Menu


کارگاه پرورش تسلط کلامی (۴): تمرین نوشتن بدون خواندن امکان پذیر نیست


پرورش تسلط کلامی

نوشتن ساده و سریع است.

اما خوب نوشتن، کاری دشوار و زمان‌بر و مستلزم تمرین است که میان‌بُر ندارد و البته قطعاً به صرف زمان و دشواری‌هایش می‌ارزد.

همه‌ی ما که از نعمت سخن گفتن بهره برده‌ایم، به خوبی می‌دانیم که ناتوانی از سخن گفتن چه درد سنگینی است و ناتوانی از خوب نوشتن و بیان شفاف و سریع و صریح و صحیح آنچه در دل داریم، اگر ارجمندتر از نعمت “زبان” نباشد، کم‌قدرتر نیست.

فرض متمم بر آن است (و البته فرض درستی هم به نظر می‌رسد) که دنبال‌کنندگان مجموعه درس‌های #کارگاه پرورش تسلط کلامی، در مورد انتخاب این درس و این مسیر، دشواری‌ها را در مقابل دستاوردها سنجیده‌اند و تصمیم به انتخاب این درس گرفته‌اند.

بنابراین احساس می‌کنیم در مقایسه با سایر درس‌ها، از آزادی عمل بیشتری برای پیشنهاد تمرین و کارهای اجرایی و فعالیت کارگاهی برخوردار هستیم.

یکی از مهم‌ترین پیش‌نیازهای خوب نوشتن و خوب حرف زدن، خوب خواندن است و طبیعتاً خواندن آنها که خوب می‌نویسند.

ما هم به این منظور، تصمیم گرفتیم پیشنهاد کنیم که در لابه‌لای درس‌ پرورش تسلط کلامی، با هم و در کنار هم بخوانیم و در مورد آنچه خوانده‌ایم حرف بزنیم.

مثل هر درس دیگری که کتاب درسی و منبع درسی می‌خواهد، برای این درس هم می‌توانیم کتابهایی از بزرگان و نویسندگان عزیز کشورمان را انتخاب و توصیه کنیم.

نمایش کامل این مطلب برای کاربران آزاد فعال و کاربران ویژه متمم که حامی این پروژه هستند انجام می‌شود. کاربر آزاد فعال کسی است که حداقل بیست کامنت علمی با رعایت سیاست‌های کامنت‌گذاری متمم در این سایت داشته باشد.

البته باید تمرین چالش نگارش یک متن هزارکلمه‌ای و انتخاب ساختار متن را هم انجام داده باشید.

اگر هنوز کاربر آزاد متمم نیستید برای اطلاعات بیشتر می‌توانید به صفحه‌ی زیر مراجعه کنید و درس‌های مربوط به کاربران آزاد را ببینید:

نمونه درس‌های کاربران ویژه را هم می‌توانید در اینجا ببینید:

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری پرورش تسلط کلامی به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

14 نکته برای کارگاه پرورش تسلط کلامی (۴): تمرین نوشتن بدون خواندن امکان پذیر نیست

    تمرین برتر به انتخاب متممی ها در این درس (تا این لحظه)

    نویسنده تمرین : گروه متمم

    متن تمرین :

    زینب عزیز.

    شاید اگر به تفاوت "ساده نویسی" و "دقیق نویسی" توجه کنیم، تعارضی که شما به اون اشاره کردید کمرنگ‌تر بشه.

    بخشی از چیزی که در متن‌های حقوقی یا متن‌های تخصصی دیده میشه، حاصل "دقیق نویسی" است.

    چنان که متمم هم بر "دقیق نویسی" اصرار دارد.

    در حوزه‌های تخصصی، گاهی برای دقیق نویسی ناگزیر از استفاده از اصطلاحات تخصصی هستیم.

    چنانکه "فرض خودانجام"، شاید نه چندان زیبا باشد و نه چندان قابل درک (برای خواننده‌ی عمومی). اما متمم ناگزیر است در تحلیل تبعات عزت نفس، از چنین واژه ای استفاده کند.

    از سوی دیگر در بعضی رشته‌ها مانند حقوق و پزشکی و فلسفه، توجه به این دقت - که ضروری و اجتناب ناپذیر هم هست - باعث می‌شود که حجم زیادی از واژه‌های تخصصی یا Jargon وارد زبان نگارشی و کلامی شوند.

    در اینجا چند نکته قابل اشاره است:

    * ساده نویسی - لااقل در ادبیات متمم - به معنای نوشتن برای افراد عامه نیست. بلکه به معنای نوشتن به "ساده‌ترین شکل قابل تصور برای انتقال یک پیام خاص" است.

    بنابراین، یک متن حقوقی ساده، ممکن است هم‌چنان برای مخاطب عام، قابل درک نباشد.

    اما مهم این است که یک حقوقدان، بتواند متن حقوقی خود را بدون کاهش از دقت کلامی، چنان ساده بنویسد که حقوق دان دیگری نتواند همان پیام را با همان دقت و ظرافت‌ها، به شکلی ساده‌تر و یا زیباتر منتقل کند.

    * Jargon یا واژه‌های تخصصی، به دو علت کاملاً متفاوت به کار می‌روند. علت نخست، اصرار بر دقت کلامی است که به آن اشاره شد. علت دوم، حفاظت مشاغل تخصصی از خودشان است. به این شیوه که کلمات را چنان دشوار می‌کنند که مطمئن باشند افراد عادی نمی‌توانند حرفشان را متوجه شوند و در این حالت، می‌توانند ادعا کنند که حرفی که می‌زنند و کاری که انجام می‌دهند بسیار تخصصی است.

    این حالت دوم، شکلی است که بسیاری از نویسندگان و اهل قلم از آن انتقاد می‌کنند. اگر چه مدافعان خودش را هم دارد.

    * در کل، ساده نویسی - چه در متون عمومی و چه در متون تخصصی - یکی از ضعف‌های جدی نگارشی در فرهنگ ماست. شاید به این علت که بخش عمده‌ای از پیچیده نویسی ما، نه با هدف "اصرار بر دقت کلمات" بلکه با هدف "اصرار بر درک و شعور بالای نویسنده" انجام شده. به عبارت دیگر، در اینجا بحث نگارش تخصصی نیست. بلکه اصرار بر شکلی از "فاخر نویسی" است.

    چنانکه بعضی از دوستانی که این روزها متون عرفانی می‌نویسند، چنان از ساختار شکسته و واژه‌های مهجور و نامانوس عصر مولوی استفاده می‌کنند، که خواننده‌ی امروزی به سختی می‌تواند معنای کلام آنها را در یابد.

    این دوستان، فراموش می‌کنند که متن مولوی در زمان خودش، به زبان روز بوده و اگر مولوی امروز هم بود، به زبان روز می‌نوشت و به سراغ "مهجور نویسی" نمی‌رفت.

    شاید چیزی که باید کمی نگرانش باشیم چنین شکلی از "فاخر نویسی" است که مشخصاً هدف آن، انتقال بهتر پیام نیست. بلکه نویسنده ارزش خود را در این می‌بیند که اعلام کند، پیامی داشته است که به خاطر فهم ضعیف مخاطب نمی‌تواند منتقل کند!

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .