Menu


آرکتایپ‌های سیستمی (۳): گلوله‌های برفی و محدودیتهای رشد


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۲۳۴۰

پیش نیاز مطالعه درس محدودیت های رشد:

از دوستان عزیز متممی انتظار می‌رود پس از مطالعه این درس:

  • اصطلاح گلوله برفی را درک کنند. به خاطر بسپارند و به شکل مناسب به کار ببرند.
  • بتوانند آرکتایپ محدودیت های رشد یا محدودیت رشد یا Limits to growth را تشریح کنند.
  • بتوانند برای آرکتایپ محدودیت رشد در سیستم‌ها، مثال بزنند و مصداق‌های آن را در زندگی و شغل خود پیدا کنند.
  • آنچه را در این درس می‌آموزند با آموخته‌های خود در درس‌هایی مانند تبلیغات، استراتژی، ارزش آفرینی، مدل کسب و کار و استراتژی محتوا ترکیب کنند و بر این اساس،به تحلیل‌گر بهتری در این حوزه‌ها تبدیل شوند.
  • مهارت #سناریونویسی و تحلیل سناریوی آنها برای روندهای در حال رشد، با توجه به محدودیت‌های رشد بهبود یابد.
محدودیت های رشد - یکی از کلاسیک ترین آرکتایپ ها در تفکر سیستمی و مبنای تالیف کتاب محدودیت های رشد

شرکتِ نویدِ آرامشِ فردا، فروشنده‌ی کپسول‌های آتش نشانی (قابل استفاده در خودرو‌ها) است.

مدیر شرکت از علاقمندان و شیفتگان #تله مارکتینگ است و معتقد است که باید با هر کسی که اکنون کپسول آتش نشانی در اتوموبیل خود ندارد، تماس بگیریم.

بالاخره اگر دفعه‌ی اول یا دوم یا پنجم، کپسول نخرند، دفعه‌ی دهم یا بیستم یا پنجاهم خواهند خرید.

تفکر سیستمی و آرکتایپ محدودیت رشد

او به تدریج از محل فروش خود، همکاران بیشتری را برای فروش تلفنی استخدام کرده است و آنها را هم در همان اتاق، “جا داده است”.

به این ترتیب، به نظر می‌رسد که مسیر بی‌پایان موفقیت، پیش روی اوست.

این همان روندی است که گاهی از آن به شکلی ساده‌تر و با عنوان گلوله برفی یاد می‌شود:

گلوله برفی به عنوان نماد حلقه های تقویت شونده - اگر چه هیچ یک از این حلقه ها رشد نامحدود ندارند و محدودیت های رشد اجتناب ناپذیر هستند

 

این تصویر ذهنی به حدی در میان ما انسانها مشترک است که حتی در نوشته‌ها و مقالات رسمی در تفکر سیستمی و دینامیک سیستم‌ها نیز، به جای اصطلاح خشک و دشوارِ حلقه‌های بسته‌ی تقویت شونده با بازخورد مثبت، گاه با اصطلاح و تصویر گلوله‌های برفی مواجه می‌شویم.

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

آرکتایپ محدودیت رشد به همین علت اهمیت پیدا می‌کند.

ما معمولاً‌ با راه افتادن گلوله‌های برفی خوشحال می‌شویم. اما فراموش می‌کنیم که به حلقه‌ی دومی که به علت عوامل محدودکننده شکل می‌گیرد توجه کنیم.

این حلقه‌ی دوم ممکن است به خاطر محدودیت‌ منابع ما، محدودیتهای محیطی، محدودیت باور و نگرش ما و یا هر چیز دیگری شکل بگیرد و رشد کند و به تدریج، گلوله‌ی برفی ما را کُند و متوقف کند.

بنابراین، به همان اندازه که راه‌اندازی گلوله‌های برفی مهم است،‌ لازم است که بتوانیم محدودیت‌های رشد را هم تشخیص دهیم و تحلیل کنیم.

با توجه به این موانع و پیش‌بینی آنها، می‌توان از برخورد با آنها اجتناب کرده و مسیر رشد و موفقیت را سریع‌تر و مطمئن‌تر پیمود.

تمرین:

یک گلوله‌ی برفی در محیط زندگی یا کسب و کار پیدا کنید.

نمونه‌ای از موانع رشد را که ممکن است در نهایت این گلوله‌ی برفی را متوقف کند، بیان کنید.

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری تفکر سیستمی به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

213 نکته برای آرکتایپ‌های سیستمی (۳): گلوله‌های برفی و محدودیتهای رشد

    تمرین برتر به انتخاب متممی ها در این درس (تا این لحظه)

    نویسنده تمرین : محمدرضا شعبانعلی

    متن تمرین :

    فشار برای رشد فروش از طریق اپلیکیشن موبایل

    مثالی که من به ذهنم می‌رسه، شاید در ظاهر مربوط به فرهنگ دیگری باشه.

    اما مشابه‌های زیادی هم در فرهنگ خودمون (خصوصاً فضای دیجیتال) برای اون قابل تصور هست.

    استارباکس شاید زودتر از خیلی مجموعه‌های مشابه، سرویس سفارش‌گذاری از طریق اپلیکیشن موبایل رو شروع کرد.

    مکانیزم‌های مختلف برای گیمیفیکیشن هم در نظر گرفت. شیوه هایی مثل جمع آوری امتیاز در اثر سفارش گذاری یا پیشنهاد به دیگران.

    اپلیکیشن به سرعت رشد کرد و نرخ دانلودش هم بسیار بالا رفت و اثرش رو در شلوغ‌تر شدن استارباکس به خوبی میشد دید.

    پرداخت از طریق موبایل و امکان سفارش دادن قبل از رسیدن به محل استارباکس، خیلی فریبنده بود.

    استارباکس چند فصل (فکر می‌کنم حداقل ۶ فصل یا شاید بیشتر) از این گلوله برفی لذت برد و خوشحال بود. علاوه بر مشتریان قدیمی، مشتریان جدیدی هم به مجموعه اضافه شده بودند (یا به نظر میومد که چنین شده).

    اما به تدرج مشکلات جدیدی به وجود اومد:

    دانلود اپلیکیشن محدودیت نداشت و رو به رشد بود.

    تعداد سفارش‌گذاری‌ها و پرداخت‌های آنلاین هم رو به رشد بود.

    اما فضایی که برای تحویل نوشیدنی‌ها وجود داشت، به قواعد حجم و فیزیک محدود بود و قابل رشد نبود.

    فکر کنید که هر روز سفارش‌گذاران بیشتر می‌شن. اما نهایتاً یه کانتر ۲ یا ۳ متری هست که باید برای تحویل گرفتن قهوه به اونجا مراجعه کنید.

    مشکل دیگه هم اینکه شما می‌بینید استارباکس خلوت هست. تصمیم می‌گیرید در اونجا قهوه بخورید. بعد وارد می‌شید و می بینید که چند محصول دیگه در حال آماده‌سازیه و اونجا بر خلاف ظاهرش واقعاً خلوت نیست.

    استارباکس زمانی به شناختن و به خاطر سپردن چهره‌ی مشتریان و نوشتن اسم مشتری روی لیوان قهوه معروف بود. اما حالا باید بین تعداد زیادی آدم که همگی سفارش موبایلی دادن و به زور سرتون رو فرو کنید شاید بتونید قهوه‌ی خودتون رو بگیرید.

    حاصل، کاهش رغبت به استار باکس هست که گزارش‌های متعددی در موردش منتشر شده (بیزینس اینسایدر، رویترز، فورچون).

     

    در کشور خودمون هم، من کاهش متوسط کیفیت رانندگان اسنپ رو چیزی شبیه این می‌بینم. رشد سریع اسنپ، باعث ساده کردن فرایند جذب رانندگان شده یا اگر هم نشده، احساس من به عنوان مشتری دائمی چیزی شبیه این هست.

    اون زمانی که اسنپ،‌گلوله برفی رشد رو ایجاد می‌کنه و لذت می‌بره، احتمالاً به مانعی تحت عنوان «محدودیت رانندگان بالقوه با استاندارد کیفی مناسب» فکر نمی‌کنه یا این مسئله رو جدی نمی‌گیره یا به سرعت قابل حل می‌دونه.

    پی نوشت: اگر خواستید ماجرای استارباکس رو دنبال کنید لطفاً توجه داشته باشید که این شرکت اکنون با دو بحران روبروست که بحران اول رو گفتم و بحران دوم، مسئله‌ی جذب مهاجران به عنوان نیروی کار (در مخالفت با ترامپ) هست.

    در مورد اول همه متفق‌القول هستند که مشکل جدی است.

    در مورد دوم، رقبای استارباکس مسئله رو جدی می‌دونن. اما استارباکس انکار می‌کنه و حتی گزارش‌های منتشر شده در مورد کاهش ارزش برندش رو نادرست می‌دونه.

    لطفاً در بررسی کاهش افت برند و سایر تحلیل‌ها، دقت داشته باشید که این دو بحث و اثراتشون باید جداگانه در نظر گرفته بشوند.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .