Menu


عادتها و اتیکت مربوط به نگهداری حیوانات خانگی


نگهداری حیوانات خانگی و عادت‌ها و اتیکت مربوط به آن

در مجموعه‌ی رفتارها و عادتهای کوچک زندگی به سراغ بخش‌هایی از زندگی می‌رویم که معمولاً در چارچوب و سرفصل‌های رسمی آموزش‌های علمی و مهارتی، فراموش شده یا کمتر جدی گرفته می‌شوند؛ اما همه‌ی ما کمابیش با آن‌ها سر و کار داریم و به بخشی از چالش‌ها و دغدغه‌هایمان تبدیل شده‌اند.

این بخش، موضوعات متنوعی از پرورش و نگهداری گل و گیاه تا استفاده از عطر و ادوکلن و نیز از عادتهای رانندگی تا برخورد با کودکان را در خود گنجانده است.

این بار می‌خواهیم به سراغ موضوع دیگری برویم که بسیاری از ما، یکی از دو سَمتِ آن را تجربه کرده‌ایم: نگهداری حیوانات خانگی.

البته منظور ما از حیوانات خانگی در این‌جا، معنای گسترده‌تر این اصطلاح است که از جوجه و مرغ عشق و قناری تا لاک‌پشت و خوکچه‌ی هندی و سگ و گربه را شامل می‌شود.

بسیاری از خانواده‌ها حیوانات خانگی را در کنار خود نگه می‌دارند و آن‌ها را به عنوان عضوی از خانواده‌ی خود پذیرفته‌اند.

در مقابل، اگر اهل نگهداری حیوانات خانگی هم نباشید، احتمالاً در تعامل با این نوع خانواده‌ها (چه در قالب دید و بازدیدهای دوستانه و چه در زندگی همسایگی) تجربه‌های تلخ و شیرین متعددی دارید.

به همین علت، حتی کسی که حیوانی را در خانه نگهداری نمی‌کند، هم‌چنان ممکن است نتواند از لذت‌ها و دردسرهای حیوانات خانگی دیگران، به شکل کامل دور شود و فاصله‌ بگیرد.

بسیاری از موارد مربوط به نگهداری حیوانات خانگی را می‌توان زیرمجموعه‌ی بحث اتیکت دانست:

اگر حیوان خانگی دارید، از دیگران چه انتظاراتی دارید که باید در مورد حیوان شما آن را رعایت کنند؟

اگر دیگران حیوان خانگی دارند و شما با آن‌ها تعاملی داشته یا دارید، انتظار دارید چه نکاتی را در تعامل با شما رعایت کنند و چه حقوقی را در موردتان به رسمیت بشناسند؟

پیشنهاد عضویت در متمم

دوست عزیز.

شما با عضویت رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمه‌ی عبور) می‌توانید به حدود نیمی از چند هزار درس متمم دسترسی داشته باشید.

همچنین در صورت تمایل، با پرداخت هزینه عضویت، به همه‌ی درس‌های متمم دسترسی خواهید داشت. فهرست برخی از درس‌های مختص کاربران ویژه متمم را نیز می‌توانید در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌های مطرح شده، شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ و بررسی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

دوره MBA

فنون مذاکره | تصمیم گیری

تحلیل رفتار متقابل | پرورش تسلط کلامی

افزایش عزت نفس | چگونه شاد باشیم

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: عادله , سمانه هرسبان , الهام تاجدینی , کامران زیباکردار , لیلا

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری عادتها و رفتارهای کوچک زندگی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه عادتها و رفتارهای کوچک زندگی
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری در متمم

23 نکته برای عادتها و اتیکت مربوط به نگهداری حیوانات خانگی

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمدرضا شعبانعلی

    من تا به حال در چند مقطع حیوان خانگی داشته‌ام.

    در دوران کودکی مثل خیلی دیگه از هم سن و سال‌های خودم، جوجه داشتم و بعداً خوکچه هندی به اسم لاکی و لوک (اینجا و اینجا).

    الان هم که چند ماهی هست از کوکی نگهداری می‌کنم. چون خانواده‌اش رو از دست داده و الان جزو خانواده‌ی من محسوب می‌شه (و بالعکس).

    مورد کوکی از این جهت فرق داره که در موارد قبلی، من (یا پدر و مادرم) حیوانات خانگی رو خریداری کرده بودیم و این مورد آخر، به اصطلاح، «نگهداری حمایتی» محسوب می‌شه.

    بعضی از نکاتی که در ذهن داشتم بگم، الهام عزیز گفتن. بنابراین من صرفاً چند نکته‌ی باقی‌مونده رو مطرح می‌کنم:

    تفاوت در نگاه را بپذیریم: به نظرم زندگی کردن یا نکردن با حیوانات خانگی، ریشه‌ی خیلی عمیقی در باورها و نگرش‌ها و تجربه‌های ما داره و میشه اون رو تا حد زیادی به بچه داشتن یا نداشتن تشبیه کرد (که دو گروه معمولاً هرگز نمی‌تونن حال همدیگر رو تصور کنن و اغلب با تعجب به همدیگه نگاه می‌کنن. حتی اگر این رو صریحاً نگن). به همین علت، به نظرم چه در جایگاه کسی که با حیوانات خانگی زندگی می‌کنه چه کسی که زندگی نمی‌کنه، بحث کردن درباره‌ی علتش یا تلاش برای این‌که سبک زندگی طرف مقابل رو تحلیل کنیم، کار بی‌نتیجه‌ایه و معمولاً می‌تونه از شدت و استحکام دوستی‌ها و رابطه‌ی بین انسان‌ها بکاهه.

     

    حیوان حمایتی می‌تواند انتخاب بهتری از خریداری حیوان باشد: این گزینه در حدی حساس هست که شاید کمتر کسی حاضر باشه مستقیم به فرد دیگه‌ای بگه و من هم تردید داشتم که بنویسم یا نه. اما گفتم شاید براتون جالب باشه که معمولاً کسانی که حیوانات حمایتی دارند (موجودات بی‌پناهی که به هر علت پیدا شده‌اند و جای خودشون رو توی خانواده پیدا کرده‌اند) این کار رو ارزشمندتر از نگهداری حیوانات نژاددار می‌دونن حیواناتی که رسماً تولید شده‌اند تا توی خونه‌ها نگهداری بشن (البته نژاددار یک غلط مصطلح هست و بهتره بگیم نژاد خالص یا pure breed).

    به خاطر همین، حتی خیلی از خانواده‌هایی که حیوان‌های نژاددار دارند و علاقه به حیواناتِ به اصطلاح "اصیل"، گاهی حیوانات حمایتی هم در کنارشون نگهداری می‌کنن که احساس بهتری داشته باشند یا این حس بهتر رو به دیگران، القا کنن.

    شاید یادتون باشه که خانواده‌ی کلینتون هم یک گربه‌ی حمایتی به اسم «ساکس کلینتون» داشتن که باهاشون توی کاخ سفید هم اومد و زندگی می‌کرد.

    در این مورد خاص، هیچ اصراری ندارم اما می‌تونم اعتراف کنم که همیشه کسانی که حیوانات حمایتی دارند، در جمع خودشون یواشکی درباره‌ی کسانی که حیوانات نژاددار دارن حرف می‌زنن (بعد از این کامنت، به خود من هم بگید، این حرف رو انکار می‌کنم).

    از کسی علت انتخاب حیوان خانگی‌اش را نپرسید

    هر خانواده‌ای ممکنه با یه گونه‌ای از موجودات راحت‌تر باشن. توی انگلیسی اصطلاح Cat-person و Dog-person بر همین اساس رواج داره. البته همین رو میشه به حیوانات دیگه هم نسبت داد. مثلاً بعضی‌ها بیشتر با پرنده‌های کوچک راحت هستن. بعضی‌ها با طوطی یا کاسکو یا هر موجود دیگه‌ای.

    جدای از این‌که این بحث، سلیقه‌ای هست؛ معمولاً ورود حیوانات به زندگی خانواده‌ها، پیشینه‌ای داره که ما ازش خبر نداریم و اون پیشینه نقش مهمی در رابطه‌ی خانوادگیشون ایفا می‌کنه.

    من خیلی به این مورد توجه می‌کنم. اما همین پارسال یه اشتباه بد در این زمینه کردم. خونه‌ی یکی از دوستانم رفتم و دیدم لاک‌پشت دارن. به نظر خودم همه‌ی انواع توجه‌ها رو انجام دادم و اسمش رو هم پرسیدم و کلی باهاش بازی کردم. اما یه جا خرابکاری کردم و گفتم: «شماها رو به خوبی از هم تشخیص میده؟» (به نظر خودم لاک‌پشت به خزندگان نزدیک‌تر بود و احتمال داشت تشخیصش ضعیف‌تر باشه و به هر حال، یه دغدغه‌ی کاملاً علمی داشتم از دید خودم).

    مادر خانواده حسابی برام توضیح داد که صبح‌ها وقتی توی آشپزخونه میان، لاک‌پشت‌شون بهشون سلام می‌کنه و سرش رو تکون می‌ده و بین آشنا و غریبه فرق می‌ذاره. اما مطمئنم در کل، چیزی رو خراب کردم که هنوز هم به صورت کامل، درست نشده و به روز اول برنگشته.

    به طور کلی‌تر: هیچ‌وقت از کسی که پت داره نپرسین: حالا چقدر می‌‌فهمه (به ما چه ربطی داره آخه!).

    نحوه‌ی وارد شدن حیوانات به زندگی آدم‌ها، خیلی وقت‌ها پیچیده‌تر از چیزیه که فکر می‌کنیم؛ به همین نسبت، رابطه هم می‌تونه عمیق‌تر باشه.

    مثلاً شاید از نظر خیلی آدم‌ها، بی‌معنا باشه که خانم فریده حسن‌زاده بعد از این‌که گربه‌شون رو از دست دادن، یک کتاب درباره‌ی گربه‌های همه‌ی مشاهیر نوشته‌اند و اسمش رو گذاشتن: قلندران چارپا (که من عاشق این کتاب هستم).

    هزار تا دلیل میشه آورد که چنین کاری (خصوصاً این‌که کتاب به گربه‌شون تقدیم شده) کار بیهوده‌ یا کم‌خاصیتی هست. اما این‌ها از زوایه‌ی نگاه بیرونی هست. ما رابطه‌ی ایشون رو با حیوان خانگی‌شون نمی‌دونیم و بر این اساس، نمی‌تونیم قضاوت کنیم.

    چنان‌که شاید حس‌مون عجیب باشه که چرا جورج بوش پدر وقتی فوت شد، یکی از مهمانان جدی و رسمی مراسم، سگ‌شون (اگر اشتباه نکنم به اسم بارنی) بود. یه گربه هم قبلاً داشتن که اسمش باب بود خیلی شبیه زغال من بود.

    یا این‌که چرا تی‌ اس الیوت، اسم گربه‌اش رو گذاشته بوده "میرزا مراد علی بیک" (خود الیوت می‌گفته که اون همه عظمت گربه هنگام حرکت رو با اسم کوچک‌تر و کوتاه‌تری نمیشه درک کرد).

    در همون کتاب قلندران چارپا، یکی از روایت‌هایی که جالب بود، مربوط به چارلز دیکنز هست که از حیوان خانگی خوشش نمیومده و بر اساس یه مجموعه ماجرایی، یک گربه‌ی کر، هم‌اتاق و هم‌خانه‌اش میشه. این انس اونقدر زیاد شده که گربه زمان کتاب خوندن دیکنز، دستش رو می‌ذاشته لای کتاب و صفحه‌رو برای اون باز نگه می‌داشته و وقتی گربه می‌میره، دیکنز می‌ده دست اون رو تاکسیدرمی کنن و به عنوان نشانه‌ی لای کتاب استفاده می‌کنه (منبع):

    نکته‌ی پایانی هم که می‌خوام بگم مربوط به سمت دیگه‌ی ماجراست. این‌که افرادی که پت دارند، لازم نیست تمام عمق رابطه‌شون رو به دیگران بگن. خصوصاً این که چنین رابطه‌ای خیلی شخصیه (همون‌طور که داد زدنِ عشق و نفرت در رابطه‌های انسانی در شبکه‌های اجتماعی، کار آبرومندانه‌ای نیست).

    مثال خوبش فکر کنم خانوم هانیه توسلی باشه که وقتی پت‌شون رو از دست دادن، توی شبکه‌های اجتماعی یه چیزی با این مفهوم نوشته بودن که من منتظرم یه روز بمیرم بیام پیش تو.

    این‌که رابطه از چه جنسی هست، مسئله‌ی شخصیه. اما شاید مطرح کردنش در شدیدترین شکل با عمیق‌ترین واژه‌های عاطفی، حس خوبی به مخاطبان القا نکنه.

     

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .