینیم ، به قول استاد شعبانعلی خیلی از ماها در مقابل یادگرفتن زره آهنین پوشیدیم.

    موافقم که یادگیری مکان و زمانش تغیر کرده چون خود من الان که این نظر رو ثبت میکنم سر کار هستم چون تصمیم گرفتم با هزینه خودم ارزش خودم رو برای شرکت محل کارم افزایش بدم و این کار میسر نیست مگر با یادگیری اطلاعات مورد نیاز و به درد بخور

    من یک نکته را اضافه کنم چون یاد گرفتم بعضی آموخته های قبلی نیاز به فراموش کردن ندارن گاه نیاز به ، آپدیت دارن چون اون اموخته ها قدیمی پایه و اساسی دارن مثل سنت های قدیمی ازدواج پدران ما که در مقابل سنت های ازدواج جدید زمین تا آسمان متفاوت هستن (البته بعضی مواردش رو نیاز به عقب گرد به همون سنت های قدیمی داریم مثل مهریه چون در بعضی موارد شاهد درگیری بیشتر زوجین شده ،خیلی ها هم بودن که با مهریه کم وزیاد بهترین زندگی رو دارن).

    با سپاس از وقتی که برای مطالعه نظرم گذاشتین.

     

    • پیام گفت: (عضو ویژه)

      کاملا با نظر شما موافقم که بچه ها باید یادگیری رو یاد بگیرند. اما اگر سیستم آموزشی این مساله را جدی نگیرد باید چه کرد؟ باید منتظر ماند تا این سیسنتم متحول شود؟

      به نظرم این مساله را میتوان با رویکرد دیگری نیز حل کرد. خانواده! اگر پدر و مادر تلاش کنند تا شرایط و محیط را به گونه ای ایجاد کنند که کودکان این مهارت را فرا بگیرند شاید بتوان به فردای این نسل  امیدوار بود.

    • محمدرضا اشرفی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۳ درس)

      به نظر من صرفا نمیتوان مشکل را بر روی دوش یک جای مشخص یا حتی دو جای مشخص مثل مدرسه یا رسانه یا چیز های دیگر انداخت..

      ما باید در بعضی موارد حتی بدنرین حالت ممکن را هم تصور کنیم و برای آن راهکاری قرار دهیم..

      به نظر من در این بخش در بدترین حالت حتی اگر هیچ کدام از ارگان ها عملی انجام ندهند پدر و مادر نباید با فرزند خود رودربایستی داشته باشد و همه مسائلی را که در آینده نیاز دارد به او بگوید چه جامعه آموزش بدهد چه ندهد..

  3. مهسا محمودی اتابکی گفت: (عضو ویژه)

    ?️?️مهم‌ترین‌  نکاتی که از این فایل صوتی یاد گرفتم‌:
    ۱) سهم نظام آموزش رسمی در حال کاهشه‌↘️
    ✔آموزش شکل های متفاوتی پیداکرده و به تمامی لحظات نشت میکنه‌.
    ۲) مهتر از یاد گرفتن چیزهای جدید، فراموش کردن آموخته های قبیله‌!
    ✔آمادگی نقض شدن مفروضات قبلی‌.
    ۳)  مهارت یادگیری چه تاثیری‌ در شیوه تحلیل ما از مشکلات داره؟
    ✔کسی که ریشه تمام مشکلات را یک عامل میدونه، مهارت یادگیری را بلد نیست‌(آهنربا)
    ۴) منابع یادگیری : چون دسترسی به تمام منابع غیرممکنه پس ما باید با منابع منتخب پیش بریم.
    ✔ ما باید به اختلاف نظر و تعارض تشنه باشیم اما در منابع معتبر!
    ?جمع بندی نهایی‌ مهارت یادگیری:
    ◾مهارت هوشمندانه اطلاعات‌
    ◾دور ریختن اطلاعات بی اهمیت‌
    ◾پذیرش تناقض تضاد تعارض ابهام‌
    ◾آمادگی برای کنار گذاشتن پیش فرض های قبلی

  4. امین زنگنه گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۳ درس)

    شاید بشه عنوان کرد که همه مقدمه در مورد مدل ذهنی صحبت میکنه و اینکه مدل رو

    از اموزش محور به سمت یادگیری ببریم

    تعصبات رو کنار بزاریم

    محیط یادگیری رو عوض کنیم

    در زمان حال بیندیشیم

    و ….

    و این موارد یعنی پله اول.. و از نظر بنده شاید سخت ترین پله , چرا که منی که ۳۰ سال در حال کار با این سیستم هستم باید تازه متوجه بشوم همه چیز اشتباه بوده و خود را در حد یک بچه ابتدایی پایین بکشم ( و یا مثل سقراط بگویم نمی دانم)..

  5. ماجد قاضی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۵ درس)

    این درس برای من بسیار آموزنده بود.

    برای تکمیل آن دوست دارم یک نکته را به آن اضافه نمایم .

    تنوع و افزایش منابع یادگیری یک فرآیند تدریجی تکاملی  است .  شاید مدل هرم مازلو بتواند منظور مرا بهتر توضیح دهد. انسان نمی تواند از همان ابتدا به منابع چندگانه ( که غالبا نتایج متضاد دارند) روی آورد . سوالات ذهنی هر فرد ابتدا ساده و ابتدایی است . در سیر تکاملی و توسعه دانشی، به این نتیجه می رسد که منابع فعلی تکافوی نیازهای او را نمی کند لذا ناگزیر می بایست به سراغ سرچشمه های دیگر برود.         ( حرکت از قاعده هرم نیازها به سمت بالا).

    از سوی دیگر یک تهدید در این میان وجود دارد که نمی بایست از آن غفلت شود.

    تنوع و تعدد منابع یادگیری هنگامی مفید خواهد بود که یادگیری به شکل عمیق از آن منبع صورت پذیرد.

    شاید شما هم به افرادی برخورده باشید که دارای چندین مدرک تحصیلی باشند اما از هیچکدام درک ژرفی نداشته باشند.
    در پایان به یک جمله برتراندراسل اشاره می کنم.

    ” اگر عقاید خود را با تفکر و مطالعه به دست آورید، کسی نمی تواند به آن ها توهین کند. اگر کسی چیزی بر خلافشان بگوید عصبانی نمی شوید ، یا می خندید یا به فکر فرو می روید. “

  6. در چندین روز گذشته، بعد از اینکه این فایل (و فایلهای بعدی) را گوش دادم، به رفتار و واکنش خود دقت کردم و مطالبی را متوجه شدم؛
    بیشتر وقتها حرفهای دیگران را که می شنیدم و بعضی وقتها مطالبی را که می خواندم، اگر برخلاف دانسته ها و باورهای قبلی ام بود، در برابر آن حالت تدافعی داشتم و آنها را نمی پذیرفتم.
    اما در این چند روز هروقت، با این واکنش از طرف خودم مواجه می شوم، با خود می گویم این مطلب یا حرف را قبول نداری، نکته اینجاست. پس اینجا می تواند چیزی برای یادگیری وجود داشته باشد. چون با دانسته های قبلی منافات دارد. احساس می کنم این شیوه ی فکر جدید، شبیه یک کلید متوقف کننده عمل می کند که دانسته های قبلی را متوقف می کند و باعث می شود ورودی ها و اطلاعات جدید را بپذیریم و به خود اجازه دهیم در مورد آنها فکر کنیم.
    برایم جالب است که پذیرفتن دانسته های جدید و عدم قطعیت درمورد دانسته های خودم، باعث شده آن تنشی را که در دفاع از دانسته های قبلی ام تحمل می کردم، کمتر کند و انرژی بیشتری برای خود نگه دارم.

  7. با شنیدن این فایل فهمیدم که تا بحال بیش از اندازه به شبکه های پیام رسان وزن و اعتبار میدادم در حالیکه به هیچ وجه از صحت و درستی این همه مطالب علمی و غیرعلمی که تو این فضا خوندم و ممکنه به صورت ناخودآگاه در نگرش و مدل ذهنیم اثر گذاشته باشه مطمئن نیستم.

    بعلاوه حالا که فکر میکنم می بینم تو تله مفروضات ذهنی خودم افتادم چون خیلی وقتها مطالبی که تأییدکننده دیدگاه های قبلی ذهنم بود را برای دیگران ارسال میکردم. سعی میکنم از امروز این رویه را تغییر بدم.

  8. بهمن محمدی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۴ درس)

    درود و خدا قوت

    مشکل ما این است که یادگرفتن را فرا نگرفته ایم.در میدان یادگیری زره پوش نباشید.

    حاضر باشید گزینه های دیگر را هم ببینید ،چون ما عادت به حفظ مفروضات قبلی خود داریم ،یادگرفته های قبلی خود را زیر سئوال ببرید.

    یادگیری ،مهارت انتخاب هوشمندانه اطلاعات از منابع محدود و منتخب و دور ریختن اطلاعات بی اهمیت است.

  9. سحر شاکر گفت: (عضو ویژه)

    موقع گوش‌دادن به این فایل، مدام یاد دوتا کتاب می‌افتادم.
    یکیش رولف دوبلی در کتاب هنر شفاف‌اندیشدن که می‌گفت:
    «خطای تأیید، ریشه در همه تصورهای غلط ما دارد. تمایل به تفسیر اطلاعات جدید، به گونه‌ای است که با تئوری‌های موجود، باورها و اعتقادات ما هماهنگ باشد. به بیان دیگر، هر داده جدیدی را که با نظرهای کنونی‌مان تناقض داشته باشد، فیلتر می‌کنیم.
    وارن بافت می‌گوید: آنچه بشر بهتر از هر کار دیگری انجام می‌دهد، تفسیر اطلاعات جدید به شیوه‌ای است که نتیجه‌گیری‌های قبلی دست‌نخورده باقی بماند.»
    یکی دیگه هم کتاب قوی سیاه از نسیم‌طالب که نوشته بود:
    «ما از رهگذر یک سازوکار ذهنی که من آن را تجربه‌گرایی زودباورانه می نامم، گرایش داریم در جست‌جوی مدارکی باشیم برای تأیید برداشت و دیدگاهی که از جهان داریم- یافتن این مدارک همیشه آسان است. افسوس که باوجود ابزارها و ابله‌ها، هر چیزی به آسانی یافت می‌شود.»
     
    منم به این باور رسیدم که نباید به اطلاعات و دانش قبلی‌مون بیش‌ازحد تعصب داشت. چون تعصب بیش‌از حد داشتن، تأکید بیش‌از حد هم میاره و همین هم شاید روابطمون رو خراب کنه چون هیچکدوم از ما دوست نداریم هم‌کلام آدم‌های خشک‌مغز بشیم :) 

    اینم لینک کتاب‌ها توی متمم:
    https://goo.gl/UNqiFn

    https://goo.gl/KbVtpP

  10. بنام خدا

    به نظر من ارتباط تنگاتنگی بین مهارت یادگیری و مدل ذهنی وجود دارد و به عنوان پایه و فوندانسیون  ابتدا ما مدل ذهنی خود را اصلاح کنیم تا این امر موجب پررنگ شدن جنبه مهارت یادگرفتن در ذهن ما شود.

    تغییرات مدل ذهنی ما می بایستی در خیلی از حوزه ها اتفاق بیفتد و این تغییرات در حوزه آموزش با تغییر مدل ذهنی از آموزش محور به مدل کسب مهارت معنی پیدا می کند .

  11. مهدی م گفت:

    یک مثال جالب و کاملا منطبق بر این قضیه:
    چندسال پیش تو کنفرانس بین المللی حمل و نقل و ترافیک تو برج میلاد، آقای دکتر سروی استاد دانشگاه موناش استرالیا داشت سمینار ارایه میداد. سه نفر هم از قدیمیای این حوزه به عنوان اعضای پنل حضور داشتن. وقتی صحبتاشون تموم شد، یکی از اعضای پنل که فرد مسن و بازنشسته ای بود و همه هم خیلی بهش احترام میذاشتن، یه خاطره تعریف کرد با این مضمون که: یه بار موقع بحث با یکی از همکاران، قبل از اینکه چیزی بگه بهش گفتم دیدگاهت از نظر اقتصادی مشکل داره! وقتی هم اعتراض کرد که هنوز نظرمو نشنیدی گفتم قبل از شنیدن میدونم که مشکل اقتصادی داره!(مشکل اقتصادی=ضعف تبلیغات در فایل صوتی بالا)
    بعد رو کرد به دکتر سروی و گفت : الآن هم میگم این ارائه شما از نظر اقتصادی مشکل داشت! و بلافاصله پاشد ختم جلسرو اعلام کرد و پاشد رفت. دکتر سروی هم با خنده فقط مونده بود اینجا کجاست!

  12. داود گفت:

    به نامش

    با سلام

    تعریف تقابل و تشابه، آموزش و یادگیری می تواند یکی از نکات کلیدی این فایل باشد که جالب توجه بود.

    لازم به ذکر است که اگرچه عدم تعصب و آمادگی برای اصلاح  داده های علمی و مفروضات موجود صحیح و راه گشاست، اما همین مفروضات می تواند مبانی سنجش، بررسی، وزن دهی، قیاس و نهایتا پذیرش یا عدم پذیرش داده های علمی جدید می شود و اصلاح داده های پشین می شود.معمولا بار ارزیابی بر اساس داده های پیشین بیشتر و پررنگتر از ارزیابی بر پایه داده های جدید است، اگرچه هر دو مقدور و ممکن است

    خصوصا در علوم تجربی که بر مبنای مشاهده و شهود واقعیت استوار است داده های پشیین اساس دریافت داده های جدید می باشد.
    در نهایت مثال کارشناس حرفه ایی تبلیغات و تعصب آن بر تحلیل تمامی وقایع بر اساس تخصص خود بسیار برای من اموزنده بود و تلنگری جدی برای من به حساب می آمد.

  13. دو ضعفی که در مورد مدل ذهنی در یادگیری به ذهنم رسید  :

    ۱- به نظر من یکی از ایرادات ما در یادگیری این هست که هر چه قدر متنی از اصطلاحات و کلمات پیچیده و حتی اصطلاحات انگلیسی استفاده کنه ، ما اون متن رو عمیق تر میداینم.و خیلی موقع ها اگر کسی مفهومی رو به زبان ساده بگه، خیلی ها میگن طرف زیاد بارش نیست . و نتیجه جامعه ای شده که همه از اصطلاحات انگلیسی نه برای رساندن مفهوم بلکه برای تظاهر و اینکه به طرف مقابل تفهیم کنند که چقدر میفهمند استفاده میکنند. پس بهتره مدل ذهنی خودمون رو راجع به اینکه هر کی پیچیده تر حرف میزنه  آدم پخته تری هست.تغییر بدیم .

    ۲- متاسفانه دانشگاه ها ما رو طوری بار آوردن که هر وقت میخوایم مطلب علمی بگیم حتما باید استناد کنیم( مثل روش APA) و این شیوه باعث شده کمتر کسی از خودش خلاقیت به خرج بده و حرف نوعی بزنه و همه شدیم رسانه دیگر افراد. حتی شما به نظرات هم نگاه کنید افرادی که استناد میکنن بیشتر از سایرین  حمایت میشن . نمیگم استناد بد هستش منتهی ما همه رسانه دیگر اساتید هستیم . پس بهتره مدل ذهنیمون رو تغییر بدیم و به خلاقیت افراد بیش از پیش اهمیت بدیم .

    • نکته دومی که اشاره فرمودید دقیقا ناشی از سیستم آموزشی فرهنگی ماست .

      درسیستم آموزشی ما علم مبتنی بر حجیت یا مرجعیت است … مثلا می گویم ابن سینا در این خصوص اینگونه فرموده … نظریه فلان پروفسور در این خصوص ….. این امر فرهنگی به نوعی در سیستم آموزشی ماهم متبلور شده و باز تولید و همانگونه که اشاره هم کردید ما خلاقیت نداریم و یا کم داریم و صرفا در بحث علم هم بجای تولید کننده آن صرفا مصرف کننده ایم …

      اصل علم در به چالش گیری مفروضات بنیادین هر حوزه ای است . و رمز پیشرفت علم هم در به چالش کشیدن مفروضات گذشته گان است  فارغ از اینکه چه جایگاهی داشته باشند .

       

    • فرهاد جهش گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۳ درس)

      امیرعلی عزیز، با نکته اولت موافقم و با دومی مخالف.

      علم یتیم نیست و رگ و ریشه دارد. وحی منزل هم نیست که ناگهان از آسمان بر یک شخص الهام شود. علم رو دانشمندای قبلی زحمت کشیدن و به دست دانشمندای معاصر رسوندن، اون‌ها هم به حاصل زحمات پیشینیان به اندازه یک اپسیلون اضافه می‌کنند، و به بعدی‌ها می‌سپارن. بنابراین ارجاع‌دهی در کارهای علمی فقط تقدیر و تشکر و نوشابه باز کردن برای قبلی‌ها نیست. کارکردهایی داره. مثلاً باعث میشه که سیر توسعه اون علم مشخص بشه و رفته رفته یه بدنه منسجم از دانش شکل بگیره.

      در ضمن اکثر مخالفت‌هایی که با ارجاع‌دهی میشه از طرف افرادی است که خیلی با علم و روش علمی سر و کار ندارن. وگرنه دانشمندان و علما خیلی به این قضیه حساس هستن. مثلاً خیام که با چه تواضعی از کارهای پیشینیان یاد می‌کنه. یا همینطور (اگر اشتباه نکنم) پاستور که اون هم از دانشمندان بسیار برجسته است.

      به نظرم یکی از نشانه‌های پختگی و کمال یک دانشمند رو میشه در همین احترامش به پیشینیان و دقت و وسواسش به ارجاع‌دهی و مستند حرف زدن دید.

  14. یک مطلبی از دکتر شیری خواندم که به دلم نشست(نقل به مضمون): “با اصطکاک، آدم رشد می کند و جلو می رود”. این موضوع در مورد یادگیری هم به نظرم مصداق داره، تا وقتی آموخته های جدید در اصطکاک با آموخته های قبلی قرار نگیرند جلو نمیریم.

  15. مهم ترین جمله تو این درس اینه که یادگیری یعنی دور ریختن آموخته های قبلی:

    Learning is unlearning

    این کار خیلی سخته، به خصوص وقتی دانش قبلی تبدیل به هویت ما بشه.

    به قول استاد ملکیان،‌همیشه باید یادمون باشه که دانش و علم، هویت ما نیست بلکه دارایی ماست. بنابراین همین طور که به راحتی حاضریم یه وسیله کهنه رو دور بندازم، به آسونی حاضر باشیم آموخته های به درد نخور و بی خاصیت رو حذف کنیم.

  16. من اگه بتونم هوشمندانه اطلاعات رو انتخاب کنم و

    بخشی از اطلاعات قبلیمو دور بریزم و

    بپذیرم که پیش فرضهای قبلیمو کنار بذارم و

    گاهی اطلاعاتم تنقض و ابهام داره

    یاد گرفته ام .

    یادگیری رو تاحالا این جوری یاد نگرفته بودم .

  17. سلام و وقت بخیر

    از شنیدن این صوت لذت بردم و اقرار می کنم که به موضوع یادگیری با نگاه یادگیری فکر نکرده بودم. از متمم ممنونم.

    اما یک سوال برایم ایجاد شد،نمیدانم اینجا می توانم بپرسم یا نه! به هرحال عذر میخوام. و اما سوالم:

    وقتی انسان به دنبال تعارضات و تناقضات باشد و همواره در آموخته های قبلی شک و تردید کند و.. در اکثر مواقع چنین فردی یک شخصیت انعظاف پذیری خواهد داشت و  در مسیر یادگرفتن رشد خواهد کرد !

    اما من فکر می کنم ممکن است حالت دیگری هم پیش بیاید! اینکه شک و تردید های مدام باعث کاهش اعتماد به نفس فرد شود ! هیچوقت به داشته ها و آموخته هایش مطمئن نباشد و همواره در تردید و گمان و سردرگم باشد!

    چگونه می توان از چنین آسیبی جلوگیری کرد؟

    • با سلام

      بسیار سوال خوبی بود .

      این یک مدل ذهنی است که هموراه به دانسته های خود با دید شک نگاه کند تا اینکه …. به جقیقت برسد و وقتی به جقیقت رسید دیگر جای شک و تردید نیست …

       

      اماباید برسد و این رسیدن بسیار هزینه دارد و انتخاب این مدل ذهنی هزینه ای است که ما پرداخت می کنیم

    • محدثه جان انچه این جا فکر کردم نیاز است با تو در میان بگذارم یک پاسخ کوتاه از سوالت بود که البته با دید هندسی و چاشنی مهندسی شاید بتوان توصیفش کرد :

      این که نگاه ۳۶۰ درجه داشتن به موضوعات مطرح هست نه لزوما درست یا غلط بودنش این که شک و تردید باشد یعنی هر چقدر مقدارش بیشتر شود واقعا بد نیست  چون درجه از ۳۶۰ درجه دیدن را نمیبنی و عدم ندیدن ان است که تورا به این شک وا میدارد . و موضوع این است که ما اگر به مفروضات ( همون چند درجه ای که داریم ) پایبند باشیم به یک اعتماد به نفس کاذب میرسیم که شاید صرفا دل خوشی باشد ان هم از نوع کاذب :)

  18. سلام سلام ;)

    بعد از شنیدن نکته اول در یادگیری یاد یکی دو تا مثال افتادم که حداقل برای خودم خالی از لطف نبود:

    ۱- حتما پیش اومده که کسی از دوستان و آشنایان از فیلمی بسیار تعریف کنند و یا اینکه نظر کاملا منفی راجع بهش داشته باشن. حالا وقتی که به تماشای اون فیلم میشینیم، اگه تعریف خوب بوده، همه ش منتظریم که یک اتفاق خارق العاده و منحصر به فردی بیفته و از همه نظر نمره عالی داشته باشه و اما اگه تعریف بد بوده باشه، برعکسش.
    تعریف عالی نقاط ضعف فیلم رو برامون بزرگ و نقاط قوت رو کوچیک می کنه و تعریف بد، باعث میشه انتظار ضعف و فاجعه رو داشته باشیم.
    به شخصه ترجیح میدم که قبل از دیدن فیلم، با کسی راجع بهش صحبت زیادی نکنم تا پیش فرضی نداشته باشم.
    ۲- چند روز بعد از امتحان پایان ترم یکی از درس های دانشگاه، در حال صحبت و گپ و گفت با استاد درس بودم و گلایه از شرایط درسی خودم می کردم. بهم گفت که:

    ” توی مدرسه به شما یه چیزی رو یاد می دادن و بعدش همون رو ازتون میخواستن. شما هم خیلی خوب انجام میدادین. الان شما هرکدوم راجع به این موضوع درس نظر خاصی دارید. اما اصلا مهم نیست. چون شما باید دیدگاه دیگه ای نسبت بهش پیدا کنید و از منظر دیگه ای نگاه کنید.”

    دیدم که استاد راست میگه. اون اسلاید هایی که حس میکردم بلد هستم رو رد میدادم و به دانسته های قبلی خودم اتکا می کردم.

     

  19. یکی از موانع یادگیری من “تله دانش” است. اعتقاد دارم که دانش نصفه و نیمه آدم را دچار توهمی به نام دانستن می کند. چون آنها که موضوعی را عمیقا بلدند خودشان میدانند که تا چه حد “نمی دانند”. من برای رویارویی با این تله، قبل از اینکه سراغ موضوعی بروم ابتدا لیستی از نام آوران آن حوزه تهیه می کنم. وقتی به طیف مطالعات آنها و عمری که صرف کرده اند نگاه می کنم، از آن غرور برایم کاسته شده و نسبت به داده جدید پذیرا می شوم. یکی از نشانه های این تله در خودم، “ایستادن بر سر مواضع” است. هر وقت حس کردم مدت زمان حضورم در بحث یا نقطه ای زیاد است و طی آن مدت حرف جدیدی نزده ام، مچ خودم را می گیرم و بخودم نهیب می ینم که:” سکوت کن.” این ترفند شاید بمن چیز جدیدی در آن لحظه یاد ندهد، اما حداقل نمایشی از جهل من هم نخواهد بود.

  20. به نظر من همه ما باید هم استاد باشیم و هم شاگرد!

    اول باید شاگرد باشیم و یادگیرنده و مهارت یادگیری را بیاموزیم.

    دوم باید استاد باشیم و یاددهنده و مهارت ارائه مطلب را بیاموزیم.

    در هر دو حال باید یادگیرنده باشیم و بین یاددهنده و یادگیرنده ارتباط برقرار کنیم.

    البته نقش استاد پررنگ تر و سخت تره چون اگر یادگیرنده خوبی نباشد مطمئناً یاددهنده خوبی هم نخواهد بود.