Menu


پیتر فریتز | این همه برای هیچ‌کس


حدود شصت تا هفتاد سال قبل، پیتر فریتز (Peter Fritz)، کارمند یک شرکت بیمه در وین، در اوقات فراغت خود به یک سرگرمی جالب مشغول می‌شد.

او با خرده‌ریز‌هایی که دم دست خود داشت، مدل کوچکی از خانه‌هایی که این‌سو و آن‌سو دیده بود درست می‌کرد. او سال‌ها وقت خود را صرف ساخت مدل‌ها کرد.

فریتز باید عاشق این کار بوده باشد. چون این کاردستی‌ها را نه جایی نمایش می‌داد و نه به کسی فروخت.

سال‌ها بعد یعنی در سال ۱۹۹۳، هنرمندی به نام اولیور کرُی (Oliver Croy) هنگام جستجو در یک خرت‌و‌پرت فروشی، با کارهای فریتز روبه‌رو شد. هر یک از خانه‌ها به دقت در یک کیسه‌ی زباله پیچیده شده بودند و مجموعاً ۳۸۷ خانه را تشکیل می‌دادند.

کرُی این مجموعه را خرید و بعد از آن، چند بار در نمایشگاه‌های مختلف به نمایش گذاشت. حتی با همکاری چند نفر، یک کتاب هم به نام سیصد و هشتاد و هفت خانه‌ی پیتر فریتز منتشر کرد و عکس خانه‌ها را در آن به چاپ رساند.

این کارها هم‌اکنون در موزه‌ای در وین نگهداری می‌شوند. ما هم تعدادی از عکس آن خانه‌ها را از سایت‌های Simanaitis و Designboom انتخاب کرده‌ایم و در ادامه می‌آوریم.

احتمالاً دیدن ظرافت کار پیتر فریتز برایتان جذاب خواهد بود. اما مهم‌تر از جذابیت و ظرافت کارها، خوب است به این پرسش فکر کنیم که پیتر فریتز چقدر عاشق این کار بوده است؟ او چگونه توانسته هزاران ساعت برای محصولی که هیچ‌کس قرار نبوده ببیند وقت بگذارد؟ حتی به فرض این‌که بگوییم این کارها بخشی از پروژه‌ای ناتمام بوده و عمر فریتز اجازه‌ی اتمام آن را نداده، باز هم سوال به قوت خود باقی است که چه انگیزه‌ای می‌تواند به یک نفر برای انجام چنین پروژه‌ای انرژی دهد؟

بد نیست به یک سوال دیگر هم فکر کنیم: چه کار یا فعالیتی وجود دارد که حاضر باشیم صدها و هزاران ساعت را به آن اختصاص دهیم، بی‌آن‌که دغدغه‌ی دیده‌شدن دستاوردمان را داشته باشیم؟

از پیتر فریتز و زندگی‌اش اطلاعات چندانی در دست نیست. اگر درباره‌اش جستجو کنید احتمالاً به همین توضیح می‌رسید: «یک کارمند بیمه، که وقت شخصی‌اش را برای ساختن ۳۸۷ خانه‌ی مدل صرف کرد.»

همین و نه چیزی بیشتر.

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    آتبین مقصودی ، علی فدائی ، طاهره خباری ، الهه ربیعی ، ویدا کیانا

قوانین کامنت گذاری در متمم

18 نکته برای پیتر فریتز | این همه برای هیچ‌کس

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : آتا ناصر

    1) اول اینکه با خواندن متن ناخودآگاه و بدون اختیار به یادِ محبت مادرها افتادم.

    چه کار یا فعالیتی وجود دارد که حاضر باشیم صدها و هزاران ساعت را به آن اختصاص دهیم، بی‌آن‌که دغدغه‌ی دیده‌شدن دستاوردمان را داشته باشیم؟

    من فکر می کنم مثال یا جواب شاخص این سؤال کار بسیاری از مادرها باشد که واقعا عاشقانه و بدون هر گونه چشم داشتی با تمام وجود به فرزندان خود محبت می کنند.

    2) این ماکتهای زیبا و ظریف و حقیقتا هنری، تئوری Y مک گریگور را اینگونه تایید می کند که انسان ذاتا عاشق کار هست، کاری که از درون او را ارضاء کند و همینطور این تصاویر چشم نواز اهمیت پاداش درونی، که متاثر از ذاتِ خود کار هست، را در برابر پاداش بیرونی(مادی و معنوی) نشان می دهد. پیتر فریتز در انتهای طیفی قرار داشت که عشقِ درونشان در کار بیشتر از هر عامل دیگری برایشان ارزنده و انگیزاننده است.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .