Menu


کار اخلاقی چیست؟ | مروری بر داستان دزدی از داروساز (لارنس کلبرگ)


کار اخلاقی چیست

اخلاق در تصمیم گیری یک از بحث‌های بسیار پیچیده است که همیشه مورد توجه دانشمندان و نویسندگان قرار گرفته است.

پاسخ به این سوال که کار اخلاقی چیست ساده نیست و اختلاف‌نظرها در این حوزه هم بی‌پایان به نظر می‌رسند. اما چه باید کرد که دنیای واقعی، منتظر نمی‌ماند تا ما به یک فیلسوف اخلاق تبدیل شویم و از پس چالش‌هایش برآییم.

دنیای واقعی، بر خلاف مدرسه و دانشگاه، حتی مسئله‌ها را در حد توان‌مان ساده نمی‌کند تا درد و دشواری تصمیم گیری کمرنگ‌تر شود.

در این‌جا می‌خواهیم در قالب تجربه ذهنی به یکی از مسائل کلاسیک در حوزه‌ی اخلاق بپردازیم. مسئله‌ای که لارنس کلبرگ (Lawrence Kohlberg) آن را در سال ۱۹۶۹ مطرح کرد و اگر چه پاسخ قطعی و مشخص برایش وجود ندارد، اما می‌تواند فرصتی ارزشمند برای اندیشیدن به برخی از پایه‌های اخلاق در تصمیم‌گیری باشد.

کار اخلاقی چیست؟ با این داروساز چه باید کرد؟

در یکی از شهرهای اروپایی، زنی که به نوعی خاصی و کمتر شناخته‌شده از سرطان مبتلا است، در شرایط نزدیک به مرگ قرار دارد.

صرفاً یک دارو وجود دارد که پزشکان معتقدند ممکن است جان او را نجات دهد. این دارو بر پایه‌ی رادیوم تولید شده و همین اواخر توسط داروسازی که اتفاقاً در همان شهر زندگی می‌کند، کشف و عرضه شده است.

تولید این دارو خیلی گران است و حدود ۲۰۰ دلار هزینه می‌برد. اما داروساز آن را بسیار گران‌تر می‌فروشد و قیمت ۲۰۰۰ دلار را برایش اعلام کرده است.

آقای هاینز، همسر این زن بیمار، به در و دیوار زد و از هر کسی می‌توانست پول قرض گرفت. اما در نهایت نتوانست بیشتر از ۱۰۰۰ دلار جمع کند؛ یعنی نصف چیزی که داروساز طلب می‌کند.

او به داروساز گفت که همسرم دارد می‌میرد و تقاضا و التماس کرد که دارو را به قیمت کمتری بخرد. یا لااقل داروساز به او اجازه دهد که ۱۰۰۰ دلار دیگر را بعداً و با تأخیر بپردازد.

اما داروساز پاسخ داد: «چنین کاری ممکن نیست. دارو را من کشف کرده‌ام و می‌خواهم از فروشش پول در بیاورم.»

هاینز بعد از التماس‌های فراوان ناامید شد و کم‌کم به این فکر افتاد که یک شب به دفتر کار داروساز دستبرد بزند و دارو را بدزدد.

چند سوال در مورد دزدی از داروساز

به سوالات زیر فکر کنید و ببینید پاسخ شما به هر کدام از آن‌ها چیست: بله یا خیر.

هم‌چنین ببینید چه استدلالی در دفاع از پاسخ خود دارید و با چه منطقی آن را انتخاب کرده‌اید.

  سوال اول: آیا این تصمیم هاینز (برای سرقت کردن) اشتباه است؟

  سوال دوم: آیا داروساز حق دارد آن قیمت بالا را برای محصولش انتخاب کند؟

  سوال سوم: آیا از نظر اخلاقی، هاینز موظف است دارو را برای همسرش سرقت کند؟

  سوال چهارم: اگر رابطه‌ی هاینز و همسرش نزدیک نبود و با هم اختلاف داشتند، آیا هاینز باید این کار را انجام می‌داد؟

  سوال پنجم: اگر این مشکل به جای همسر هاینز برای دوست بسیار نزدیکش اتفاق افتاده بود،‌ آیا هاینز باید دارو را برای او می‌دزدید؟

  سوال ششم: فرض کنید کسی که در آستانه‌ی مرگ قرار گرفته، به هاینز نزدیک نیست (نه دوست و نه همسر). بلکه فردی است که در همان همسایگی زندگی می‌کند. آیا هاینز باید دارو را بدزدد؟

  سوال هفتم: فرض کنید هاینز در روزنامه خوانده که زنی – که او نمی‌شناسد – در حال مرگ است و به این دارو نیاز دارد. آیا باید دارو را بدزدد و به آن زن برساند؟

  سوال هشتم: اگر خودتان به بیماری مبتلا باشید و دارو برای پیشگیری از مرگ‌تان ضروری باشد،‌ آیا دارو را می‌دزدید؟

  سوال نهم: فرض کنید هاینز را هنگام سرقت دستگیر کنند و نزد قاضی ببرند. آیا قاضی باید او را به حبس محکوم کند؟

قرار نیست به همه‌ی این پرسش‌ها پاسخ دهید. شاید پاسخ دادن به بعضی از آن‌ها برایتان ساده‌تر باشد. اما فرصت خوبی است به بهانه‌ی این تجربه ذهنی کمی فکر کنیم و ببینیم چارچوب تصمیم گیری اخلاقی را برای خودمان چگونه تعریف می‌کنیم.

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    نورالدین حسینی ، سید حمید رضا صحفی ، سیدمهدی حسینی ، عبدالله ملاح پور صلغی ، مهناز علیخانی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری تصمیم گیری پیشرفته به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه تصمیم گیری پیشرفته
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری در متمم

26 نکته برای کار اخلاقی چیست؟ | مروری بر داستان دزدی از داروساز (لارنس کلبرگ)

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : مهدی - علیزادگان

    سلام به همه متممی های عزیز و گرامی

     

    نمیدانم

     

    این درس به ظاهر کوتاه یک دوره کامل دانشگاهی میطلبد تا روشن شود و در حد عقاید فردی میتوان به همه این پرسشها جوابهایی داد که از ابتدا باید گفت کاملا شخصی و سلیقه ای است تا از مظان هر گونه نقد چند سویه دور گردد. برای تک تک این پرسشها اندیشمندان بسیاری تلاش کرده اند و کارهایی ارزنده ای ارائه شده است. میتوان تمام این کارها را در مطالعات و مقالات جرمی بنتام، جان استوارت میل، رابرت نوزیک، میلتون فریدمن، فریدریش آوگوست فون هایک، ایمانوئل کانت، نیکولو ماکیاولی، توماس هابز و جان لاک و بسیاری دیگر مشاهده کرد. اما لازم نیست که همه اینها را مطالعه کرد تا بشود به این پرسشها پاسخ داد بلکه دو منبع بسیار مهم وجود دارد که میتوانند ما را برای پاسخ آکادمیک به این پرسشها با  نگاه نسبی یا مطلق به اخلاق تجهیز کند

    1. سلسله درسگفتارهای اخلاق استاد مصطفی ملکیان  
    2. سلسله درسگفتارهای عدالت مایکل سندل در دانشگاه هاروارد

    اما منظور من از نوشتن تا اینجای متن ابراز فضل نبود و نیست و من حتی یک دانش آموز مبتدی این مسیر هم نیستم و بضاعت و صلاحیت نظر دادن در خصوص این مسائل را ندارم اما پرسشها از نوعی بود که هم ما را قلقلک میداد که درگیر بشویم. اما من برای اینکه نظر شخصی و سلیقه ای خودم را ارائه کنم که میدانم نمیتوانیم به مبدا و مرجعی معتبری در اثبات آنها اشاره کنم لازم است این پرسش را مطرح کنم که اساس مرزهای اخلاق کجا هستند؟

    مرزهای اخلاق کجا هستند؟ به این معنا که آیا ما واقعا آنچه میدانیم را انجام میدهیم و یا در شرایط خاص و موقعیتهای پیچیده کاری میکنیم که با دانسته ها و حتی باورهای ما در تغایر است ولی باز انجام میدهیم و بعد توجیه میکنیم.

    آیا واقعا انسان اخلاقی عمل میکند. جرمی بنتهام در بیان نظریه منفعت گرایی خود یک پرونده قضائی در مورد آدم خواری را مطرح میکند در قرن 19 چهار دریانورد که کشتی شان غرق شده بود بعد از 18 روز تصمیم میگیرند جوانترین و ضعیفترین دریانوردی که همراهشان بوده را کشته و از خون و گوشتش تغذیه کنند. بعد بیان میکند که کار اشتباهی صورت نگرفته بلکه موضوع منفعت جمعی بوده. الان پرسش اینکه اگر من بودم این کار را میکردم یا نه؟ واقعا چه جایگاهی دارد. در این زمان پاسخ من صد در صد منفی است اما اگر در همان شرایط باشم بازهم پاسخم منفی است ؟ اگر جای آن دریانورد نگون بخت باشم پاسخم چیست؟ شاید حاضر باشم در دریا غرق شوم ولی به دست دوستانم مثله نشوم.

    جان لاک از فیلسوفان مطرحی است که در اخلاق نظریات و اندیشه های مطرحی دارد اما امروز همه میدانند بخشی از دستورات و قواعد اخلاقی لاک برای این بود که زمین های سرخپوستان آمریکا را به قاعده و قانون به تصرف دربیاورند و قانون هایی هم در همین راستا تدوین و تبیین شد.

    مباحث اخلاقی در زمان بحث کاملا قابل درک و تحلیل هستند اما به نظر میرسد که اخلاق و قواعد اخلاقی امری ذهنی میباشد نه عینی و از همین رو با اینکه میدانیم در رد یک موضوع اخلاقی چه عواقبی را باید تحمل کنیم گاهی ترجیح میدهیم اخلاق شکنی کنیم.

    در کتاب "بررسی پرونده یک قتل" کاری گروهی با سرپرستی میشل فوکو با ترجمه زنده یاد مرتضی کلانتری حکایت پیر ریوری جوان است که برای رهایی پدر و برادرش از دست مادر و دیگر خواهرش ، در سوم ژوئن 1853 دست به قتل فجیع و مثله کردن ولی بسیاری از جمله تیم پژوهشی میشل فوکو (حدود صد سال بعد) مایل هستند که پیر ریوری را تبرئه کنند.

    شاید باید کمی به ماکیاولی اقتدا کرد و مفهومی را به عاریت گرفت. ماکیاولی سیاست و اخلاق را دو امر متمایز و نامربوط به هم میداند و البته تاکید میکند سیاست ممکن است از مفاهیم و مبانی اخلاقی برای مقاصد سیاسی بهره ببرد اما اخلاق به سیاست ربطی ندارد و ارتباطشان مانند دوچرخه و چهارشنبه است. با این معنا و مفهوم شاید بتوان گفت زندگی واقعی ما چندان ربطی به اخلاق ندارد. من شخصا حاضر نیستم از داروخانه دزدی کنم و شخصا میدانم که داروساز ثمره تلاشش را باید بگیرد تا بازهم دارو بسازد و زندگی کند اما اگر خدای ناکرده در آن شرایط قرار بگیرم چه واکنشی خواهم داشت؟ من براساس دانسته های اخلاقی اقدام میکنم یا خیر ؟

    پرسشهای بسیار مهمی وجود دارند که همچنان محل مناقشه هستند:

    1. آیا اخلاق زندگی بشر را هدایت میکند؟
    2. آیا اخلاق این پتانسیل را دارد که زندگی بشر را هدایت کرده و به تعالی برساند؟

    با توجه به وقایعی که هر روز شاهد آن هستیم ائم از جنگ ، قحطی ، فقط ، دیکتاتوری، جنایت ، تخریب محیط زیست و ... به نظر میرسد اخلاق هنوز جایگاهی مناسب نیافته است و از همین رو تنها پاسخ من به پرسشهایی متن و پرسشهایی مشابه با آنها این است که "نمیدانم" نمیدانم در شرایط واقعی چه واکنشی دارم ولی میدانم که هرکاری بکنم عواقبی خواهد داشت و اینکه کفه ترازو به کدام طرف سنگینتر است من را هدایت خواهد کرد و نه لزومان اخلاقیاتی که بشر هر زمان خواسته مطابق استدلالهایی برای رد و یا تائید نظر خود ارائه داده است.

     

    سپاس

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .