Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu


فاکتورهای کلیدی موفقیت در مشاوره مدیریت | آیا موفق می‌شوید؟


مشاوره مدیریت موفق

تا این‌جا درباره مشاوره مدیریت صحبت شد و چند مورد از تصورات اشتباه درباره شغل مشاوره مدیریت را با هم مرور کردیم. منطقی است در این مرحله کمی درباره‌ی فاکتورهای کلیدی موفقیت در شغل مشاوره مدیریت حرف بزنیم.

در واقع به این سوال پاسخ بدهیم که چه عواملی باعث می‌شود که یک پروژه مشاوره مدیریت به شکل موفق اجرا شود؟

برخلاف آن‌چه در نگاه اول به نظر می‌رسد، پاسخ دادن به چنین سوالی چندان هم ساده نیست. اصلاً این سوال را از چه کسی بپرسیم؟ به سراغ مشاوران مدیریت برویم؟ آیا تشخیص آن‌ها الزاماً درست است؟

آیا به سراغ کارفرماها برویم؟ از آن‌ها بپرسیم که کدام مشاوران مدیریت موفق بوده‌اند و چه ویژگی‌هایی داشته‌اند؟ آیا به سادگی می‌توان از مشاوره موفق صحبت کرد؟ چه بسا یک مشاور مشورت‌های عالی بدهد اما در نهایت کارفرما احساس کند که خواسته‌اش برآورده نشده است. در مقابل، ممکن است یک مشاور دیگر، ضعیف و ناکارآمد باشد اما کارفرمان چندان متوجه نشود و در نهایت رضایت داشته باشد.

بر همین اساس، اگر مطالعات و تحقیقات را بررسی کنید می‌بینید که به خاطر همین اختلاف‌نظرها و تفسیرهای متفاوت، نتایج مختلفی هم به دست آمده‌اند. ما در متمم با مرور چند مقاله که هر یک از منظر متفاوتی به این مسئله پرداخته بودند و اتفاقاً تعدادی از آن‌ها،‌ خود شامل مرور و جمع‌بندی مقاله‌های دیگر بودند، در نهایت به چند ویژگی رسیدیم که به نظر می‌رسد بیشتر مطالعه‌ها روی آن‌ها تأکید دارند (+/+/+/+/+/+).

مطالعه‌ی این ویژگی‌ها چه فایده‌ای دارد؟

این ویژگی‌ها را می‌توان فاکتورهای کلیدی موفقیت یا Critical Success Factors در حوزه‌ی مشاوره مدیریت دانست. وجود آن‌ها به معنای تضمین قطعی موفقیت نیست، اما احتمال موفقیت را افزایش می‌دهد.

بعضی از این ویژگی‌ها از جنس توانمندی و مهارت و دانش هستند و شما می‌توانید با تلاش و کوشش آن‌ها را تقویت کنید.

اما گروهی دیگر از آن‌ها (مثلاً اعتماد کارفرما به مشاور) ممکن است کاملاً‌ در اختیار شما نباشند. در چنین شرایطی ممکن است به این نتیجه برسید که به خاطر ضعف در برخی فاکتورها، احتمال موفقیت شما پایین است و در نهایت تصمیم بگیرید که با یک کارفرمای خاص وارد همکاری نشوید.

مشاوره مدیریت موفق

محدودیت در دسترسی کامل به این مجموعه درس

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های مشاوره مدیریت برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

  تعداد درس‌ها: ۱۴ عدد

  دانشجویان این درس: ۴۷۳ نفر

  تمرین‌های ثبت‌شده: ۲۰۵ مورد

با عضویت ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به این درس‌ها، به درس‌های متنوع دیگری نیز دسترسی خواهید داشت که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های متمم

شاید برایتان جالب باشد که بررسی‌های ما نشان داده در میان دوستان متممی، کسانی که به درس‌های مشاوره مدیریت علاقه‌مند بود‌ه‌اند، برای مطالعه‌ی درس‌های زیر هم وقت گذاشته‌اند:

کوچینگ | کارآفرینی | کار تیمی | مدیریت تعارض | تفکر سیستمی

  استراتژی  |  تفکر سیستمیتصمیم گیری | مدیریت منابع | گزارش نویسی

ارزش آفرینی | سیستمهای کنترل مدیریت | مدل کسب و کار |‌ دیجیتال مارکتینگ

  دوره MBA (پیگیری منظم مجموعه درس‌ها)

اگر با فضای متمم آشنا نیستید و دوست دارید درباره‌ی متمم بیشتر بدانید، می‌توانید نظرات دوستان متممی را درباره‌ی متمم بخوانید و ببینید متمم برایتان مناسب است یا نه. این افراد کسانی هستند که برای مدت طولانی با متمم همراه بوده و آن را به خوبی می‌شناسند:

مشارکت در بحث

تجربه‌ی شما از مواردی که در این درس مطرح شد چیست؟

به عنوان مشاور یا در جایگاه کارفرمایی که با مشاور کار کرده است، آیا تجربه‌ای داشته‌اید که ضعف در برخی از فاکتورهای فوق نهایتاً پروژه‌ی مشاوره را با شکست روبه‌رو کرده باشد؟

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    علیرضا داداشی ، نریمان درافشان ، محمد مهدی موحدی نژاد ، آذین شریفی ، مهشید محمدی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مشاوره مدیریت به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مشاوره مدیریت
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

۱۴ نظر برای فاکتورهای کلیدی موفقیت در مشاوره مدیریت | آیا موفق می‌شوید؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمدرضا قره‌داغی

    در متن بالا نوشته شده:" گاهی احساس می‌کنید اهداف شما و کارفرما در پروژه یکسان نیست. شما در پی حل یک مشکل در سازمان هستید، اما به نظر می‌رسد که کارفرما صرفاً می‌خواهد حرفی را که خودش نتوانسته یا نخواسته بزند، در دهان شما بگذارد"

    در این موارد، مشتری خواسته‌ای غیرمنطقی دارد که دست‌نیافتنی است و به‌نوعی دنبال فردی است که اگر پروژه به نتیجه نرسید، تمام ایرادات را متوجه وی کند.

    من چنین تجربه‌ای داشتم که شاید برای دوستان جالب باشد.

     
    زمستان سال 94 یا 95 از شرکتی برای مشاوره‌ی برندینگ و توسعه‌ی بازار تماس گرفتند. این شرکت محصولاتی را به کارخانجات سفارش می‌داد و بعد با بسته‌بندی خود به بازارهای داخلی و خارجی عرضه می‌کرد. شرکت قدمت زیادی داشت ولی در زمینه‌ی صنعت موردنظر تجربه‌ی چندانی نداشت.
    در جلسه‌اول ایرادات کوچکی در طراحی، اندازه و رنگ‌بندی داشتند که با ذکر نکاتی، مشکل حل شد. البته مدیران شرکت روی قدمت و تجربه‌ی خود در سایر صنایع پافشاری می‌کردند و به‌زحمت نظر دیگری را قبول می‌کردند؛ ولی نظر را پذیرفتند.
    با توجه به گمنامی برند در صنعت موردنظر، قرار شد تا با یک محصول و در یک نوع بسته‌بندی، محصول به بازار عرضه شود تا هم محصول معرفی و هم تست بازار گرفته شود.
    در جلسه دوم نکته‌ای مطرح شد که باعث توقف کامل پروژه شد. در این جلسه مدیرعامل شرکت گفتند:
    "هدف‌گذاری ما 10% سهم بازار و کسب آن تا شب عید(2 ماه آینده) است و به کمتر هم قانع نیستیم"
    با تعجب نگاهشان کردم. با بررسی که در مورد صنعت آنها، سهم رقبا و ظرفیت اسمی کارخانه‌ی طرف قرارداد آنها داشتم می‌دانستم که هدف‌گذاری ایشان به نتیجه نمی‌رسد؛ ولی بازهم پرسیدم:
    "شما با کارخانه‌ی دیگری هم قرارداد دارید؟"
    گفتند"خیر! ولی به اتکای بازاریابی محصول می‌خواهیم به این سهم برسیم"
    گفتم"آیا تولید این شرکت مزیت کیفی خاصی نسبت به سایرین دارد که من نمی‌دانم؟"
    گفتند"نه! ما تمام موارد را به شما گفتیم و چیز پنهانی وجود ندارد"
    گفتم"شاید بسته‌بندی خاصی در نظر دارید که نگفتید؟"
    گفتند"خیر! همان بسته‌بندی مشابه سایر شرکت‌ها را داریم"
    گفتم"جناب مدیر! با توجه به سهم رقبا، اعتبار برند آنها و همچنین، آمار ظرفیت اسمی و واقعی تولید رقبا و کارخانه‌ی طرف قرارداد شما داریم؛ حتی اگر تمام ظرفیت کارخانه متعلق به شما باشد، در بهترین حالت یک و نیم درصد سهم بازار را دارید. چطور هدف‌گذاری 10% انجام داده‌اید؟"
    گفتند" خواستن توانستن است! ما شما را دعوت کرده‌ایم که بتوانید سهم بازار ما را افزایش دهید!"
    جوابی نداشتم. رسیدن به سهم بازار 10% از صفر در کمتر از دو ماه، نیاز به معجزه داشت که حداقل، من بلد نبودم.

    برایشان آرزوی موفقیت کردم و از شرکت بیرون آمدم. هوای بیرون بسیار پر اکسیژن بود...

     
    تمرین‌ها و نظرات ثبت شده روی این درس صرفاً برای اعضای متمم نمایش داده می‌شود.
    .