Menu
فایل صوتی آموزشی ۶۰ نکته در مذاکره

مجموعه ای از نکات کاربردی مذاکره که می‌توانند کیفیت مذاکره های ما را بهبود داده و دستاوردهای ما را افزایش دهند




هوش هیجانی ، برداشت از خود و احترام به خود


هوش هیجانی و ادراک از خود - متمم - محل توسعه مهارتهای من

زمانی که بحث در مورد هوش هیجانی را، تحت عنوان واقعیت علمی یا ابزار تجاری آغاز کردیم، به مدلی که روون بار-اُن برای هوش هیجانی مطرح کرده است، اشاره‌ کردیم و توضیح دادیم که شاید این مدل، الزاماً کامل‌ترین مدل موجود نباشد. اگر چه به نظر بسیاری از فعالان این حوزه، چنین است. اما با توجه به گستردگی عواملی که در این مدل از هوش هیجانی مورد اشاره قرار گرفته، فضا را برای بحث‌های ما که حول «توسعه مهارتهای فردی» و «افزایش خودشناسی و دیگرشناسی» متمرکز است، باز می‌کند.

یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که در هوش هیجانی مورد توجه قرار می‌گیرد، برداشت از خود یا ادراک از خود یا Self-Perception است. لغتهای «برداشت» یا «ادراک» از واژه‌های مهم در حوزه روانشناسی هستند. هر زمان از «ادراک» حرف می‌زنیم، به صورت ضمنی به این نکته تاکید داریم که: «دغدغه‌ی ما، چیزی به نام حقیقت یا واقعیت نیست، بلکه تصویر و برداشتی است که در ذهن شکل می‌گیرد».

خودشناسی و عزت نفس و نقش آن در هوش هیجانی - متمم - محل توسعه مهارتهای مندر مدل EQ-i 2.0 «برداشت از خود» به کمک سه پارامتر مختلف سنجیده می‌شود: احترام به خود یا Self-Regard، خودآگاهی احساسی یا Emotional Self-Awareness و خود شکوفایی یا Self-Actualization.

احترام به خود، بر اساس تعریفی که در این مدل ارائه می‌شود، ترکیبی از عزت نفس و پذیرش خویشتن است. شاید به جای تعریف علمی این اصطلاح، مرور چند مصداق آن، بتواند اثربخش‌تر باشد:

آیا من، به اندازه‌ای که به دیگران، برای پیگیری خواسته‌ها و علاقه‌هایشان، حق می‌دهم، به خودم هم این حق را می‌دهم؟ آیا وقتی به همراه دوستان،‌ با چند ماشین راهی مسافرت جاده‌ای شده‌ایم و یکی از دوستان، به توقف در رستوران «الف» اصرار می‌کند، اگر ترجیح من رستوران «ب» باشد، حاضرم این ترجیح را مطرح کنم؟ (حتی اگر در نهایت به توقف در همان رستوران الف رضایت دهم).

آیا همیشه این من هستم که برنامه‌ها و زمان و خواسته‌ها و اهدافم را با دیگران تطبیق می‌دهم؟ یا گاهی هم حاضرم برای تحقق خواسته‌های خودم با آنها گفتگو کنم؟

آیا اساساً برای نظر خودم، به اندازه‌ی «یک نظر مانند دیگران و قطعاً نه به عنوان تنها نظر»، ارزش و احترام قائل هستم؟ اگر در یک گروه، از یک فرد یا یک فیلم یا طراحی یک لباس یا قدرت یک نویسنده، بحث می‌شود و من نظر متفاوتی دارم، آیا حاضرم مانند دیگران، نظراتم را مطرح کنم و از آن دفاع کنم؟

آیا از خودم راضی هستم؟ از وضع فیزیکی و اندامم. از سطح زندگیم. از شغلم و از موقعیتی که دارم؟

اگر شاخص «احترام به خود» در من پایین باشد، حاصل آن به شکل رفتارهای زیان‌بخش و پیچیده بروز می‌کند. برخی از این رفتارها را در اینجا مرور می‌کنیم:

اعلام دائمی ناراضی از شرایط موجود: کافی است از من بپرسند شغل‌ات چیست؟ اگر «احترام به خود» در من کم باشد خواهم گفت: «من الان در فلان شعبه فلان بانک کار می‌کنم. البته، قرار است از ماه دیگر به شعبه مرکزی بروم!». در حالی که اصلاً طرف مقابل نپرسیده که قرار است من به کجا بروم. او شغل فعلی من را پرسیده. می‌پرسند: «رشته تحصیلی شما چیست؟». پاسخ می‌دهم: «من مهندسی … خوانده‌ام. البته رتبه‌ام خیلی خوب بود. بد انتخاب رشته کردم!». می‌بینی یک انسان بیست و نه ساله، هنوز در پاسخ یک پرسش ساده، به خاطرات و قصه‌های هجده‌سالگی خودش ارجاع می‌دهد!

نقش عزت نفس و احترام به خود در هوش هیجانیدروغ‌گویی: چون فرد برای خودش ارزش و احترام قائل نیست و به عبارتی، خودش را شایسته‌ی احترام نمی‌داند، مجبور می‌شود در مورد اطلاعات شخصی خود دروغ بگوید. آیا شما هم کسانی را دیده‌اید که با مدرک تحصیلی دیپلم یا لیسانس، تدریس می‌کرده‌اند و ناگهان دکتر شده‌اند؟ جالب اینجاست که بسیاری از این خود‌-دکتر-خوانده‌ها، گاهی به حوزه‌های کاری خود مسلط هم هستند. زیاد می‌شنوی که دیگران می‌گویند: «عجیب است که راجع به مدرک تحصیلی‌اش دروغ می‌گوید. سواد خواندن و نوشتن هم نداشت، مهم نبود. حرف‌هایش مفید است».

آیا کسانی را دیده‌اید که در مورد محل زندگی خود دروغ می‌گویند؟ در نقطه‌ی ضعیف‌تری از شهر زندگی می‌کند و محل زندگیش را جای دیگری اعلام می‌کند. حتی وقتی می‌گویی او را به منزل می‌رسانی، حاضر است با تو به جای دیگری بسیار دور از خانه‌اش برود و وقتی پیاده شد، خودش با اتوبوس به خانه برگردد!

در برخی متن‌ها، این نوع دروغ‌ها را دروغ‌های خاکستری می‌نامند. چون هدف فرد،‌ آسیب زدن به دیگران نیست. بلکه از احساس حقارت شخصی یا کمبود «احترام به خود» ریشه می‌گیرد. (البته ممکن است فرد دیگری همین دروغ‌ها را با نیت و هدف کلاهبرداری بیان کند که در آن صورت، بحث احترام به خود و هوش هیجانی مطرح نیست!)

در نوشته‌های بعدی به خودشکوفایی و خودآگاهی احساسی هم می‌پردازیم. اما قبل از آن، با انجام تمرین‌های زیر، باید مطمئن شویم که مفهوم Self-Regard یا احترام به خود برای ما شفاف شده است.

تمرین:

۱- اگر تا کنون فایل‌های صوتی عزت نفس یا مسیر اصلی را گوش نداده‌اید، آنها را از طریق این لینک دانلود کنید و بشنوید.

۲- کم بودن «احترام به خود»، چه رفتارهای نامطلوب دیگری را می‌تواند با خود به همراه داشته باشد؟

۳- پدر و مادر، با چه رفتارهایی «احترام به خود» را در فرزندان کاهش می دهند؟

۴- پدر و مادر،‌ با چه رفتارهایی می‌توانند «احترام به خود» را در فرزندان افزایش دهند؟

۵- کارکرد این مولفه از هوش هیجانی احترام به خود در مذاکره چیست؟ قوت و ضعف آن چه تبعاتی در مذاکره به همراه دارد؟

توجه: لطفاً در یک مرحله، به تمام پرسش‌های بالا پاسخ ندهید. هر یک از پنج سوال را جداگانه مورد توجه قرار دهید و برای آن (با ذکر شماره سوال) پاسخی جداگانه بنویسید. شاید ترجیح بدهید جواب یکی از سوال‌ها را الان و جواب سوال دیگر را چند ساعت بعد یا فردا بنویسید. ضمناً لطفاً قبل از نوشتن، پاسخ دیگران را بخوانید تا حرف‌های جدیدتری به گفته‌های قبلی بیفزایید.

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: fateme karami , nima , محمد میلادی , ندا محمودی , asal mahfozi

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری هوش هیجانی به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه هوش هیجانی

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

130 نکته برای هوش هیجانی ، برداشت از خود و احترام به خود

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : سیمین ابراهیمی

    سلام

    پاسخ سوال سوم به نظر من:

    -احترام نگذاشتن به کودک:
    به طور مثال: "تو که چیزی نمی فهمی". چه در حضور او و چه غیرمستقیم در نبود او، بگویند او که چیزی نمی فهمد و حالا زود است که او را در این کارها دخالت بدهیم.
    -تعمیم بدبختی و یا بدشانسی:
    اینم مثل خودم بدبخته، ما خانوادگی شانس نداشتیم،ما هیچ کدوممون به جایی نمی رسیم.
    - تحقیر کودک در جلوی دیگران.
    - گفتن و به زبان آوردن اینکه "تو نمی توانی".تو از پس هیچ چیز برنمی آیی. دست و پاچلفتی.

    پاسخ سوال چهارم:

    -والدین مخصوصا مادر، در دوران نوزادی فرزندشان، سریعا نیازهای او را برآورده کنند.
    به محض بی تابی و گریه کودک، او را نوازش کنند و برای آرامش او اقدام کنند و اسباب آسایش او را فراهم کنند.
    -در تصمیم های خانوادگی فرزند را نیز عضوی از اعضای خانواده بدانند و از او بعنوان یک فرد در آن خانواده نظر بخواهند.
    -در غیاب و در حضور او در جمع آشنایان، این حس را به او بدهند که او برایشان قابل احترام است.
    -از همان ابتدای کودکی حق انتخاب را به او واگذار کنند و خود بعنوان راهنما و همراه، در کنارش باشند.
    -" تو می توانی" این جمله کلیدی است. که در شرایطی که کودک نیاز به حمایت عاطفی دارد گفته شود، تاثیر مطلوبی بر روی او خواهد گذاشت.
    "تو می توانی، تلاشت را بکن. نتیجه هر چه می خواهد باشد، ما همیشه در کنارت هستیم".
    - دوست داشتن بدون قید و شرط، از طرف والدین.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .