Menu


ژاپنی‌ها خیلی فرق دارند


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۳۲۷۴۷

پیش‌نیاز مطالعه این درس:

این درس پیش‌نیاز خاصی ندارد و می‌توانید مستقیماً‌ ‌آن را مطالعه کنید.

اگر چه پیشنهاد ما این است که اگر معرفی ژان ماری درو را در متمم نخوانده‌اید، ابتدا معرفی او را بخوانید تا تصویر بهتری از روایتگر این خاطرات داشته باشید.

ما قبلاً از زبان ژان ماری درو، ادغام رنو-نیسان را هم تحت عنوان ازدواج دو تولیدکننده نقل کرده‌ایم.

ما این مطلب را هم از کتاب JET > LAG نقل می‌کنیم.

بررسی تفاوت فرهنگ ژاپنی با سایر فرهنگ‌ها

«سال ۱۹۸۲ بود و من مدیر جشنواره فیلمهای تبلیغاتی کن بودم.

شرکت هاکوهودو برنده‌ی جایزه‌ی اصلی جشنواره شد.

مدیر آن، آقای کوه اوکادا (Koh Okada) ایستاد و تشکر کرد و گفت: این افتخار بزرگی برای من و ژاپن است.

اوکادا چند بار رو به من تعظیم و تشکر کرد.

جالب اینجاست که رأی من، با رأی نوزده نفر دیگری که در هیأت داوران حضور داشتند هیچ تفاوتی نداشت. اما او مدام رو به من تعظیم می‌کرد. انگار که من تصمیم گرفته بودم به آنها جایزه بدهم».

آنچه ژان ماری درو نقل می‌کند، همان چیزی است که سالها بعد گرت هافستد در بحث فرهنگ، تحت عنوان Power Distance یا پذیرش نابرابری در قدرت مورد توجه قرار می‌دهد.

مولفه‌ای از فرهنگ که باعث می‌شود مدیر و رئیس، در ذهن مردم جایگاهی بالاتر از سایر اعضا داشته باشند.

Power Distance در فرهنگ ژاپنی

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

ضمناً وقتی شصت سالم شد، دوستان ژاپنی‌ام برایم تعدادی هدیه و یک فیلم فرستادند.

در فیلم مفهوم کانرکی (Kanreki) یا کودکی دوم توضیح داده می‌شد. برای فرهنگ ژاپنی، شصت سالگی بسیار مهم است و هیچ شباهتی به تولدهای قبل یا بعد از آن ندارد.

آنها شصت سالگی را یک تولد دوباره می‌دانند.

کسی که به شصت سالگی می‌رسد برای تولدش، یک جامه‌ی بلند قرمز می‌پوشد و یک کلاه قرمز بر سر می‌گذارد. همان رنگی که در ژاپن برای کودکان بسیار رایج است.

دوستان ژاپنی‌ام برایم این لباس‌ها را فرستادند و به این شکل نشان دادند که تولدم را جشن می‌گیرند.

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    بهروز ، حمید میرزایی ، رضا کریمی ، نریمان درافشان ، عاطفه اکبری

قوانین کامنت گذاری در متمم

51 نکته برای ژاپنی‌ها خیلی فرق دارند

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : مرضیه مصلی نژاد

    در سال 2000-2001 سفر چندماهه‌ای به ژاپن داشتم. مواردی که به چشم خودم دیدم:
     
    1- توجه بسیار زیاد آن‌ها به پرورش و سلامت حتی جسمی نسل آتی: در موزه هیروشیما، عکس‌های زیادی از بچه‌های کم سن و سالِ واکسی دیدم. دلیل آن را پرسیدم. گفتند که در طول جنگ جهانی دوم، برای اینکه بچه‌ها از آسیب‌های جنگ در امان باشند، بچه‌ها را از والدینشان جدا کردند و به اعماق جنگل‌ها و یا غارها فرستادند تا از خسارات ناشی از جنگ در امان باشند. پس از بمباران شیمیایی هیروشیما، همه این بچه‌ها یتیم شدند و برای گذران روزگار، به واکس زنی روی آورند. این تصویر از تأثیرگذارترین تصاویر برای من بود که ملتی به نسل آتی خود چنان اهمیت می‌دهد که برای تأثیر نگرفتن آن‌ها از جنگ، بچه‌هایش را به اعماق جنگل‌ها می‌فرستد.
    2- وقت‌شناسی آن‌ها به عینه در همه کارهایشان از شروع جلسات تا ساعت حرکت اتوبوس‌ها و قطارها عیان بود. آن ایام مصادف با ماه مبارک رمضان بود. جالب این بود که با وجود مذهب‌شان (شینتو و بودیسم و ...)، احترام قابل‌توجهی به شئونات ما مسلمانان قائل بودند. تمام فرائض را به راحتی قادر بودیم که به جا بیاوریم و عید فطر را هم جشن گرفتیم و ...
    3- احترام بالای آن‌ها به افراد بالای 60 سال و احترام به سنت‌ها در عین مدرنیته، به طرز آشکاری خود را نشان می‌داد.
    4- احترام فوق‌العاده به طبیعت، در خون همه آن‌ها بود. این احترام به طبیعت و طبیعی بودن و احترام به سنت‌ها در غذا پختن، غذا خوردن، آماده کردن چای و ... به‌وضوح دیده می‌شد. هیچ غذایی بدون تزیین، سرو نمی‌شد.
    5- در آن سال‌ها که هنوز بحث بازیافت به‌اندازه الآن همه‌گیر نشده بود، کاغذهایی که می‌دیدم با کیفیتی بسیار عالی، روی آن‌ها باافتخار نوشته شده بود Recycled. انصافاً از نظر کیفیت از کاغذهای نوی ما کیفیت بهتری داشتند.
    6- حرفشان این بود که ما ژاپنی‌ها، ملت فقیری هستیم. منابع طبیعی نداریم و زمین کم داریم و ... این اندک زمینی هم که داریم، بیشتر کوهستانی است و زلزله‌خیز؛ بنابراین باید خیلی مراقب و مواظب طبیعت باشیم. مراقب همین اندک منابعی که داریم و بسیار به این گفته خودشان در همه سطوح پایبند بودند. خاطرم می‌آید که در همان ایام مریض شدم و به پزشک مراجعه کردم. ایشان برای تب‌خال‌های درشتی که داشتم، به‌اندازه سر قاشق چای‌خوری پماد ته ظرف پلاستیکی کوچکی گذاشت و به من داد به همراه دو عدد قرص برای سایر مشکلاتم. مانده بودم که این دیگر چه مدل طبابت است؟ فقط یک سر قاشق چای‌خوری پماد؟
    7- در هیچ کجا، حتی پارک صلح هیروشیما، هیچ اثری از غیر صلح ندیدم. هیچ اثری از شعار و بدگویی و ... آنچه دیدم عمل بود و پایبندی شدید به قوانین و مقررات.
    8- چقدر زیبا از تنها درخت باقی‌مانده از بمباران اتمی (در پارک صلح هیروشیما)، مراقبت می‌کردند و تقدیسش می‌کردند و به همگان نشانش می‌دادند.
    9- روش‌های آموزشی آن‌ها در دبستان‌ها و کمک گرفتن از والدین و آموزش اصول زندگی به آن‌ها و نه‌فقط آموزش درس برای من بسیار اثرگذار بود. من از ایران رفته بودم و مربیان از من خواستند که برای تمام دانش‌آموزان در مورد تاریخ و جغرافیای کشورم و درباره ملتم حرف بزنم و از دانش‌آموزان خواستند که ایران را روی نقشه پیدا کنند. جالب این بود که در بین دانش‌آموزان دو دانش‌آموز کم‌توان با مشکلات شنوایی بودند.

    خلاصه اینکه پس از گذشت بیش از 16 سال، هنوز بسیاری از سؤالات من، حل‌نشده باقی‌مانده است.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .