Menu


قضاوت درباره طعم کیک بر اساس یک برش | نالینی آمبادی



قطعه‌ای از یک کیک را در یک بشقاب روبروی شما گذاشته‌اند.

شما هم با چنگال و چاقو، به آرامی سرگرم بازی با آن قطعه و خوردن آن هستید و طعم آن را بررسی می‌کنید.

آیا می‌توانید بر اساس همین قطعه‌ای که روبروی شماست، در مورد طعم کیک نظر بدهید؟ یا برای اظهار نظر منصفانه لازم است تمام کیک را خورده باشید؟

تقریباً بخش قابل توجهی از ویژگی‌های تصمیم گیری شهودی را می‌توان با این استعاره، درک کرد.

درس قبل نیز که به قضاوت از روی چهره و ظاهر افراد می‌پرداخت، عملاً مصداقی از قضاوت در مورد طعم کیک بر اساس یک برش از آن است.

این بار مرور کوتاهی به حرف‌های نالینی آمبادی در کتاب First Impressions می‌پردازیم. نالینی آمبادی که در سال ۲۰۱۳ فوت کرد، از جمله بزرگان حوزه ارتباطات غیرکلامی است که تحقیقاتش به صورت گسترده، مورد استناد و استفاده قرار می‌گیرد.

nalini-ambady

محدودیت در دسترسی کامل به این درس

دوست عزیز. مطالعه مجموعه درس‌های تفکر نقادانه، صرفاً برای کسانی امکان پذیر است که هر دو شرط زیر را دارا باشند:

البته اگر کاربر ویژه متمم باشید، به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که فهرست آن‌ها را می‌توانید در این‌جا ببینید:

 فهرست درس‌های متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، ما فکر می‌کنیم شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  تفکر سیستمی

  مهارت یادگیری

  مدل ذهنی

  تصمیم گیری

و سپس به سراغ تصمیم گیری پیشرفته بیایید.

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: هنا جعفری , جیران , وحید قاسمی , آرش پوربختیاری , ابراهیم هادیان

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری تصمیم گیری پیشرفته به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه تصمیم گیری پیشرفته
 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

18 نکته برای قضاوت درباره طعم کیک بر اساس یک برش | نالینی آمبادی

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : سامان عزیزی

    پيش نوشت : تيتر اين درس منو بيشتر ياد ضرب المثل "مشت نمونه خروار است" انداخت

    به نظر ميرسه قضاوتها و انتخاب هاي ما (نتايج تصميم گيري هاي ما) بيشترين اطلاعاتي رو كه افشا ميكنه در زمينه معيار ها و باورها و ارزش هاي ما باشه (همونطور كه حميد عزيز اشاره كرده) كه خود همين باورها و معيارها و ارزش ها، نتيجه عوامل مختلفي (از ساخت شخصيت و ... گرفته تا تجارب ) ماست. پس به نظر مياد كه در مورد ارزيابي يك تصميم گيري (هم با سيستم دو و هم خصوصاً سيستم يك(شهودي)) بيشتر بايد به اين عوامل در خودمون و ديگران نگاه كنيم -البته با در نظر گرفتن احتمال خطاهاي مختلفي كه داريم از جمله خطاي تاييد خود-

    پس شايد بشه چند دسته از انسانها رو در نظر گرفت:

    1-دسته ي اول كساني كه سطح يك مسئله رو ميبينند و بدون تجربه عمق يك مسئله در موردش  قضاوت، پيش داوري و تصميم گيري ميكنند (همون كساني كه برش افقي از كيك بر ميدارن-كه فقط خامه نصيبشون ميشه كه از جنس خاميه! )

    2-دسته دوم كساني كه برش عمودي از يك مسئله رو بر ميدارن ولي مثل مقطعي(برشي) كه از يك ساختمون ميبينيم و ممكنه نقشه ساختمون در جايي خارج از برش ما بسيار متفاوت تر از قسمت برشي ماباشه

    3-دسته سوم كساني هستند كه نه تنها با نقشه ساختمون آشنا هستند(يا كليات كيك) بلكه برش عمودي رو از جايي ميزنن كه بيشترين اطلاعات رو براشون نمايش ميده(مثلا در برش ساختمون ممكنه اين برش از پله ها، درزهاي انقطاع، نقاط اتصال و ... زده بشه)

    به نظر ميرسه برش دسته سوم برش خيلي بهتر و قابل اتكاتريه ولي خود انتخاب جايي كه بايد برش بخوره، نياز به تجربه و مهارت زيادي داره.

    بديهيه كه همه ما انسانها در موقيت ها و زمينه هاي مختلف تصميم گيري در هر حوزه اي، ممكنه جزو هر يك از اين دسته ها قرار بگيريم (به عبارتي ممكنه من در يك حوزه اي در دسته اول و در حوزه ديگري در دسته اي ديگر قرار بگيرم)

    از همه اينها ميخوام به اين نتيجه برسم كه زماني ميتونم به تصميم گيري شهودي خودم يا ديگران اعتماد كنم كه خودم يا شخص ديگه رو در دسته سوم تشخيص بدم.(وگر نه تصميم گيري شهودي خودم يا ديگران رو در دسته ي اول و دوم ،بيشتر در لايه توهمات طبقه بندي ميكنم مگر اينكه خلافش ثابت بشه)

    از جمله ي آخر بحث(اما تلاش برای منطقی کردن و معیارسازی و توصیف مکانیزم تصمیم گیری در لحظه‌ی تصمیم گیری، صرفاً می‌تواند ما را از تصمیم گیری شهودی دورتر کند) ياد داستان مردي افتادم كه ريش بلندي داشت و روزي يكي ازش پرسيد كه تو شبها كه ميخوابي ريشت رو زير پتو ميزاري يا روي پتو و از اون به بعد خواب بر اون حرام شد!

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .