Menu


کار تیمی و نقش ایده پردازی در آن – درس ۷


کار تیمی و افراد ایده پرداز در آن

کار تیمی را با معرفی مردیت بلبین آغاز کردیم و بعد از چند درس، به بحث نقش افراد در کار تیمی رسیدیم.

دیدیم که مدل بلبین یک تقسیم بندی ۹ گانه را برای نقش افراد در کار تیمی مطرح می‌کند و با برخی نکات کلی در مورد مدل بلبین در کار تیمی آشنا شدیم.

در این درس و درس‌های آتی، هر بار به یکی از نقش های ۹ گانه تعریف شده توسط بلبین خواهیم پرداخت و در ادامه، بیشتر و دقیق‌تر به تعامل نقش های مختلف در کار تیمی خواهیم پرداخت.

اولین نقشی که بررسی می‌کنیم، نقش ایده پرداز است که بلبین در مدل خود از آن به عنوان Plant نام می‌برد.

بلبین تاکید می‌کند که این واژه کم رواج را به این علت انتخاب کرده است که مخاطب در مورد آن سابقه ذهنی نداشته باشد و او بتواند نقش ایده پردازی در کار تیمی را دقیقاً آن گونه که می‌خواهد و به دور از پیش فرض‌های رایج، تبیین کند.

ایده پردازی به عنوان یک نقش در کار تیمی
دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

[لینک مرتبط: استعدادیابی – درس ایده پردازی]

تمرین درس نقش ایده پردازی در کار تیمی:

چه تجربیاتی در مواجهه با نقش ایده پرداز در کار تیمی و سازمانی دارید؟

آیا خودتان این نقش را دارید یا داشته‌اید؟ چالش‌های آن چیست؟

آیا دیگرانی را می‌شناسید که برای شما نماد چنین نقشی باشند؟

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری مهارت کار تیمی به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

53 نکته برای کار تیمی و نقش ایده پردازی در آن – درس ۷

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : حمید طهماسبی

    به نظرم قبلا با همچین شخصیتی کار کردم.

    ایده های خوبی می دهند، ذهن باز و پویای دارند اما

    زمانی که کاری از آنان می خواهید می روند که انجام دهند بعد می آیند و می گویند: اگر بخواهیم این کار را انجام دهیم، قبل از آن این کار را انجام دهیم اثربخشی کار قبلی بیشتر می شود. شما هم می گویید:ok

    بعد چند روز می گوید، اگر می خواهی آن کار پیش نیاز به خوبی انجام شود این محصول را تهیه کنیم و استفاده کنیم بهتر است.ok

    بعد از چند روز:

    دارم نحوه کار با این محصولی که سفارش دادیم را یاد می گیرم، چه جالب با آن فلان کار (که اصلا یک درصد هم به کار ما مربوط نمی شود) را هم می شود انجام داد.

    دست آخر کار به جای می رسد که تصمیم می گیرید فقط صرفا و مستقیما همان کار مورد نظر انجام شود حتی با یک کیفیت معقول نسبی.

    بعد نگاه می کنید چقدر هزینه ریالی و زمانی هدر داده اید.

    چقدر از این شاخه به آن شاخه پریده اید.

    ایده پرداز به درد یک تیم بالای 3 نفر می خورد و حتما باید برای او چارچوب درنظر گرفت والا معلوم نیست که سر از کجاها در می آورد.

    من شخصا ترجیح می دهم یک پروژه معمولی تکمیل داشته باشم تا 10 پروژه بسیار جالبِ باز و ناقص.

    به نظرم خودم سعی کردم همیشه ایده ایی را بدهم که هم اجرایی باشند و هم همه هزینه ها (ریالی، زمانی و فرصت) درون آن توجیه داشته باشد.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .