Menu


کارگاه زندگی شاد (۷): دن گیلبرت و نقش مدیریت توجه در شاد زیستن


دن گیلبرت و نقش مدیریت توجه در شاد زیستن

در قسمت ششم کارگاه زندگی شاد، به استعاره‌ی مفهومی گاوداری زندگی پرداختیم.

توضیح دادیم که افزایش تعداد گاوها، تنها راه افزایش شیر تولیدی نیست و باید به اتلاف‌ها نیز توجه داشت.

در اینجا می‌خواهیم یکی از شیوه‌های اتلاف در فرایند شادمانی را بررسی کنیم.

آنچه در این قسمت از سلسله بحث‌های #کارگاه زندگی شاد مطرح می‌شود، از مطالعات دن گیلبرت اقتباس شده است.

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

لینک منبع و توضیحات برای مطالعه‌ی بیشتر: Dan Gilbert: Explaining a Model of Affective Adaptation

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری کارگاه زندگی شاد به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

161 نکته برای کارگاه زندگی شاد (۷): دن گیلبرت و نقش مدیریت توجه در شاد زیستن

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : گروه متمم

    خانم شاپسندی.

    الان شما بیشتر از آنکه درک کنید که "معنایابی خاطرات منفی در ذهن شما طولانی است" متوجه شدید که معنایابی خاطرات منفی در ذهن افسانه خانم، طولانی است!

    این قاعدتاً به ما و شما کمکی نمی‌کند.

    البته در این بحثی نیست که فرهنگ آموزشی ما، به جای "مسئله محور بودن"، ذهن ما را "راهکار محور" پرورش داده و اکثر ما در جستجوی "راهکار" هستیم.

    همچنانکه در دوران مدرسه هم، به دلیل وجود داشتن حل المسائل، قبل از اینکه به اندازه‌ی کافی روی سوال فکر کنیم، به سراغ جواب می‌رفتیم. خطای شناختی Jumping To the Conclusions (پرش به سمت پاسخ و تحلیل و نتیجه‌گیری قبل از تکمیل اطلاعات در دسترس) به نوعی، به همین مسئله اشاره دارد.

    طبیعی است که متمم در سلسله بحث‌های کارگاه زندگی شاد، به اقدامات اجرایی در این زمینه می‌پردازد و خواهد پرداخت.

    اما دقت داشته باشید که مشکل اکثر ما، ندانستن راهکار نیست.

    مشکل این است که "صورت مسئله" را به خوبی نمی‌فهمیم.

    نمی‌توانیم فرض کنیم که چند دانشمند ده سال در هاروارد و ویرجینیا و دانشگاه‌های دیگر، تلاش کرده‌اند و به یک نتیجه رسیده‌اند و ما با خواندن نتیجه‌ی تحقیق آنها طی ده دقیقه و خواندن نظرات یکی دو نفر از دوستانمان، موضوع را درک کرده‌ایم.

    این موضوع، فقط به بخشی از "دانسته‌های ما" اضافه شده است.

    همچنانکه انبوهی از دانسته‌ها را داریم و نتیجه‌ای نگرفته‌ایم.

    دلیل اینکه دانسته‌های ما به عمل تبدیل نمی‌شوند، این نیست که راهکارها را نمی‌دانیم یا به ما نگفته‌اند.

    بلکه این است که دانسته‌ها فقط در مغز ما ذخیره شده.

    اگر یک فلش مموری، با ذخیره‌ی اطلاعات یک دائره المعارف، دانشمند شد، ما و شما هم با دانستن این اطلاعات، می‌توانیم تغییرات عملی در کیفیت زندگی خود به وجود بیاوریم.

    دلیل اینکه متمم این درس‌ها و سایر دروس را با فاصله منتشر می‌کند این است که فرصتی باشد تا این مطالب در ذهن ما جای بگیرند و با خاطرات قبلی ما واکنش دهند و به تدریج طی فرایندی ترکیبی (آگاهانه - ناآگاهانه) ساختار شناختی ذهن ما اصلاح شود و سپس راهکارها و نکات و الگوهای رفتاری را هم بشناسیم و به کار گیریم.

    همچنانکه دانشمندان علوم شناختی تاکید دارند، فهمیدن یک مسئله به خودی خود،‌و بدون هر کار دیگری، مکانیزم تحلیلی و تصمیم گیری ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. حتی وقتی در ظاهر هیچ اقدام عملی در راستای آن مسئله انجام ندهیم.

    اما تا زمانی که به عنوان ناظر بیرونی، می کوشیم رفتار و گزارش‌های دیگران را بشنویم و مورد قضاوت قرار دهیم، آنچه روی می‌دهد، "فهمیدن" نیست. بلکه "به خاطر سپردن مجموعه‌ای از دانسته‌ها" و "خاطرات دیگران" است.

    بنابراین، پیشنهاد ما این است که ضمن مراجعه به مجموعه دروس مهارت یادگیری که نوع نگاه متمم به فرایند یادگیری را بیان می‌کند، طی هفته‌، برای پیدا کردن مثال‌ها و مصداق‌های تحقیقات انجام شده وقت بگذارید و حتی اگر به هر دلیل ترجیح می‌دهید آنها را اینجا ننویسید، روی یک برگه‌ یادداشت برای خودتان ثبت کنید.

    برای فهمیدن واقعی نتیجه‌ی یک تحقیق ده ساله، بعید است با کمتر از ده ساعت وقت گذاشتن و ثبت و یادداشت کردن ده‌ها مثال، بتوانیم نتیجه‌ی مطلوب بگیریم.

    در غیر این صورت، به تعبیر کریس آرگریس در درس مدل ذهنی، یک نظریه‌ی مورد حمایت، در ذهن‌مان شکل می‌گیرد و یک نظریه‌ی مورد استفاده هم در عمل، معیار اقداممان قرار می‌گیرد.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .