Menu


چشم انداز استراتژیک در سازمان و کسب و کار به چه معنا است؟


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۳۰۸۵۵
پیش نیاز مطالعه درس چشم انداز استراتژیک: از دوستان عزیز متممی انتظار می‌رود پس از مطالعه این درس:
  • با توجه به تنوع آراء مطرح شده در این درس، همه‌ی بخش‌های درس را با دقت و حوصله مطالعه کنند و تا پایان درس، هیچ‌یک از دیدگاه‌ها را به عنوان نظر قطعی و آخرین حُکم، نپذیرند.
  •  بتوانند چشم انداز استراتژیک را تعریف کنند.
  • بتوانند توضیح دهند که چشم انداز به عنوان یک هدف دوردست با چشم انداز به عنوان ستاره قطبی چه تفاوتی دارد؟
  • بتوانند از دیدگاهی که چشم انداز را قبول ندارد (حتی اگر خودشان چشم انداز را قبول دارند) دفاع کنند.
  • بتوانند در زندگی شخصی و شغلی و محیط مدیریتی خود، دیدگاه مطلوب به چشم انداز استراتژیک را انتخاب کنند.
  • تمرین درس را انجام دهند.
تعریف چشم انداز چیست؟ چشم انداز استراتژیک به چه معناست؟

همان‌طور که در اهداف و انتظارات آموزشی این درس اشاره شد، در بحث چشم انداز استراتژیک و اهمیت موضوع چشم انداز در آموزش مدیریت استراتژیک، دیدگاه‌های بسیار متفاوتی وجود دارد.

ما در این درس این دیدگاه‌های متفاوت (و بعضاً متضاد)‌ را کنار هم گرد آورده‌ایم و  اگر حوصله به خرج دهید و بدون قضاوت یا سوگیری نسبت به تعریف‌ها، همه‌ی آنها را مرور کنید ، امیدواریم بتوانید بسته به نیاز و سلیقه و مدل ذهنی خودتان، تعریفی مناسب و درخور از چشم انداز (یا همان Vision) به دست آورید و در زندگی و محیط کسب و کار خود به کار بگیرید.

در تعریف استراتژی به این نکته اشاره کردیم که یکی از ساده‌ترین و در عین حال رایج‌ترین تعاریف استراتژی، طراحی استراتژی در قالب سه سوال است:

  • الان کجا هستم؟
  • کجا می‌خواهم بروم؟
  • چگونه به آنجا بروم؟

معمولاً در آموزش استراتژی، در ادامه‌ی توضیح این سه سوال، می‌گویند که تعریف چشم انداز بسیار ساده است:

تعریف چشم انداز در مدیریت استراتژیک چیست؟

با توجه به اینکه عموماً استعاره‌ی سفر و جاده را برای استراتژی به کار می‌برند، ناخودآگاه احساس می‌کنیم که این سوال، واضح و بدیهی است. یا لااقل، به اندازه‌ی سایر بحث‌ها در مدیریت استراتژیک، دشوار و چالش‌برانگیز نیست.

اما فراموش نکنیم که در سفر، به هر حال جاده‌ای وجود دارد و جهت‌های کلی مشخص است. اما در محیط کسب و کار، به کجا می‌خواهیم برویم به هیچ وجه سوال ساده‌ای نیست.

اجازه بدهید یک مثال بسیار ساده را با هم بررسی کنیم:

همان‌طور که می‌بینید، وقتی از سیستم‌های کلان و کسب و کارها و اقتصادها و استراتژی حرف می‌زنیم، حتی سوال ما کجا هستیم هم سوال ساده‌ای نیست. چه برسد به اینکه کسی بگوید: کجا می‌خواهیم برویم و کجا باید باشیم.

مسئله‌ی استراتژی با مسئله‌ی سفر در جاده تفاوت بسیاری دارد و نمی‌توانیم به محل قرار گرفتن پاهایمان اشاره کنیم و بگوییم: الان اینجا هستیم.

محدودیت در دسترسی کامل به این مجموعه درس

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های استراتژی و تفکر استراتژیک برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به این درس‌ها، به درس‌های متنوع دیگری نیز دسترسی خواهید داشت که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  مدل ذهنی  |  تفکر سیستمی

  تفکر استراتژیک  |  تصمیم گیری

  دوره MBA (پیگیری منظم مجموعه درس‌ها)

در این نگرش، نمی‌گویند که داشتن چشم انداز اشتباه است. اما می‌گویند شاید داشتن چشم انداز، همیشه هم ضروری نباشد. شاید هم امکان‌پذیر نباشد.

ضمن اینکه نداشتن چشم انداز، الزاماً به معنای نداشتن استراتژی نیست.

تمرین درس چشم انداز استراتژیک

شاید در نگاه نخست، بحث‌های فوق به نظر ساده بیاید. اما درک ما از مفهوم چشم انداز می‌تواند سرنوشت ما را در زندگی فردی و نیز در مدیریت کسب و کار تغییر دهد.

پیشنهاد ما این است که اگر به موضوع استراتژی علاقمند هستید و دوست دارید این بحث‌ها را به صورت جدی دنبال کنید، حتماً برای این درس وقت جدی‌تری بگذارید:

به شغل خود، به محیط کارتان، به زندگی شخصی‌تان، به برندهایی که دوست دارید فکر کنید.

ببینید که کدام تعریف‌ها برای شما یا برای کسب و کارتان، بیشتر معنا پیدا می‌کنند.

ببینید کدام تعریف‌ها با ذهن شما جورتر است. با کدام راحت نیستید. تا امروز بر اساس کدام جلو رفته‌اید.

در سالهای آتی، در زندگی شخصی یا شغلی یا محیط کسب و کار خود، می‌خواهید کدام نگرش‌ها را انتخاب کنید؟

دقت داشته باشید که این سوالات، پاسخ درست یا نادرست ندارند.

هر چه بنویسید برای خود شما (یا کسب و کار شما) می‌تواند درست باشد.

مهم این است که به این بهانه، فکر کنید و بنویسید.

احتمالاً تصور اینکه دوستان‌تان حرف‌هایتان را خواهند خواند، باعث می‌شود در این زمینه عمیق‌تر و دقیق‌تر فکر کنید و همین به تنهایی، دستاوردی بسیار بزرگ است.

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    سیما لبیبی ، Muhammad ، صنم حاج صادقی ، علیرضا محمدی ، وحید راجی خواه

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری استراتژی کسب و کار به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه استراتژی کسب و کار

قوانین کامنت گذاری در متمم

63 نکته برای چشم انداز استراتژیک در سازمان و کسب و کار به چه معنا است؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : شهرزاد

    من برای زندگی شخصی میگم.

    * هیچوقت با تعریف بسیار کلاسیک چشم انداز راحت نبودم و نیستم.

    شاید گاهی به این فکر کرده ام که ده سال دیگه می خوام کجا باشم، اما تنها در حد خیال و تصوری دور، و پر از ابهام. به طوری که نمیتونه در برنامه ریزی استراتژیک زندگیم، نقش تعیین کننده ای داشته باشه.

    و واقعاً دیدگاه مینتزبرگ رو خیلی دوست دارم که میگه: "ابهام در محیط اطراف بیشتر از این است که بتوان با این قطعیت برنامه ریزی استراتژیک انجام داد."

    * تطبیق استراتژیک رو هم باهاش راحت نیستم و دوست ندارم براش وقت بذارم. حس می کنم ابهام علّی (+) در این نگرش، تا حد زیادی نادیده گرفته شده. و نگاهش به زندگی، بیشتر از نوع سیستم مکانیکی هست تا سیستم پیچیده.

    * اما از این دیدگاه، خیلی خوشم میاد: "قرار نیست به چشم‌انداز برسیم!"

    و این نگرش برای من خیلی الهام بخش و جلو برنده بوده و هست. به تجربه بهم ثابت شده هر وقت هدفی رو مثل یک ستاره ی قطبی در نظر گرفتم، تونستم هوشمندانه تر و هدفمندتر، فعالیتهای روزانه و هفتگی و ماهانه ام رو تنظیم بکنم و به هر طرف سرگردان نباشم.

    درسته که دقیقاً به اون چشم انداز یا ستاره ی قطبی که بهش چشم داشتم نرسیدم، اما همون باعث شده که در مسیر درست یا درست تر حرکت کنم و به دستاوردهایی همسو با اون ستاره قطبی دست پیدا کنم.

    * قصدِ استراتژیک رو هم فکر میکنم در مواردی، بدون اینکه با دیدگاه گری همل آشنا باشم یا از مفهومی به نام قصد استراتژیک خبر داشته باشم، در زندگیم به نوعی پیاده کردم. همینکه گاهی سعی کردم تحلیل‌های آینده‌نگری داشته باشم. در زمینه ای دست به یه نوآوری بزنم. مجبور بشم روشم رو در زمینه ای عوض کنم.

    * این نگرش هم که میگه "اصلاً چشم‌انداز لازم ندارید" رو هم دوست دارم و فکر میکنم در مواقع زیادی در زندگی و در این دنیای پرابهام ازش استفاده کردم و میکنم.

    خیلی خوشم اومد که در این نگرش گفته میشه "شاید داشتن چشم انداز، همیشه هم ضروری نباشد. شاید هم امکان‌پذیر نباشد."
    -----
    فکر میکنم بسته به شرایط مختلف، از هر کدوم از این چشم اندازهایی که در بالا ذکر کردم و گفتم که باهاشون راحت هستم، استفاده کردم و میکنم.

    اما باز هم اگر بخوام تاثیر هر کدوم از اونها رو در زندگی خودم بسنجم، تجربه ی شخصی خود من میگه که هر وقت از چشم انداز ستاره ی قطبی در زندگیم استفاده کردم؛ زمان تلف شده ی کمتر، نظم شخصی بیشتر و دستیابی به دستاوردهای بهتری رو تونستم تجربه کنم.

     

    در حال حاضر فکر میکنم: که در سالهای آتی، در زندگی شخصی هم دلم میخواد بر اساس همین نگرش هایی که دوستشون دارم و باهاشون راحتم، جلو برم و البته در زندگی شغلی و محیط کسب و کار، کمی هم سهم قصد استراتژیک رو، بیشتر کنم.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .