Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu


درباره اهمیت کتابهای قدیمی | چرا باید آن‌ها را بخوانیم؟


خواندن کتابهای قدیمی

«یک کتاب جدید دربارهٔ … منتشر شده.» «در آخرین کتابی که دربارهٔ … منتشر شده، آمده است که …» «من همیشه کتاب‌های جدید حوزهٔ تخصصی‌ام را می‌خوانم.» «ما آخر هر ماه دور هم جمع می‌شویم و آخرین‌ کتاب‌هایی را که در زمینهٔ … منتشر شده مرور می‌کنیم.»

جدید بودن چه ویژگی‌های دیگری را برای شما تداعی می‌کند؟ یک کتاب جدید، نسبت به کتاب‌هایی که در سال‌های دورتر منتشر شده‌اند، چه ویژگی‌هایی دارد؟

بسیاری از ما مجموعه‌ای از صفت‌های خوب را به جدید بودن ربط می‌دهیم: اگر کتابی جدید است، احتمالاً اطلاعات دقیق‌تری در آن وجود دارد. اگر کتابی جدید است، احتمال این که در آن حرف‌های نادرست وجود داشته باشد کمتر است. خواندن کتابی جدید است، من را سریع‌تر به سطح دانش مورد نیازم نزدیک می‌کند. کتابی که جدید است، احتمالاً مطالب ارزشمندتری مطرح کرده است. خواندن کتاب‌های جدید یا اصطلاحاً کتاب‌های روز، من را باسوادتر جلوه می‌دهد.

اما آیا واقعاً چنین است؟ آیا همیشه خواندن کتاب‌های جدید، بهتر از کتاب‌های قدیمی است؟ آیا خواندن کتاب‌های جدید، ما را از خواندن کتاب‌های قدیمی‌تر بی‌نیاز می‌کند؟

قدیمی و جدید |‌ چالش کتاب‌های غیرداستانی

به نظر می‌رسد تفکیک کتاب‌ها به قدیمی و جدید، چالش کسانی باشد که با کتاب‌های غیرداستانی سر و کار دارند.

در میان علاقه‌مندان به ادبیات، شعر و داستان، کمتر با این نوع تقسیم‌بندی مواجه می‌شوید. هیچ‌کس از این که «بوف کور» یا «چشمهایش» را خوانده، حس بدی ندارد. کسی که «پیرمرد و دریا» یا «ابله» را می‌خواند، نسبت به کسی که «جزء از کل» خوانده، احساس عقب‌افتادگی نمی‌کند. حتی بسیاری از شیفتگان و دلدادگان شعر نو هم، برای خواندن اشعار کهن وقت می‌گذارند.

اما وقتی به قلمرو کتاب‌های غیرداستانی می‌رسیم، ماجرا فرق می‌کند:

  فردی مانند دان تاپسکات را در نظر بگیرید. او در سال ۱۹۹۵ «کتاب اقتصاد دیجیتال» را نوشته است. با در نظر گرفتن این که می‌دانیم جهان امروز از نظر زیرساخت‌ها و اکوسیستم دیجیتال، هیچ شباهتی به جهان سی دهه قبل ندارد، آیا خواندن کتابی که در آن دوران دربارهٔ اقتصاد دیجیتال نوشته شده می‌تواند مفید باشد؟

  به کسی مثل پیتر دراکر فکر کنید. او در دههٔ پنجاه میلادی در قرن گذشته، یعنی بیش از شصت سال قبل، دربارهٔ کارگران دانش‌‌محور حرف زده است. می‌دانیم که کامپیوترها، اینترنت و فناوری اطلاعات، جهانی را ساخته‌اند که با جهان هفت دهه قبل، شباهت چندانی ندارد. پس کتابی که به بررسی اقتصاد دانش‌بنیان در نیمهٔ قرن بیستم پرداخته، آیا می‌تواند برای ما که دهه‌های نخست قرن بیست‌و‌یکم را می‌گذرانیم، حرفی داشته باشد؟

  فیلیپ گربرت و همکارانش در سال ۲۰۰۰ کتابی با عنوان عصر خرده‌فروشی الکترونیکی نوشته‌اند. در سال‌های پایانی قرن بیستم، جهان شکل دیگری داشته و خرده‌فروشی به شکل امروز نبوده است. کافی است تصور کنید شرکت آمازون در آن زمان پنج ساله بوده و شرکت وال‌مارت به عنوان یکی از بازیگران اصلی خرده‌فروشی، هنوز در فضای آنلاین حضور نداشته است. باز هم این سوال مطرح می‌شود که آیا خواندن حرف‌های نویسندگان کتابی که خودشان خرده‌فروشی را مانند ما ندیده و تجربه نکرده‌اند، می‌تواند مفید باشد؟

  مارشال مک لوهان یکی از مشهورترین کتاب‌های خود، یعنی «درک رسانه / Understanding Media» را در سال ۱۹۶۴ منتشر کرده است. رسانه بر او از روزنامه آغاز می‌شود به رادیو و نهایتاً تلویزیون می‌رسد. مک‌لوهان در سال ۱۹۸۰ درگذشت. گوگل هجده سال پس از مرگ او و اینستاگرام سی سال پس از مرگش تأسیس شده است. آیا خواندن کتاب مک‌لوهان برای کسی که می‌خواهد رسانه را بفهمد و بشناسد، نوعی اتلاف وقت نیست؟ آیا بهترین نیست وقت خود را برای کتاب کسی مثل ژوزف توروف (Media Today) بگذاریم که به‌روزتر است و به چالش‌های رسانه در جهان امروز پرداخته است؟

این نوع دغدغه‌ها باعث می‌شود از خودمان بپرسیم: «آیا واقعاً وقت گذاشتن برای خواندن کتاب‌های قدیمی درست است؟»

خواندن کتاب‌های قدیمی چه فایده‌ای دارد؟

همین که مطلبی را به «خواندن یا نخواندن کتاب‌های قدیمی» اختصاص داده‌ایم، کمک می‌کند که حدس بزنید متمم از خواندن کتاب‌های قدیمی دفاع می‌کند و این کار را مفید می‌داند. در ادامه برخی از این فواید خواندن کتاب‌های قدیمی را فهرست می‌کنیم. واضح است که مطالعهٔ این نوع کتاب‌ها با «اما و اگر‌»‌هایی هم همراه است که در پایان درس به آن‌ها می‌پردازیم.

از فشار اجتماعی و رسانه‌ای در انتخاب کتاب‌ها دور می‌شوید

وقتی فقط به دنبال مطالعهٔ کتاب‌های روز هستید، احتمالاً فشار درونی بیشتری برای همراه شدن با جریان‌های رسانه‌ای و فشارهای اجتماعی پیدا می‌کنید. دوستان خود را می‌بینید و از آن‌ها می‌شنوید: «آخرین کتاب مارک منسن را خوانده‌ای؟» «دیدی هراری یک کتاب جدید نوشته؟» «بالاخره آخرین کتاب نسیم طالب هم به فارسی ترجمه شد.»

هر یک از این سوال‌ها تلنگری است که به شما می‌گوید: باز هم یک کتاب را از دست دادی. باید زودتر در برنامه‌ات جایی برای این کتاب هم باز کنی. اگر این کتاب‌ها را نخوانده باشی، دیگر نمی‌توانی ادعا کنی به‌روز هستی. الان همه‌‌جا از این کتاب حرف می‌زنند.

شبکه‌های اجتماعی هم فضایی است که فشار مطالعهٔ کتاب‌های جدید را بیشتر می‌کند. به کسانی که در این شبکه‌ها کتاب معرفی می‌کنند و دربارهٔ کتاب حرف می‌زنند فکر کنید. بیشتر آن‌ها (یا تقریباً تمام‌شان) از شما پول نمی‌گیرند. از طرفی وقت زیادی برای تولید محتوا و #معرفی کتاب می‌گذارند. بیشتر این افراد، بلاگرها و اینفلوئنسرهای کتاب هستند (یا دوست دارند باشند) و به ناشران به عنوان بخشی از برنامهٔ اینفلوئنسر مارکتینگ  به سراغ آن‌ها می‌روند. پس طبیعتاً کتاب‌هایی را به شما معرفی می‌کنند که ناشران علاقه دارند شما آن‌ها را بخوانید.

واضح است که کتابخوانی و یادگیری فعالیت‌هایی بسیار شخصی است و کسی بهتر از خودتان نمی‌تواند نیازهایتان را تشخیص دهد. پس به هیچ وجه منطقی نیست اختیار خود را به شکل مطلق به دست ناشران بسپارید. البته که ناشر می‌تواند در فرایند انتخاب کتاب به شما کمک کند. اما به شرطی که ابتدا خودتان بدانید چه می‌خواهید و اینفلوئنسرهای کتاب، به شما جهت نداده باشد.

کسانی که «جدید بودن» را از فهرست معیارهای خود حذف کرده و «مفید بودن» را معیار انتخاب قرار می‌دهند، کمتر گرفتار این نوع فشار می‌شوند.

به منابع دست اول نزدیک‌تر می‌شوید

محدودیت در دسترسی کامل به این مجموعه درس

مجموعه درس‌های مهارت یادگیری برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

  تعداد درس‌ها: ۵۲ عدد

  دانشجویان این درس: ۱۲۱۲۳ نفر

  تمرین‌های ثبت‌شده: ۲۰۸۱۹ مورد

با عضویت ویژه‌ی متمم، علاوه بر درس‌های مهارت یادگیری به مجموعه‌ی گسترده‌ای از درس‌ها دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست برخی از آن‌ها را در این‌جا ببینید:

 فهرست درس‌های متمم

البته بررسی‌های ما نشان داده است که علاقه‌مندان به درس مهارت یادگیری به درس‌های زیر هم علاقه دارند و آن‌ها را پیگیری می‌کنند:

 تفکر سیستمی | تصمیم گیری | استعدادیابی | مسیر شغلی

  معرفی کتابهای روانشناسی | معرفی کتابهای مدیریتی

  مدل ذهنی |‌ تفکر نقادانه | کوچینگ | یادگیری زبان انگلیسی

  خودشناسی | شخصیت شناسی | مهارت ارتباطی

 دوره MBA متمم (اگر به بحث‌های کلان مدیریتی علاقمندید)

اگر با فضای متمم آشنا نیستید و دوست دارید درباره‌ی متمم بیشتر بدانید، می‌توانید نظرات دوستان متممی را درباره‌ی متمم بخوانید و ببینید متمم برایتان مناسب است یا نه. این افراد کسانی هستند که برای مدت طولانی با متمم همراه بوده و آن را به خوبی می‌شناسند:

بنابراین بحث را می‌توانیم به این شکل جمع‌بندی کنیم که:

خواندن کتابهای قدیمی

مشارکت در بحث

تجربهٔ شما از خواندن کتاب‌های قدیمی چه بوده است؟ کتاب خاصی را در ذهن دارید که با وجود قدیمی بودن، خواندنش برایتان مفید بوده باشد؟

واضح است که قدیمی بودن در این‌جا کاملاً نسبی است. چنان که در برخی حوزه‌ها، ممکن است پنج یا ده سال هم قدیمی محسوب شود. منظور ما کتاب‌هایی است که مشخصاً از «روند داغ بازار» عبور کرده‌اند و دیگر در صدر موج فروش و توجه مخاطبان ننشسته‌اند.

بعد از خواندن این درس چه کار کنم؟

  طبیعتاً می‌توانید به خواندن مجموعه درس‌های یادگیری ادامه دهید. اما اگر بحث اهمیت خواندن کتاب‌های قدیمی برایتان جذاب یا مهم است، می‌توانید به عنوان یک نمونه، معرفی کتاب جامعه پساصنعتی دانیل بل را بخوانید. کتابی که حدود نیم قرن پیش نوشته شده و هنوز حرف‌های مهمی برای ما دارد.

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    مرضیه رفعتی ، یوسف شیخه ، میترا ، اکرم جوکار ، محسن ثقفی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت یادگیری به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مهارت یادگیری
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

۴۹ نظر برای درباره اهمیت کتابهای قدیمی | چرا باید آن‌ها را بخوانیم؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : امیرمحمد قربانی

    تب جدید‌ترین و آخرین، در زمینه‌ی درمان در پزشکی خیلی پررنگ است و خودش را برجسته نشان می‌دهد. یادم نمی‌رود که در دوران پزشک عمومی، یکی از اعضای هیئت علمی وقتی فهمید که به جای مقاله، تکست‌‌بوک می‌خوانم، با حالتی آمیخته به تمسخر گفت: «این کتاب‌ها که به درد نمی‌خورند. هر آن‌چه در کتابی می‌بینی که امسال چاپ شده، برای چهار سال پیش است [کتاب‌های رفرنس پزشکی معمولاً هر ۴ سال تجدید چاپ می‌شوند]. دیگر در این دوران کسی کتاب نمی‌خواند. باید مقاله بخوانی.»
    در چنین فضایی، کاری انجام داده‌ام که برای خود من خیلی مفید بوده. یکی از کتاب‌هایی که دارم، برای William Osler است. آزلر، پدر علم پزشکی مدرن، سال ۱۹۱۹ فوت کرد. چاپ نخست کتابش برای ۱۸۹۲ بوده و من چاپ دومش را که برای ۱۸۹۵ است، دارم. کتابی که The Principles and Practice of Medicine نام دارد.
    با وجود گذشت این همه سال، آزلر را از بزرگ‌ترین تشخیص‌دهنده‌ها (Diagnostician) در زمینه‌ی بیماری‌ها می‌دانند. وقتی که کتاب او را می‌خوانم، این موضوع را به خوبی متوجه می‌شوم. این‌که چقدر دقیق می‌تواند آن‌چه را که می‌بیند، توصیف بکند؛ علامت‌ها را کنار هم بگذارد؛ الگوها را تشخیص بدهد و تشخیص نهایی را بگوید. 
    من قرار نیست از آزلر درمان‌ها را یاد بگیرم. اما می‌توانم نگاهش را و نحوه‌ی ارزیابی فرد بیمار را از او یاد بگیرم. توصیفاتی که کرده - در زمانی که تست‌ها به فراوانی الان نبود - بی‌نظیر است. این چیزی است که در هیچ کتاب جدیدی یافت نمی‌شود و عمده‌ی صفحات آن‌ها به این گذشته که کدام تست را انتخاب کنیم.
    به خاطر همین، قسمتی از کتابخانه‌ی من، کتاب‌های قدیمی پزشکی است. کم کم تعدادشان را نیز بیشتر می‌کنم. در کنار جدیدترین‌ها و مقاله‌ها، ارزش این کتاب‌ها برایم فراوان است. چیزی را به من یاد می‌دهند، کمتر در کتاب‌های جدید یافت می‌شود.

     
    تمرین‌ها و نظرات ثبت شده روی این درس صرفاً برای اعضای متمم نمایش داده می‌شود.
    .