Menu


کارگاه زندگی شاد(۳): حرکت آونگی در جستجوی شادمانی


کارگاه زندگی شاد و نوسان آونگی در جستجوی شادمانی

در قسمت اول کارگاه زندگی شاد، با مروری ساده و کوتاه به فرهنگ و ادبیاتمان، دیدیم که رسیدن به شادی و شادمانی، آنقدرها هم که به نظر می‌رسد ساده نیست. یا اگر هم هست، لااقل ما روش‌های پیچیده‌ای را برای کسب تجربه شادمانی پیدا کرده‌ایم. از جمله: جستجوی کسی که از ما بدبخت‌تر است و ذوق کردن از اینکه هنوز هم، جا داشت که بدبخت‌تر باشیم!

در قسمت دوم کارگاه زندگی شاد، کمی در مورد پارادوکس شادی صحبت کردیم و دوستان مختلف دیدگاه‌ها و تجربیات خود را در این زمینه، مطرح کردند.

امروز می‌خواهیم بحث خود را با مفهومی که پاول دولان در کتاب خود Happiness by Design با استعاره‌ی  حرکت آونگی در جستجوی شادمانی مطرح می‌کند، ادامه دهیم:

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

هفته‌ی آینده، با هم بیشتر و بهتر، در مورد این فهرست صحبت خواهیم کرد.

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری کارگاه زندگی شاد به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

85 نکته برای کارگاه زندگی شاد(۳): حرکت آونگی در جستجوی شادمانی

    تمرین برتر به انتخاب متممی ها در این درس (تا این لحظه)

    نویسنده تمرین : شهرزاد

    متن تمرین :

    واقعاً از دقایقی به سر بردن در این کارگاه زندگی شاد هم مثل دوتای پیشین لذت بردم و از اینکه قراره تمرین جذاب و مفید دیگری رو هم انجام بدم خیلی خوشحالم و خیلی حس خوبی بهش دارم. خوندن تمام این حرفها هم برام لذتبخش بود و حس کردم من هم چقدر بهشون معتقدم. حتی توی بحث درس بازی و سرگرمی، وقتی کامنتهای دوستانم رو میخوندم، مثلا در برخی موارد، در لحظه ی اول با خودم میگفتم آخه این که نمیتونه بازی باشه، یا سرگرمی باشه. بعد سعی میکردم به خودم یادآوری کنم که خوب این مورد شاید از نظر تو بازی یا سرگرمی نباشه اما از دیدگاه و یا حس اون شخص ممکنه به خوبی یک بازی یا یک سرگرمی باشه...

    در کنار تمام نکات خوب این کارگاه، واقعاً این پاراگراف رو دوست داشتم و برام فوق العاده تاثیر گذار بود، چون خیلی زیاد من رو باز به یاد کتاب بسیار تاثیرگذار  "انسان در جستجوی معنا" ی ویکتور فرانکل انداخت و دلم میخواد باز این پاراگراف رو اینجا با هم بخونیم:
    "هدفمند بودن هم به اندازه‌ی لذت بردن، یک نیاز ضروری است و می‌تواند موجب شادی و شادمانی بشود. به همین دلیل است که همه‌ی خودکشی‌ها، ناشی از مشکلات زیاد زندگی و نبودن لذت نیست. موارد زیادی هم وجود دارند که صرفاً احساس بی‌هدفی و پوچی، فرد را به سمت افسردگی و در نهایت ترک زندگی سوق می‌دهد."
    ویکتور فرانکل هم - در تایید این صحبت - میگفت (نقل به مضمون): وقتی کسی در اون اردوگاه مرگ، دیگه هدفی در زندگیش نداشت و نا امیدی و بی هدفی رو تجربه میکرد مشخص بود. یک روز صبح، دیگه از بسترش بلند نمیشد تا خودش رو پاکیزه کنه، لباس بپوشه و برای کار آماده بشه. همونجا میموند و دیگه بلند نمیشد و در مدفوع خودش غلت میخورد و ... اونموقع بود که میدونستیم این آدم دیگه هدف و انگیزه ای برای ادامه ی زندگیش نداره و دیگه کار این آدم تمومه...
    و لطفا اجازه بدید این قسمت از متن فیلم دوست داشتنی «قدرت بینش» رو که از کتاب «انسان در جستجوی معنا» حرف میزنه و همیشه برای من جزو شگفت انگیزترین نکات و جمله هایی است که در زندگیم شنیدم، بنویسم:

    "او [ویکتور فرانکل] برای زنده ماندن در شرایط بسیار سخت آن اردوگاه، سه هدف را برای خودش تعیین کرد:
    ۱- زنده ماندن ۲- استفاده از مهارت پزشکی اش برای مداوای بیماران ۳- آموختن

    و همین سه هدف، سبب شد که او از پا نیفتد و در نهایت توانست به هر سه هدفش دست پیدا کند. او گفت: میلیون ها نفر در اردوگاه نازی ها جان باختند؛ اما تمام کسانی که زنده ماندند، کار مهمی داشتند که باید در آینده انجامش می دادند. برای یکی آینده، فرزندش بود که میخواست او را ببیند؛ برای دیگری آینده، کتابهای ناتمامش بود که فقط او می توانست تمامشان کند.

    فرانکل، همچنین پیام زیبایی برای ما داشت: برای من و برای شما ضروری است که کاری برای انجام دادن در آینده داشته باشیم و بینشی مثبت نسبت به آینده داشته باشیم. چون همین است که به زندگیمان معنی میبخشد. این خصیصه انسان است که فقط با نگریستن به آینده می تواند زنده بماند. و این تنها راه نجات اوست… در دشوارترین لحظات حیات.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .