Menu
فایل صوتی آموزشی ویژگی‌‌های انسان تحصیل‌کرده

مسیرِ تبدیل شدن به یک انسان فرهیخته چیست و در این راه، باید به چه نکاتی دقت کنیم؟




کریس آرگریس و مهارت انجام کارهای مهم بی‌خاصیت


مدل ذهنی - کریس آرگریس و مهارت ناشایست بودن Skilled Incompetence

قبلاً به بهانه‌های مختلف از کریس آرگریس نام بردیم. او عملاً در کنار مطرح کردن یادگیری یک حلقه‌ای و دوحلقه‌ای، تعریفی از مدل ذهنی هم ارائه کرده است. همچنین بحث ساده اما مهمی را مورد توجه  قرار داده است و آن فاصله‌ی بین دانستن و عمل کردن است.

دیدیم که آشنایی با مفاهیمی که او طی چندین دهه، به فرهنگ مدیریت جهان افزوده است، جدا از اینکه می‌تواند دریچه‌های جدیدی برای نگاه به دنیا به روی ما باز کند، کلمات و اصطلاحاتی را به ادبیات کلامی ما اضافه می‌کند که می‌توانند به ارتباط بهتر و اثربخش‌تر با دیگران و انتقال بهتر پیام‌های مدیریتی در تیم و سازمان خود بپردازیم.

مفهومی که این بار به آن می‌پردازیم Skilled Incompetence است. اگر ترجمه‌ی لغت به لغت را انجام دهیم، باید این عبارت را به شکل «مهارت در ناشایستگی» ترجمه کنیم. اما اگر صدها صفحه کتاب که او در این زمینه نوشته و یا مقالاتی شبیه این مقاله را که در نشریه کسب و کار هاروارد منتشر کرده است مرور کنیم، می‌توان تعریف ساده‌تر اما قابل فهم‌تری از این اصطلاح داشت: مهارت انجام کارهای مهم و بی خاصیت.

مهارتی که بسیاری از انسانها در آن توانمند هستند و در نهایت می‌توانند به انسانهایی مهم و بی خاصیت و غیراثربخش تبدیل شوند. کارهایی بکنند که بسیار مهم به نظر می‌رسد و در نهایت، خودشان و کارهایشان هیچ اثری بر روی سازمان یا مجموعه‌ای که در آن فعالیت می‌کنند نداشته باشد!

محدودیت در دسترسی کامل به این درس

دوست عزیز.

دسترسی کامل به این درس برای کاربران ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت به عنوان کاربر ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به این مطلب، به سایر بحث‌هایی هم که تحت عنوان مدل ذهنی مطرح می‌شوند دسترسی پیدا می‌کنید.

همچنین با فعال کردن اشتراک ویژه به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، ما فکر می‌کنیم شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  تصمیم گیری

  تفکر سیستمی

  تفکر استراتژیک

  مدیریت در شرایط ابهام

  دوره MBA (پیگیری منظم مجموعه درس‌ها)

  تفکر نقادانه (بعد از گذراندن درس‌های تصمیم گیری و مدل ذهنی)

تمرین:

همانطور که می‌بینید، مهارت مهم و بی‌خاصیت بودن، حاصل نیت بد نیست. حتی خیلی اوقات آگاهانه هم نیست. اما بسیاری از گروه‌ها و سازمان‌ها و جوامع، بدون اینکه بفهمند در این مهارت به استادی می‌رسند. آنها می‌توانند ساعتها حرفهای مهم بزنند و تحلیل‌های عمیق انجام دهند بدون اینکه خاصیت و اثری داشته باشد. بدون اینکه کوچکترین چیزی تغییر کند.

آیا شما هم در جلسات سازمانی خود یا در هر فضای دیگری در هر سازمان و شرکتی، مثال‌هایی از مهارت جلسات مهم و بی‌خاصیت مشاهده کرده‌اید؟ چه حجمی از گفتگوهای جدی ما با دوستان و آشنایانمان از نوع مهم و بی‌خاصیت است؟ می‌توانید روایتی از این نوع گفتگوها داشته باشید؟

لطفاً در این درس صرفاً به روایت مثال‌ها بپردازید. در درس‌های بعدی، به کمک خود شما به ریشه‌یابی آنها خواهیم پرداخت.

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: مجتبی خنده جام , مجتبی مصلحی , شهرزاد , معصومه شمس , جمال

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مدلهای ذهنی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مدلهای ذهنی
 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

316 نکته برای کریس آرگریس و مهارت انجام کارهای مهم بی‌خاصیت

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : احمد زارعی

    من عضو هیئت مدیره یک شرکت تولیدی  کوچک با  80 نفر پرسنل هستم . قبلاهم  در شرکت های بزرگتر با پرسنل بیش از 1000 نفر سمت مدیریتی داشته ام . به فراخور مسئولیت هایم در جلسات عملیاتی بسیاری شرکت کرده و اکنون در جلسات هیئت مدیره که به شکل هفته گی برگزار می شود شرکت می کنم . آن قدر جلسه مهم بی خاصیت دیده ام که گاهی از شرکت در هر  جلسه ای بیزار شده و احساس می کنم که به راستی وقت و انرژ ی خود را در این جلسات مستهلک می کنم.

     

    جلسات عملیاتی در شرکت های بزرگ در بین جمعی  ده الی پانزده نفره از مدیران ارشد و میانی سازمان تشکیل می شود که مثلا دلائل افت تولید از برنامه ی مصوب روزانه ، هفته گی و ماهانه بررسی شود . در اینگونه جلسات معمولا انگشت اتهام به سمت مدیران دپارتما ن های مختلف نشانه می رود که :

    واحد تولید نسبت به رعایت دستوالعمل های کاری با ماشین الات بی توجهی نموده و با باردهی اضافی به ماشین ها موجب خرابی و توقف ماشین شده است
    واحد پشتیبانی مهندسی نسبت به سرویس به موقع ماشین آلات بی توجه بوده و موجب خرابی وتوقف ماشین و طولانی شدن زمان توقف شده است
    واحد کیفیت  خط تولید را متوقف کرده و واحد تکنیکال در راه اندازی مجدد خط تولید اهمال کرده است  و .......
    دستوراعمل های کاری به موقع تدوین و ابلاغ نشده است
    و
    و

    و انبوهی از دلائلی که همه درست هستند و به نظر می رسد لابد مکانیسمی برای  کاهش تکرار این توقفات  ایجاد شده و به مرور زمان  توقفات کمتر شده و بهره وری افزایش خواهد یافت اما بعد از جلسه مدیران به اتفاق صبحانه صرف می کنند ؛ غیبت میکنند ، سیاست های کشوری و جهانی را تحلیل می کنند و فردا و سال آینده و ده سال بعد به همین منوال می گذرد.

    وضعیت جلسات هیئت مدیره هم که در آن مثلا  اعضای هیئت مدیره  تجربه ، منافع و صراحت لهجه ی بیشتری دارند نیز بهتر از این نیست

    دستور جلسه ما در این جلسات مثلا حول و حوش مسائل زیر است و به راستی که صحبت های  مهمی در آن رد و بدل می شود

    بودجه ی عملیاتی سال بررسی می شود و تصمیم های مهمی برای مهندسی آن گرفته می شود
    برای طرح های توسعه در دست بررسی طرحهای توجیهی تهیه شده  و آنالیز  ریسک و حساسیت آن انجام میشود
    برای تامین مالی طرح های در دست اجرا مکانیسم های مختلف تامین پیشنهاد می شود
    در مورد استراتژی رقابتی  کسب و کار با توجه به تحریم ها وشرائط بحرانی  تصمیم های مهمی گرفته می شود
    استراتژی پرداخت دیون دولتی تنظیم و راهکار های اجرائی لحاظ می شود
    در مورد ارزش های  سازمانی و چشم انداز و رسالت سازمانی و فرهنگ اجرا گفتگو می شود
    و هزاران تصمیم دیگر

    و به نظر می رسد که از فردای جلسه هیئت مدیره به دنبال مکانیسمی خواهیم بود تا تصمیمات ارزشمند وگرانقیمت هیئت مدیره ( بهای تمام شده این جلسات بسیار زیاد است ) را اجرا کنیم  اما :

    از فردای همان روز مدیر ارشد اجرائی تصمیم های شخصی خود را اجرا می کند زیرا حرف های مهم بی خاصیتی  زده شده که صرف خالی نبودن عریضه که مثلا هیئت مدیره ای وجود دارد و تصمیم می گیرد اما در واقع خود هیئت مدیره هم می داند که شرائط برای وجود دستور جلسه ی واقعی برای شرائط واقعی و بررسی واقعی در هیئت مدیره وجود ندارد و تعجب می کنم که هر هفته همان جلسه را برگزار می کنیم و  به فکرمان هم نمی افتد که جلسات را هر فصل یک بار آن هم برای گزارش دهی برگزار کرده و لااقل تمرکز و انرزیمان را برای مواجهه با بحران هائی که هر روز با آن مواجه هستیم اختصاص دهیم.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .