Menu


چستر بارنارد


چستر بارنارد

چستر بارنارد (Chester Barnard) را بی‌تردید می‌توان یکی از نام‌های بزرگ کلاسیک در مدیریت دانست.

پیتر دراکر وقتی در کتاب The Effective Executive خود، از ویژگی‌های مدیر موفق حرف می‌زند، به حرف‌های بارنارد و کتاب او ارجاع می‌دهد. هربرت سایمون دانشمند شناخته‌شده و برنده‌ی جایزه نوبل هم، در مقدمه‌ی کتاب Administrative Behavior، خود را وامدار و مدیون چستر بارنارد معرفی می‌کند و توضیح می‌دهد که بارنارد تأثیر بزرگی روی تفکر او درباره‌ی مفهوم سازمان گذاشته است (بارنارد در ۱۸۸۶ به دنیا آمده و در ۱۹۶۱ درگذشت).

نکته در این‌جاست که این متفکر پیشکسوت و نظریه‌پرداز مدیریت، خود تحصیلات دانشگاهی را به پایان نبرده و آخرین مدرک تحصیلی رسمی‌اش، به دوران دبیرستان باز می‌گردد.

بارنارد تقریباً تمام دوران مدرسه هم، خرج تحصیل خود را با کار کردن درآورد و سه سال هم در دانشگاه هاروارد در رشته‌ی اقتصاد درس خواند. اما در نهایت، نتوانست این روند کار و درس را با هم ادامه دهد و پیش از به پایان رسیدن دوره‌ی کارشناسی اقتصاد، درس و دانشگاه را رها کرد و به سراغ مشاغل تمام‌وقت رفت.

بارنارد کار خود را از پایین‌ترین رده‌های شرکت AT&T (یا همان American Telephone & Telegraph Company) آغاز کرد و به تدریج به بالاترین رده‌های مدیریتی این شرکت رسید.

همکاری او با این مجموعه‌ی مخابراتی، نزدیک به چهار دهه ادامه داشت و در این مدت، همواره به اساتید دانشگاه کمک می‌کرد تا از شرکت‌های زیرمجموعه‌ی او برای مطالعه و تحقیق استفاده کنند (کسانی مانند لارنس هندرسون، التون مایو، والاس دونهام، لارس لُوِل و دیگران).

همین حفظ رابطه با دانشگاه و دانشگاهیان بود که او را با زبان آکادمیک آشناتر کرد و باعث شد که کتاب‌هایش، از نظر چارچوب، معتبر بوده و با در نظر گرفتن شیوه‌ی نگارش، دانشگاهی محسوب شوند.

البته بارنارد سمت‌های اجرایی دیگری را هم تجربه کرد که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به ریاست بنیاد راکفلر (Rockfeller Foundation) طی سال‌های ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۲ اشاره کرد (+/+).

Chester Barnard Photo

کتابهای چستر بارنارد

بعد از اشاره به برخی از نکات برجسته‌ی زندگینامه چستر بارنارد، وقت آن است که به حرف‌ها و ایده‌ها و نظریه‌های چستر بارنارد بپردازیم و ببینیم او چه گفته که تا این حد مورد استقبال دانشمندان و نظریه‌پردازان مدیریت قرار گرفته است.

برای این‌که با چستر بارنارد آشنا شویم باید به سراغ کتابهای او برویم. چون بیشتر افرادی که از او تأثیرپذیرفته یا او را تحسین کرده‌اند، از طریق این کتابهای بارنارد با او آشنا شده‌اند.

چستر بارنارد دو کتاب کلیدی دارد: یکی از آن‌ها کتاب وظایف مدیریت یا وظایف مدیران (The Functions of the Executive) است که اولین ویرایش آن در سال ۱۹۳۸ منتشر شد.

کتاب وظایف مدیران - چستر بارنارد

دومین کتاب تأثیرگذار او، کتاب سازمان و مدیریت (Organization and Management) است که در سال ۱۹۴۸ منتشر شد.

او آثار و نوشته‌های دیگری هم داشته است. اما معمولاً این دو کتاب به عنوان مبنای قضاوت در مورد بارنارد و نیز منبع بررسی ایده‌ها و افکار او مورد استناد قرار می‌گیرند.

کلمات کلیدی بارنارد: سازمان، اطلاعات، ارتباطات، کارایی، اثربخشی

بارنارد به مفهوم پردازی بسیار علاقه‌مند بود و اصرار داشت که هر واژه یا اصطلاحی که در نوشته‌هایش به‌کار می‌برد، ابتدا به صورت شفاف تعریف شود.

او حتی واژه‌هایی مثل شخص، سازمان، فرد، کارایی و اثربخشی را هم تعریف می‌کند. در واقع می‌توان گفت همه‌ی کسانی که درباره‌ی کارایی و اثربخشی و تعریف و تفاوت آن‌ها صحبت کرده‌اند، حرف‌ها و دیدگاه خود را بر پایه‌ی حرف‌‌های بارنارد بنا کرده‌اند.

هم‌چنین اصطلاحاتی مانند سازمان رسمی و سازمان غیررسمی، از جمله تعبیرهایی است که بارنارد در ادبیات مدیریت رواج داده است.

محدودیت در دسترسی به مجموعه‌ی رفتار سازمانی

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های رفتار سازمانی برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

اعضای ویژه‌ی متمم علاوه بر دسترسی به درس‌های رفتار سازمانی به مجموعه‌ی گسترده‌ای از درس‌ها به شرح زیر دسترسی پیدا می‌کنند:

 فهرست درس‌های متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

 شخصیت شناسی

  کار تیمی

  مذاکره

  دوره MBA (مطالعه‌ی منظم همه‌ی درس‌ها)

اهمیت بارنارد برای دنیای امروز ما

اگر به شما بگویند رفتار سازمانی برای چه کسانی مناسب است چه خواهید گفت؟ چه کسانی به ذهن‌تان می‌رسد؟ سن این افراد در چه محدوده‌ای است؟ تحصیلات‌شان چیست؟ ویژگی‌های دموگرافیک آن‌ها چگونه است؟

احتمالاً اکثر کسانی که به ذهن‌تان می‌رسد، مدیر یا کارمند هستند و در لیست حقوق یک شرکت حضور دارند و قراردادی هم برای کار امضا کرده‌اند.

اما وقتی بارنارد می‌گوید سازمان یعنی حضور هدفمند آگاهانه در یک گروه، متوجه می‌شویم که اعضای یک گروه تلگرام، فالورهای یک اکانت در شبکه‌های اجتماعی، کل اعضای متمم و خلاصه بسیاری از مجموعه‌هایی که می‌شناسیم، از جنس سازمان هستند.

رفتار سازمانی، الزاماً به رفتار کارمندها و مدیران‌شان محدود نیست. بلکه مباحث آن حتی می‌تواند دغدغه‌ی یک نوجوان دبیرستانی باشد که یک گروه کوچک دیجیتال دوستانه را مدیریت می‌کند.

بارنارد اگر چه بیش از نیم قرن پیش درگذشته و حرف‌هایش در مورد سازمان، چند دهه قبل از ظهور اینترنت بوده است؛ اما امروز بیش از زمان خود او، می‌توان از اندیشه‌ها و نگرش او الهام گرفت و مصداق‌هایی که ما برای حرف‌های او می‌شناسیم، از آن‌چه خودش هم می‌دانست و می‌توانست تصور کند، بیشتر است.

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    زهرا ، نریمان درافشان ، احسان ، منوچهر دوستی ، مهدى ملک

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مبانی رفتار سازمانی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مبانی رفتار سازمانی

قوانین کامنت گذاری در متمم

6 نکته برای چستر بارنارد

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : پوریا بهروان

    این نوع نگاه به سازمان و قائل بودن به تفاوت رفتارِ سازمان با افراد سازمان من را یاد نظریه ی گشتالت انداخت که یک بار وقتی شانس حضور در کلاس مرحوم دکتر قانعی راد را داشتم شنیدم. گشتالت نام مکتب و گروه کوچکی از روانشانسان است که بنیانگذارانش همزمان با چستر بارنارد بوده اند و با چون در این نظریه به سازمان و رفتار آن توجه شده فکر می کنم ذکر این نظریه در اینجا خالی از فایده نباشد.
    تعریفی که از این نظریه در دانشنامه ویکی پدیا هست را اینجا به اشتراک میگذارم:
    گشتالت، در آلمانی به معنای «شکل و هیئت» (configuration) یا شکل (form) است. روانشناسان گشتالت معتقد بودند که گرچه تجربه‌های روانشناختی از عناصر حسی ناشی می‌شوند، اما باخود این عناصر تفاوت دارند. روانشناسان گشتالت معتقد بودند که یک ارگانیزم، چیزی به تجربه می‌افزاید که در داده‌های حسی وجود ندارد و آن‌ها آن چیز را سازمان (organization) نامیدند و همانطور که بیان شد گشتالت در آلمانی به معنی سازمان است. طبق نظریه گشتالت، ما دنیا را در کل‌های معنی‌دار تجربه می‌کنیم و محرک‌های جداگانه را نمی‌بینیم و کلاً هرآنچه می‌بینیم محرک‌های ترکیب یافته در سازمان‌ها (گشتالت‌ها) یی است که برای ما معنی دارند.
     
    طبق این نظریه، کلِ چیزی، متفاوت از مجموع اجزای آن است. برای مثال ما با گوش فرادادن به نت‌های مجزای یک ارکستر سمفونی، قادر به درک تجربه گوش دادن به خود آن نیستیم و در حقیقت موسیقی حاصل از ارکستر چیزی فراتر از مجموع نت‌های مختلفی است که توسط نوازندگان مختلف اجرا می‌شود. آهنگ، دارای یک کیفیت منحصر به فرد ترکیبی است که با مجموع قسمت‌های آن متفاوت است.
     

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .