Menu


درباره انتقاد کردن | چگونه انتقاد کنیم؟


چگونه انتقاد کنیم؟

درباره‌ی انتقاد و انتقاد کردن و انتقاد شنیدن، حرف‌های بسیاری گفته شده و نویسندگان بسیاری در این زمینه نوشته‌اند.

اما هم‌چنان، انتقاد کردن و انتقاد شنیدن برای بسیاری از ما یک چالش جدی محسوب می‌شود. بسیاری از ما جرأت نمی‌کنیم از دیگران انتقاد کنیم یا این‌که احساس می‌کنیم انتقاد کردن می‌تواند برایمان هزینه ایجاد کند.

از سوی دیگر، افراد بسیاری هم هستند که ترجیح می‌دهند گوش خود را به روی انتقادها ببنند و بر این باور رسیده‌اند که بیشتر انتقادها، حاصل عقده‌ها و حسادت‌ها و ناپختگی‌هاست و در بهترین حالت، معتقدند که کسی که انتقاد می‌کند، در جایگاه آن‌ها نبوده و شرایط آن‌ها را نمی‌داند؛ وگرنه شاید خودش هم رفتار مشابهی داشت.

تردیدی در این نیست که برخی از انسان‌ها در مقایسه با برخی دیگر، انتقادپذیرتر هستند. اما به هر حال، افراد انتقادناپذیر هم، شاید اگر به شیوه‌ی درستی مورد انتقاد قرار بگیرند، مقاومت کمتری داشته باشند و تحمل بیشتری نشان دهند.

به بیان دیگر، احتمالاً می‌توان بخشی از بار موضوع را بر گردنِ شیوه انتقاد کردن انداخت. یعنی شاید اگر ما بدانیم که چگونه انتقاد کنیم و چطور حرفمان را بزنیم، فشار روانی کمتری هم به طرف مقابل وارد کنیم و احتمال پذیرفته شدن انتقادمان هم افزایش پیدا کند.

چگونه انتقاد کنیم؟

در میان کتاب‌هایی که درباره‌ی روش انتقاد کردن نوشته شده‌اند، دو کتاب معروف وجود دارد که هر دو توسط یک نویسنده نوشته شده است: هندری وایزینگر (Hendrie Weisinger).

این دو کتاب با عنوان هیچ‌کس کامل نیست و قدرت انتقاد سازنده به فارسی نیز ترجمه شده‌اند (+/+).

در حاضر با الهام از این دو کتاب و نیز بخشی از آموزه‌های مطرح شده در مجموعه درس‌های مهارت مذاکره تدوین شده است.

مقدمه چینی نکنید | برچسب نگذارید

پیش از این در درس مذاکره درباره‌ی مقدمه‌چینی و برچسب‌گذاری صحبت کرده‌ایم و می‌دانیم که مقدمه‌چینی و برچسب‌گذاری برای پیام‌های منفی، می‌تواند گارد دفاعی طرف مقابل را فعال کند.

در نگاه بسیاری از انسان‌ها، انتقاد کردن یک رفتار منفی است. به همین علت، مقدمه‌چینی برای انتقاد کار درستی نیست. خودتان برای چند لحظه به این جمله‌ها فکر کنید:

  • اجازه می‌خواهم انتقادی را از شما مطرح کنم …
  • اگر ناراحت نمی‌شوید، دوست داشتم یک انتقاد را درباره‌ی رفتار دیروز شما مطرح کنم…
  • آیا می‌توانم از شما انتقاد کنم؟ …
  • یک انتقاد داشتم که اگر صلاح بدانید می‌خواهم به آن اشاره کنم …

مهم نیست که بعد از این جمله‌ها، چگونه حرف می‌زنید و چه کلماتی انتخاب می‌کنید. مهم این است که طرف مقابل با شنیدن همین اولین جمله، احتمالاً گارد دفاعی می‌گیرد و با ذهنیت منفی، آماده‌ی شنیدن بقیه‌ی حمله‌ی شما می‌شود.

چه لزومی دارد که اجازه بگیرید؟ اصلاً چه لزومی دارد که تأکید کنید می‌خواهید یک انتقاد مطرح کنید؟ آیا طرف مقابل می‌تواند در پاسخ به این سوال بگوید که: «نه. اجازه نمی‌دهم. انتقاد نکن.»؟

پس این تعارفات را کنار بگذارید و مستقیم، انتقاد خود را مطرح کنید.

محدودیت در دسترسی کامل به این مجموعه از درس‌ها

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های مهارتهای ارتباطی و مذاکره برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

البته با فعال کردن اشتراک ویژه به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های متمم

ضمناً شاید بهتر باشد از میان درس‌ها مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  مهارت ارائه و سخنرانی  |  فن بیان

  تحلیل رفتار متقابل

  شخصیت شناسی | خودشناسی

  دوره MBA (پیگیری منظم مجموعه درس‌ها)

تمرین و مشارکت در بحث

حتماً تا کنون پیش آمده که کسی انتقادی را از شما مطرح کند که برایتان ناخوشایند باشد.

سعی کنید چنین موردی را به خاطر بیاورید. آن انتقاد چه ویژگی‌ای داشته که باعث شده برای شما ناخوشایند باشد؟

(لازم نیست اصل موضوع انتقاد را بنویسید؛ فقط روش فرد انتقادکننده را توضیح دهید).

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    محسن رضایی ، فرهاد جهش ، علی رسولی ، مبارکه ، سید احمد بنی جمالی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارتهای ارتباطی و زبان زندگی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مهارتهای ارتباطی و زبان زندگی

قوانین کامنت گذاری در متمم

23 نکته برای درباره انتقاد کردن | چگونه انتقاد کنیم؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : آیدا گلنسایی

    چون تقریباً همۀ دوستان من منتقدهای حرفه‌ای هستند طبیعتاً بسیار زیر نیش نقد قرار می‌گیرم. (هم برای رفتارهام، هم آثارم) اما از آنجا که گفتم حرفه‌ای هستند هیچوقت «نقد» رو با «نفی» اشتباه نمی‌گیرند. بنابراین من حداقل می‌تونم نقدهاشون رو بشنوم و به جان و روحم بسپارم و به اون‌ها فکر کنم. «نیما یوشیج» حرف جالبی دربارۀ انتقادپذیری داره:

    «گوشی داشته باش برای شنیدنشان و گوشی برای دور ریختنشان.»

    غالباً از من بطور خصوصی و از طریق ایمیل انتقاد می‌شه. هیچ‌وقت نشده در جمع این عمل صورت بگیره مگه جلسۀ «نقد و بررسی کتاب» باشه. منتقد حرفه‌ای شجاعت رو با وقاحت اشتباه نمی‌گیره وقتی ادبیاتِ یک منتقد محترمانه و دوستانه‌ست حتا اگر کل کارهامون رو هم زیر سؤال ببره چون می‌دونیم اثر رو نشانه گرفته نه شخصیتمون رو تمام اون حرف‌ها رو توصیه‌هایی دلسوزانه برای بهتر شدن عملکردمون می‌بینیم. البته ممکنه غمگین هم بشیم ولی برای نقص عملکرد خودمون ناراحت می‌شیم نه تذکرات منتقد که می‌خواد کار بعدیمون قوی‌تر باشه!

    مواردی بوده که طرف انتقاد از من رو با تمسخر همراه کرده اون‌هم در جمع (به اسم نقد کارهام)!! طبیعتا ناراحت شدم ولی همون گوشِ برای دور ریختن رو به کار گرفتم و هم حرف‌هاشون رو دور ریختم و هم خودشون رو. چون آدمِ دلسوز اولاً در جمع و برای خودشیرینی شخصیت دیگران رو دستمایه قرار نمی‌ده و در ثانی خیلی مراقب ادبیاتِ انتقاد کردنشه.

    خیلی زیاد پیش میاد آثاری رو برام می‌فرستن که ازشون ایراد بگیرم. در این زمینه رفتار خاصی دارم خودم. کاری که از نظرم نمرۀ قبولی بگیره حتما در سایتم درباره‌اش حرف می‌زنم البته نه در بخش «نقد و بررسی کتاب» در بخش «پیشنهاد کتاب» و به بهانۀ پیشنهاد دادن، مواردی رو که باعث انتخاب شدنش می‌شه شرح می‌دم.

    اصلا دوست ندارم در جمع انتقاد کنم. انقدر از این مسئله فراری‌ام که دیگه خود نویسنده/شاعرها میان و خواهش می‌کنند که چهارتا ایراد از کارمون بگیر. اونجاست که نظر خودمو بدون هیچ تعارفی البته با لحن خیلی نرم و دوستانه و بیشتر در قالب سؤال مطرح می‌کنم. یعنی من حکم ‌نمیدم از خودش می‌پرسم. مثلاً:

    بهتر نیست جز احساساتی‌نویسی فضاهای دیگه‌ای مثل تفکر در باب آزادی، خدا، عشق و رنج‌های بشری رو هم در کارهای بعدیت ببینیم؟ موافقی افق دیدت رو کمی گسترش بدی؟ موافقی زبانِ ترجمه رو با زبانِ شعر فارسی اشتباه گرفتی؟ قبول داری داستانت هیچ تنوع فضا و دیالوگ‌پردازی نداره و فقط صدای خودت داره شنیده می‌شه و...

    کلا در سایتم سیستم حمله به خالقان آثار رو نداریم. چون اصلا دربارۀ کارهای ضعیف و نحیف حرف نمی‌زنیم که بخواهیم حمله کنیم و وقتمون رو سر تخطئۀ آثاری هدر بدیم که اصلاً مرده به دنیا اومدن. (حرف زدن دربارۀ یک کتاب ولو منفی یعنی بهش نمرۀ قبولی دادن و ما این‌کار رو هرگز نمی‌کنیم).

    نهایتاً اگر بخوام فهرست‌وار ویژگی‌های یک انتقاد سازنده  که روی خودم اثر داره رو بنویسم، باید بگم:

    نقد کرده باشه نه نفی

    شجاعت رو با وقاحت اشتباه نگرفته باشه.

    در جمع مطرح نشده باشه

    ادبیاتِ بیانش نرم و موقرانه و دوستانه باشه

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .