Menu


کارگاه زندگی شاد (۱۳): بشقابی پر از انواع غذاها – تکنیکهای تجربه شادی بیشتر


کارگاه زندگی شاد - آیا بشقاب شما هم پر از انواع غذاهاست؟

دوستی داریم که همیشه در مجالس و مهمانی‌ها و عروسی‌ها، از دیدن کسانی که بشقابی پر از غذاهای گوناگون دارند تعجب می‌کند.

او بر این باور است که این افراد، هنوز نمی‌دانند چه غذایی دوست دارند و چه غذایی دوست ندارند.

اگر واقعاً باقالی پلو با ماهیچه را بیشتر از همه‌ی غذاها دوست دارند، چرا تمام بشقاب خود را با آن پر نمی‌کنند؟ چرا بخشی از فضای محدود بشقاب را به جوجه کباب یا کباب کوبیده یا غذاهای دیگر اختصاص می‌دهند؟

به هر حال، وقتی ده نوع غذا روی میز است؛ احتمالاً‌ ما یکی از آنها را بیشتر از همه دوست داریم. چرا نباید تمام بشقاب با آن غذا پر شود؟

تنها فرضی که می‌توان در نظر گرفت این است که شخصی با بشقاب غذاهای متنوع، آن‌قدر تجربه‌ی خوردن غذاهای مختلف مجلسی را نداشته است که بتواند به صورت قطعی و مطمئن در مورد بهترین غذای روی میز تصمیم بگیرد.

کارگاه زندگی شاد و تکنیک های شادی بیشتر

آیا شما با این استدلال موافقید؟

پاول دولان در بحث مشابهی، با توجه به قانون نزولی بودن مطلوبیت نهایی به ما یادآوری می‌کند که این نوع تحلیل و استدلال درست نیست و اتفاقاً این نوع شیوه‌ی تحلیل، از جمله دلایلی است که ما شادی را، آن قدر که باید و شاید، تجربه نمی‌کنیم.

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری کارگاه زندگی شاد به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

514 نکته برای کارگاه زندگی شاد (۱۳): بشقابی پر از انواع غذاها – تکنیکهای تجربه شادی بیشتر

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : سامان عزیزی

    چند سال پيش ميخواستم براي آزمون نظام مهندسي-براي اخذ پروانه نظارت و طراحي- آماده بشم. نميدونم منابع اين آزمون رو ميشناسيد يا نه، ولي كتاب هايي كه بايد ميخوندم به شدت خشك و خسته كننده بودن(بخصوص براي من كه مدتها بود از فضاي اين تيپ كتابها فاصله گرفته بودم). از طرفي يك بازه دو و حداكثر سه ماهه براي آماده شدن در نظر گرفته بودم (لابه لاي همه كارها!)

    وقتي كه شروع كردم به خوندن ديدم كه اينطوري نميتونم ادامه بدم(بخصوص كه شب ها و بعد از كار روزانه ميتونستم وقتي براي اين كار بزارم). اومدم زمان خوندن اين كتابها رو چسپوندم به زمان اصلي مطالعه م(كتابهاي مورد علاقه م). به اينصورت كه كتاب مورد غلاقه م رو ميزاشتم كنار اين كتابها و با خودم عهد كردم! كه هر وقت دو ساعت از كتاب هاي نظام مهندسي خوندم اونوقت مجوز دارم تا نيم يا يكساعت از كتاب مورد علاقه م بخونم. در واقع يك سبد(يا بشقاب) از كار هدفمند و كار شادي آفرين به وجود آوردم-نتيجه ش هم لذتبخش بود!

     

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .