Menu

گردهمایی توسعه مهارتهای فردی متممی ها
پنجشنبه ۲۶ مرداد ماه از ساعت ۸:۲۹ تا ۱۹:۰۰ – مرکز همایشهای بین المللی دانشگاه شهید بهشتی




کسب و کاری برای میمونها


کسب و کاری برای میمون‌ها - کیث چن

وقتی از اقتصاد حرف زده می‌شود،‌ اکثر ما به یاد نمودارهای بورس و برچسب‌های قیمت می‌افتیم. کمتر کسی خواهد بود که به میمون و موز و شیرینی فکر کند. گزارشی که در اینجا مشاهده می‌کنید، مربوط به سال ۲۰۰۵ است. تحقیقی که نگاه بسیاری از مردم جهان را به علوم رفتاری تغییر داد و البته، هنوز هم به نظر می‌رسد بسیار جلوتر از سطح نگرش بسیاری از مردم، به پول، اقتصاد و علوم رفتاری است.

آدام اسمیت، بنیان‌گذار اقتصاد کلاسیک، باور داشت که «تعاملات اقتصادی» از جمله فعالیت‌هایی است که مختص انسانهاست. او زمانی نوشته بود: «هیچکس ندیده است که یک سگ، در مورد تعویض منصفانه‌ی استخوانش با استخوان یک سگ دیگر، گفتگو کند».

اما وقتی در لابراتواری وابسته به دانشگاه Yale، به میمون‌ها استفاده از پول آموخته شد، به نظر رسید که آدام اسمیت، چندان هم درست نمی‌گفته است. اگر بین انسانها و سایر جانداران، شباهت زیادی قائل باشید، نتیجه‌ی این تحقیق چندان برای شما شگفتی‌آور نیست. اما اگر چنین باوری نداشته باشید، احتمالاً نتیجه تحقیق برای شما شگفت‌آور خواهد بود.

کیث چن (Keith Chen) اقتصاددان دانشگاه Yale، مسئولیت اجرای این تحقیق را بر عهده داشته است. او خود را «اقتصاددان رفتاری» می‌داند. حوزه‌ای که در مرز مشترک روانشناسی، نوروساینس و زیست‌شناسی تکاملی قرار می‌گیرد.

چن، برای اینکه به میمون‌ها، مفهوم پول را بیاموزد، سکه‌های نقره‌ای کوچکی به قطر حدود دو سانتی‌متر درست کرد و مرکز آنها را سوراخ کرد. چند ماه طول کشید تا به تدریج میمون‌ها بیاموزند که این سکه‌ها ارزش واقعی دارند. چن در آن زمان، تحقیق مشخصی را مد نظر نداشت. فقط می‌خواست ببیند آیا می‌توان میمون‌ها را با مفهوم معامله آشنا کرد؟

مهم‌ترین نکته‌ای که میمونها باید یاد میگرفتند این بود که پول،‌ بر خلاف غذا – که اگر تاریخش بگذزد، خاصیت و مزه ندارد – همیشه خاصیت دارد. میمون‌ها به تدریج یاد گرفتند که می‌توانند سکه‌های نقره‌ای خود را امروز نگه دارند و فردا خوراکی‌های بیشتری بگیرند.

در اولین مرحله، خوراکی‌های مختلفی به میمون‌ها عرضه می‌شد و آنها به تدریج یاد گرفتند که برای خوراکی های مختلف، باید تعداد مختلفی از سکه‌ها را پرداخت کنند. با این کار، به تدریج مفهوم بودجه‌بندی در ذهن میمون‌ها شکل گرفت.

شوک قیمت، تست بعدی بود. قیمت انگور، نصف شد و همانطور که انتظار می‌رفت میمون‌ها به سمت خرید بیشتر انگور و انبار کردن آن روی آوردند. همین‌ کار با خوراکی‌های دیگر هم انجام شد. نویسنده‌ی مقاله‌ی نیویورک تایمز، خیلی جدی،‌ داخل گزارش خود می‌نویسد: «باید اذعان کنیم که میمون‌ها دقیقاً مانند خوانندگان محترم نیویورک تایمز، فکر و تحلیل می‌کنند!».

در مرحله بعدی، چن تلاش کرد به آنها قماربازی بیاموزد. به آنها یک خوشه انگور داده می‌شد و سپس با سکه‌هایشان، شیر یا خط انجام می‌شد. اگر شیر می‌آمد، هیچ اتفاق خاصی نمی افتاد. میمون سکه مربوطه را پرداخت کرده بود و می‌توانست به سراغ زندگیش برود. اما اگر خط می‌آمد، یک خوشه انگور اضافی به میمون داده می‌شد.

چن بعد‌ها بازی را پیچیده‌تر کرد. با یک سکه،‌ به آنها دو خوشه انگور داده می‌شد. سپس روبروی میمون‌ها با سکه خودشان، شیر یا خط انجام می‌شد و اگر شیر می‌آمد، یک خوشه از آنها پس گرفته می‌شد. اگر خط می‌آمد، هیچ اتفاقی نمی‌افتاد.

از لحاظ منطقی، دو قمار فوق، مثل هم هستند. یک سکه می‌دهی. ممکن است یک خوشه یا دو خوشه انگور بگیری. اما در مورد دوم، احساس از دست دادن وجود دارد. درست مانند انسانها که درد از دست دادن را بیشتر از لذت به دست آوردن حس می‌کنند، میمون‌ها هم همین حس را پیدا کردند و علاقه‌ی کمتری به قمار نوع دوم نشان دادند. الگوهای رفتاری و اعداد و ارقام ناشی از تصمیم‌های میمون‌ها، تا حد بسیار زیادی به الگوهای تحلیلی سرمایه‌گذاران وال استریت نزدیک است!

هنوز مشخص نبود که آیا واقعاً میمون‌ها مفهوم پول را فهمیده‌اند یا نمایشی شکل گرفته است که ظاهر آن، تا حد زیادی به رفتارهای ما انسانها شبیه است. میمون‌ها خیلی علاقه‌ای به پس‌انداز نداشتند. مشخص نبود که این به خاطر درک ضعیف مفهوم پول است،‌ یا به دلیل اینکه نگرش آنها به پول، هزینه کردن برای خوش‌گذرانی است. در مورد دزدی هم، ماجرا کمی فرق داشت. میمون‌ها سکه‌ها را می‌دزدیدند و محققان،‌ برای پس گرفتن آنها – چون فضای لابراتور بزرگ بود – مجبور بودند در قالب موز و شیرینی، رشوه بدهند. حالا نمی‌شد فهمید که سکه برای آنها مهم بوده یا شرطی شده‌اند که با برداشتن تعداد زیادی سکه و پنهان کردن آن، می توان موز و خوراکی اضافی گرفت.

اما در این میان، اتفاق دیگری افتاد که نشان داد، میمون ها پول را به خوبی فهمیده‌اند. مهم‌ترین ویژگی پول، این است که فقط برای خریدن خوراکی مورد استفاده قرار نمی‌گیرد. می‌توان خدمات دیگر را هم با آن خرید. چن، پدیده‌ای را مشاهده کرد که می‌توان آن را اولین نمونه‌ی تن فروشی در تاریخ میمون‌ها اعلام کرد. برخی میمون‌ها یاد گرفتند که برای رابطه‌ی ج.ن.س.ی با دیگران، سکه بگیرند و بلافاصله به سمت گیشه خوراکی‌ها بدوند و سکه رابا انگور معامله کنند.

خلاصه‌ی ماجرا این است که میمون‌ها، در این آزمایش، خریدند. فروختند. معامله کردند. دزدیدند و تا حد زیادی شبیه ما انسانها، این ابزار جدید را با همه‌ی حواشی و رویدادهای مرتبط با آن، به زندگی اجتماعی خود وارد کردند…

 
 

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

20 نکته برای کسب و کاری برای میمونها

     
    دوست گرامی مشاهده دیدگاههای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .