Menu


کیفیت زندگی کاری چیست و چگونه بهبود پیدا می‌کند؟


تعریف کیفیت زندگی کاری چیست؟

بخش قابل توجهی از زندگی ما در قالب زندگی کاری می‌گذرد. خصوصاً این‌که طی سال‌های اخیر، زندگی کاری، دیگر به ساعات رسمی کار در شرکت و فروشگاه و کارگاه و کارخانه محدود نیست و به شیوه‌ها و بهانه‌های مختلف، گریبان ما را در بیرون از محل کار و حتی در خانه، رها نمی‌کند.

پس اگر به کیفیت زندگی خود فکر می‌کنیم، منطقی است کیفیت زندگی کاری (Quality of Work Life) را هم مورد توجه قرار دهیم.

در این درس، کمی درباره‌ی تعریف کیفیت زندگی کاری صحبت می‌کنیم و سپس به سراغ برخی از عوامل موثر بر کیفیت زندگی کاری می‌رویم. آشنایی بیشتر با مفهوم کیفیت زندگی کاری (QWL) کمک می‌کند تا ما آمادگی بیشتری برای مطالعه‌ی سایر درس‌های مدیریت رفتار سازمانی و همین‌طور مدیریت منابع انسانی داشته باشیم.

کیفیت زندگی کاری چگونه تعریف می‌شود؟

توجه به کیفیت زندگی کاری، اتفاق تازه‌ای نیست و حدود نیم قرن است که متخصصان رفتار سازمانی و منابع انسانی آن را از زوایای مختلف مورد بحث قرار می‌دهند. اما با وجود این قدمت طولانی، توافق چندانی درباره‌ی تعریف کیفیت زندگی کاری وجود ندارد.

این در حالی است که حتی بدون مراجعه به منابع و مراجع دانشگاهی، اگر از شما بپرسند که «زندگی کاری تو چگونه است و آیا از کیفیتش راضی هستی؟» این سوال را بدون پاسخ نخواهید گذاشت. به عبارت دیگر، بسیاری از ما تعریفی شخصی از کیفیت زندگی کاری در ذهن داریم.

ظاهراً ریچارد والتون (Richard Walton) نخستین کسی بوده که به صورت جدی، مفهوم کیفیت زندگی کاری را مطرح کرده و در دهه‌ی هفتاد میلادی به آن پرداخته است (+).

او هشت حوزه‌ی مختلف را تعریف کرده و توضیح داده که کیفیت زندگی کاری را باید در این هشت حوزه سنجید:

محدودیت در دسترسی به مجموعه‌ی رفتار سازمانی

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های رفتار سازمانی برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

اعضای ویژه‌ی متمم علاوه بر دسترسی به درس‌های رفتار سازمانی به مجموعه‌ی گسترده‌ای از درس‌ها به شرح زیر دسترسی پیدا می‌کنند:

 فهرست درس‌های متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

 شخصیت شناسی

  کار تیمی

  مذاکره

  دوره MBA (مطالعه‌ی منظم همه‌ی درس‌ها)

تمرین و مشارکت در بحث

چه رفتارها و تصمیم‌های ظریفی را در محیط کار خود یا دیگران دیده‌اید که کیفیت زندگی کاری را به میزان قابل ملاحظه‌ای بهبود داده‌اند؟

چه ایده‌هایی در ذهن دارید که – هنوز در محیط کارتان اجرا نشده، اما – می‌توانند بدون تحمیل هزینه و ایجاد دردسر، کیفیت زندگی کاری را بهبود بخشند؟

یک پرسش مهم و پاسخ آن

به نظر می‌رسد که مفهوم کیفیت زندگی کاری، بسیار گسترده و کلی است و تقریباً همه چیز را پوشش می‌دهد. آیا تعریف کردن چنین مفهومی با این حد از گستردگی و کلی بودن، مفید است؟

بله. این مفهوم واقعاً کلی است و مفاهیم بسیاری را پوشش می‌دهد. مفاهیمی که «امروز»، هر یک از آن‌ها، به صورت مستقل، در مدیریت رفتار سازمانی و مدیریت منابع انسانی مورد بحث قرار می‌گیرند. اما نباید فراموش کنیم که QWL از نظر زمانی، بر بسیاری از مفاهیم امروزی در رفتار سازمانی و منابع انسانی تقدم داشته و مطرح شدن آن، مربوط به دوره‌ای است که هنوز «انسان» در «سازمان»، آن‌چنان که باید و شاید، جدی گرفته نمی‌شده است.

آشنایی با این مفهوم، اهمیت درس‌هایی مثل رفتار سازمانی و منابع انسانی را برای شما شفاف‌تر می‌کند و می‌تواند انگیزاننده‌ای باشد تا شاخص‌ها و مفاهیم تخصصی‌تر این حوزه را با دقت بیشتری دنبال کنید.

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    وحید مهدوی ، مهری آزردار ، Noura ، محمدعلی عبدالعلی‌زاده ، رزاحیاتی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مبانی رفتار سازمانی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مبانی رفتار سازمانی

قوانین کامنت گذاری در متمم

191 نکته برای کیفیت زندگی کاری چیست و چگونه بهبود پیدا می‌کند؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمدرضا شعبانعلی

    یه تجربه‌ای رو چند وقت پیش در دفتر یکی از دوستانم شاهد بودم. چون هم از مدیر مجموعه و هم از بچه‌ها، بازخورد خیلی مثبتی داشتم و احساس کردم نتیجه‌ی عملی ازش گرفته شده، گفتم اینجا نقل کنم (ببخشید. کار گرافیکی من خیلی خوب نیست).

    مدیر مجموعه، اعتقاد داشت که حتماً‌ باید صفحه‌ی نمایش بچه‌ها دیده بشه. به هر دلیل، تجربه بهش نشون داده بود که اگر این وضعیت نباشه، زمان پرت و اتلاف وقت زیاد خواهد بود.

    نتیجه این بود که چیدمان اتاق بچه‌های خودش رو شبیه تصویری که در سمت راست کشیدم، تنظیم کرده بود.

    حریم شخصی به صفر رسیده بود و البته نگاه بچه‌ها هم مستقیم به دیوار بود.

    این وضعیت بیش از دو سال وجود داشت. تا اینکه به پیشنهاد یکی از بچه‌ها، چیدمان دوم (سمت چپ)‌ رو انتخاب کردند.

    هنوز هم حریم شخصی وجود نداره. چون کسی که دور میزها قدم می‌زنه، همه صفحه نمایشها رو می بینه (و این دوست من رو که مدیر شرکت هست، خوشحال می‌کنه).

    اما از طرفی، یک "نیمچه حریم" وجود داره. چیدمان جوری هست که کسی از در بیاد تو، مستقیم همه چیز رو نمی‌بینه. بچه‌ها اگر از جاشون بلند شن، آدم فرصت داره کمی فضای صفحه نمایشش رو جمع و جور کنه. و به همین دلیل، بچه‌ها هم می‌گن که خوشحال‌تر از قبل هستند. اونها هم انتظار ندارند که بهشون یک اتاقک کاملاً بسته داده بشه، اما این وضعیت رو حداقل حقوق خودشون می‌دونن.

    از طرفی نگاهشون دیگه به دیوار نمی‌خوره یا کمی دیرتر و دورتر به دیوار می‌خوره.

    جالب اینجاست که بچه‌ها انقدر از وضعیت جدید راضی هستند که با پول مشترک خودشون، یه کتابخونه کوچیک هم خریدن و کنار اتاق گذاشتند.

    شاید از دید ما که بیرون هستیم، خیلی مسئله‌ی ساده‌ای باشه. اما به عنوان یک مهمان که ماه‌ها و سالهاست اونجا سر می‌زنم، حال خوب‌تر بچه‌ها رو به وضوح می‌بینم و حس می‌کنم.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .