Menu


تعریف تفکر نقادانه – درباره تاریخچه نقد و نقادی


تعریف تفکر نقادانه - تاریخچه نقد و نقادی

تفکر نقادانه اصطلاحی است که از دو واژه‌ی دشوار و چندپهلو تشکیل شده است.

خود واژه‌ی تفکر از یک سو، دارای معنا و مفهوم کاملاً مشخص و قطعی نیست و هزاران سال است که حکیمان و دانشمندان و روانشناسان، در مورد معنای آن بحث و گفتگو کرده‌اند. این بحث‌ها و اختلاف نظرها هنوز هم ادامه دارد.

واژه‌ی نقد و کلماتی مانند نقادی هم، واژه‌‌هایی هستند که معنا و کاربرد آن‌ها در طول زمان دستخوش تغییر شده است.

طبیعتاً می‌توان حدس زد که در چنین شرایطی، اصطلاح تفکر نقادانه می‌تواند در ذهن هر یک از ما، معنای متفاوتی را تداعی کند.

دوست عزیز. مطالعه مجموعه درس‌های تفکر نقادانه، صرفاً برای کسانی امکان پذیر است که هر سه شرط زیر را دارا باشند:

لطفاً برای کسب اطلاعات بیشتر به معرفی درس تفکر نقادانه مراجعه بفرمایید.

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: نجمه , مجتبی بابائی , مهستی حق شناس , سعید اسماعیلی , زهرا محمد صالحی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری تفکر نقادانه به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه تفکر نقادانه
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری در متمم

12 نکته برای تعریف تفکر نقادانه – درباره تاریخچه نقد و نقادی

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : شهرزاد

    خوشحالم که به درسهای خوب تفکر نقادانه دسترسی پیدا می کنیم.

    برام جالب بود که با مطرح شدن این درس، و قبل از خوندن ادامه ی این درس، اولین کسی که در این زمینه، به ذهن من هم اومد سقراط بود. (که متمم هم به او اشاره کردند)

    * توی کتاب تسلی بخشی های فلسفه، آلن دو باتن هم زیبا در مورد تفکر نقادانه ی سقراط توضیح داده، که شاید بتونه کمک کنه تا حدودی با نوع تفکر نقادانه ی او کمی بیشتر آشنا بشیم.

    او میگه سقراط، زندگیِ بدون تفکرِ نظام مند رو با کاری مثل کوزه گری یا کفاشی بدون پیروی یا حتی آگاهی از رویه های فنی اون کار مقایسه می کرد و می گفت هیچ کس نمیتونه تصور کنه که یک کوزه یا یک کفش خوب، بتونه حاصل شهود محض باشه. پس چطور میتونیم هدایت زندگی خودمون رو - که به مراتب پیچیده تر از ساختن یک کوزه یا کفش هست - بدون تفکر و تأمل مداوم درباره ی مقدمات و مفروضات یا اهداف زندگی انجام بدیم؟

    با خوندن این نکته ی مفید که در این درس ذکر شد "مطلع بودن یک فرد نمیتونه دلیل بر این باشد که او حتماً اطلاعات درستی در اختیار دارد"، یاد صحبت دیگری از آلن دو باتن افتادم که میگه: درسی که میتونیم از تفکر سقراط بگیریم میتونه این باشه که جهان، انعطاف پذیرتر از چیزی است که به نظر میرسه، زیرا دیدگاه های تثبیت شده اغلب نه از طریق فرآیند استدلال بی عیب و نقص بلکه از طریق قرن ها آشفتگی فکری ظاهر شده اند.

    و فکر میکنم این نکته میتونه ما رو متوجه این موضوع بکنه که با تفکر نقادانه میتونیم نه تنها به اطلاعاتی که از طرف دیگران دریافت می کنیم، بلکه حتی به باورها و استدلال ها و مدل ذهنی خودمون هم شک کنیم و اون رو مورد تحلیل و بررسی بیشتری قرار بدیم و به این طریق، به طور مداوم، برای اصلاح شیوه ی اندیشیدنمون تلاش کنیم.

    * خوشحالم که در این درس، بیشتر متوجه تفکر نقادانه ی مولوی، شاعر ارزنده ی کشورمون هم شدم و از این جنبه میتونم بیشتر به اندیشه هاش نزدیک بشم و ازشون بیاموزم.

    تفکر نقادانه ی او در شعر او به خوبی مشخصه. کل شعر او رو هم خوندم و این ابیات هم از همون شعر، در کنار ابیات زیبایی که متمم انتخاب کرده بود، در نشان دادن توانایی او در تفکیک درست از نادرست و محکم از سست و ارزشمند از بی ارزش برام جالب بود:

    صبح کاذب را ز صادق وا شناس / رنگ می را باز دان از رنگ *کاس

    تا بود کز دیدگان هفت رنگ / دیده‌ای پیدا کند صبر و درنگ

    رنگها بینی به جز این رنگها / گوهران بینی به جای سنگها

    امید که با تفکر نقادانه، بتونیم بیشتر از پیش برای اصلاح باورهامون و به تعبیر زیبای متمم، برای پالایش آموخته ها و خانه تکانی ذهن مون قدم های مثبتی برداریم.

    پی نوشت:

    *کاس: پیاله ی شراب، کاسه

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .