Menu
فایل صوتی آموزشی ویژگی‌‌های انسان تحصیل‌کرده

مسیرِ تبدیل شدن به یک انسان فرهیخته چیست و در این راه، باید به چه نکاتی دقت کنیم؟




ویژگی های نگرش یک استراتژیست به جهان اطراف (قسمت دوم)


نگاه استراتژیست به جهان اطراف

در قسمت اول بحث در مورد نگرش یک استراتژیست به جهان اطراف، دو نکته‌ی کلیدی را مورد توجه قرار دادیم.

نکته‌ی اول، حساسیت به جهت حرکت بود و نکته‌ی دوم انتخاب چالش‌هایی که مقیاس مناسب داشته باشند.

آنچه در این درس به آن می‌پردازیم، توجه به مشکلات بی‌نشانه است.

مقدمات این بحث را قبلاً‌ در درس تفکر سیستمی و در بحث رویداد و روند مطرح کرده‌ایم و اینجا به مصداق‌های آن در تحلیل استراتژیک محیط می‌پردازیم.

[مطالعه بیشتر: تفاوت رویداد و روند]

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: محسن پارسا , سید حمید رضا صحفی , عطااله توکلی , بهراد یوسفی نیا , حمیدرضا شاکر

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری تفکر استراتژیک به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه تفکر استراتژیک
 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

44 نکته برای ویژگی های نگرش یک استراتژیست به جهان اطراف (قسمت دوم)

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : مجتبی مهاجر

    من مدتهاست یک مطلبی(البته شاید بهتر باشه بگم یه گذارش از یه برداشت شخصی) تحت عنوان پیشینه ی دنباله دار میخوام بنویسم که مردد بودم.الان احساس میکنم کمی موضوع برای خودم روشن تر شد.

    موضوع کلی مربوط میشه به رویدادهایی که باعث به وجود اومدن یک روندی میشن.مثلا یک مثال شخصی از خودم میگم.

    یکی از چیزهایی که من بهش علاقه دارم،خودنویسه.

    دوم راهنمایی بودم که تصمیم به خرید یک خودنویس که پشت ویترین یه فروشگاه دیده بودم گرفتم.دقیقا یادم نیست که چند بود ولی مدتها پول تو جیبی جمع کردم تا بتونم برم برای خرید.

    روز موعود فرا رسید و من میتونستم اون خودنویس رو داشته باشم.وقتی مراجعه کردم و برای اولین بار تونستم یه خودنویس رو از نزدیک لمس کنم،خیلی خوشحال بودم.اما این سرخوشی عمر خیلی کوتاهی داشت.

    از فروشنده خواستم که خودنویس رو از جوهر پر کنه.و بهم آموزش بده.متاسفانه فروشنده نتونست این کار رو درست انجام بده و تمام دستاش و میز فروشگاه،به علاوه ی آستین پیراهن من را پر از جوهر کرد و بدتر از همه من را از خرید خودنویس منصرف.شاید جالب باشه که تا دو سال پیش همیشه یک حس بدی نسبت به خودنویس داشتم و هر بار که فکر خرید به ذهنم می رسید، با یادآوری اون خاطره پشیمون میشدم.تو این سالها من کسی رو ندیده بودم که از خودنویس استفاده کنه.تا اینکه دوسال پیش با یکی از دوستان که عاشق خودنویسه و همیشه تو جیبش یدونه داره آشنا شدم.وقتی برای اولین بار ازش خواستم که اجازه بده کمی با خودنویسش بنویسم،فهمیدم تو این این سالها چه لذتی را از خودم محروم کردم.

    این یه تجربه ی ساده و شخصی بود که شاید خیلی نشه به نگاه یا نگرش استراتژیک ربطش داد.ولی میخوام بگم که خیلی از مسائل با یه اتفاق وارد یک روند میشن.بنظرم اغلب مسائل و مشکلات روانی برای آدمها هم همین شکلیه.اساسا کار یک روانشناس اینه که برگرده به عقب و یک رویداد رو شناسایی کنه.

    من اینطور فهمیدم که هر رویداد را میشه به دو شکل شناسایی کرد.

    - یکی اینکه ممکنه رویداد نشانه ی یک روند باشه.

    - دوم اینکه خود رویداد میتونه بوجود آورنده ی یک روند باشه.

    اگه دو نفر تو دو فضای مختلف(مثلا دو جامعه یا سازمان) یک خطای یکسان انجام بدن.ممکنه خطای یکی سنگینتر و نابخشودنی تر از دیگری باشه.چون گاهی خطای ما بروز و نمایان کردن یک روند پنهان میتونه باشه.گاهی خودش آغازگر یک روند و جریان در جامعه یا سازمان.

    نمیدونم تا چه حد تونستم موضوع رو درست بفهمم.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .