Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu


معرفی پادکست فریکونومیکس | استیون لویت و استیون دابنر


پادکست فریکونومیکس - استیون لویت و استیون دابنر

بارها در متمم بر این نکته تأکید کرده‌ایم که گوش دادن به پادکست‌های انگلیسی، یکی از راه‌های خوب برای تقویت زبان انگلیسی است؛ چه در شاخه‌ی مهارت شنیدن و درک مطلب و چه در زمینه‌ی گسترش دامنه واژگان فعال.

ما هم برای ترغیب شما به گوش دادن بیشتر به پادکست‌های انگلیسی، هر بار که بتوان پادکستی را به موضوعات درسی متمم ربط داد، حتماً از این فرصت برای معرفی آن پادکست استفاده می‌کنیم.

هم‌چنین حتماً می‌دانید که در یک صفحه‌ی اختصاصی، تمام پادکست‌هایی که تا کنون معرفی کرده‌ایم فهرست شده‌اند:

[  پادکست های انگلیسی پیشنهادی متمم ]

پادکستی که این بار انتخاب کرده‌ایم، از نظر موضوعی بسیار متنوع است؛ اما چون یکی از قسمت‌های آن به اثر مار کبرا اختصاص داشت، فرصت خوبی بود تا این پادکست ارزشمند را لا‌به‌لای درس‌های تفکر سیستمی معرفی کنیم.

پادکست Freakonomics

Freakonomics واژه‌ای زیبا و خلاقانه است که توسط استیون دابنر اقتصاددان (Stephen Dubner) و استیون لویت ژورنالیست (Steven Levitt) ابداع شده است (البته ما در متمم، پیشنهاد خاصی برای معادل فارسی آن نداریم).

رادیو فریکونومیکس عنوان یک پادکست حرفه‌ای و پرطرفدار است که تولید آن از سال ۲۰۱۰ آغاز شده و انتشار هفتگی آن تا کنون ادامه پیدا کرده است.

در اپیسودهای اول، جنبه‌ی اقتصادی در صحبت‌ها پررنگ‌تر بود و مشخصاً قرار بود مخاطب متوجه شود که بسیاری از رویدادها و روندهای زندگی روزمره را با استفاده از علم اقتصاد، بهتر می‌توان درک کرد.

اما به مرور زمان، موضوعات این پادکست گسترده‌تر شده و امروز، دیگر به اقتصاد محدود نیست. روانشناسی، سیاست و زندگی روزمره، از جمله موضوعاتی هستند که در سال‌های اخیر توسط پادکست فریکونومیکس پوشش داده شده‌اند.

بنابراین شاید در حال حاضر، عنوان فرعی این مجموعه، بهتر آن را توصیف کند: The Hidden Side of Everything.

تولیدکنندگان این پادکست می‌کوشند هر بار، یک مسئله یا رفتار را از جنبه‌ای که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، بررسی کنند.

سایتی که برای فریکونومیکس طراحی شده بسیار حرفه‌ای است و علاوه بر متنِ بیشترِ اپیسودها، می‌توانید مراجع استفاده شده و لینک به مقالات مورد اشاره را هم در آن ببینید.

  سایت فریکونومیکس (برای گوش دادن و دانلود تمام پادکست‌ها)

  صفحه‌ی فریکونومیکس روی سایت اپل

اپیسود شماره‌ی ۹۶ در این مجموعه،‌ به اثر مار کبرا پرداخته و مثال‌های متعددی را از مار کبرا مطرح کرده است.

بحث با مشکل ترافیک و آلودگی هوا در شهرها شروع می‌شود و راهکاری که برخی از شهرداری‌ها انتخاب می‌کنند: سهمیه‌بندی تردد بر اساس رقم آخر پلاک.

در این پادکست توضیح داده می‌شود که افراد بسیاری که علاقه‌مند یا نیازمند به تردد هستند، به سراغ خرید دو یا چند ماشین با پلاک‌های مختلف می‌روند و معمولاً ماشین دوم، ارزان‌تر از ماشین اول و آلاینده‌تر از آن هم هست. در نهایت ترافیک چندان تغییر نمی‌کند و مشکل آلودگی هم بیشتر می‌شود.

در این فایل صوتی، همه‌ی این موارد تحت عنوان Un-intended Consequences (= پیامدهای ناخواسته) مطرح شده‌اند.

هم‌چنین توضیح داده شده که بیشتر مشوق‌هایی که توسط دولت‌ها تعریف می‌شوند، این پیامدهای ناخواسته را هم به همراه دارند.

داستان مار کبرا در دهلی، یکی از مثال‌های معروف پیامدهای ناخواسته است. این مثال آن‌قدر معروف است که امروزه به جای پیامد ناخواسته از عبارت اثر مار کبرا استفاده می‌کنیم (یک دقیقه از فایل صوتی):

So the “cobra effect” refers to a scheme in colonial India where the British governor, or whoever, the person in charge in Delhi, wanted to rid Delhi of cobras.

Apparently, in his opinion there were too many cobras in Delhi.

So he had the bounty placed on cobras. And he expected this would solve the problem. But the population in Delhi, at least some of it, responded by farming cobras.

And all of a sudden the administration was getting too many cobra skins. And they decided the scheme wasn’t as smart as initially it appeared and they rescinded the scheme. But by then the cobra farmers had this little population of cobras to deal with.

And what do you do if there’s no market? You just release them. And so this significantly, by a few orders of magnitude, worsened the cobra menace in Delhi.

اگر وقت و حوصله داشته باشید و کل صحبت‌ها را گوش دهید، مثال‌های مشابه بسیاری می‌شنوید:

فقط لازم است بر این نکته تأکید کنیم که در فایل مار کبری از لهجه‌های محلی متعددی استفاده شده و اگر در گوش دادن به پادکست‌های انگلیسی تازه‌کار هستید، شاید بهتر باشد که اپیسود‌های دیگری از Freakonomics را برای شروع انتخاب کنید.

مشارکت در بحث

با توجه به این‌که ما درس جداگانه‌ای را به اثر مار کبرا اختصاص داده‌ایم، منطقی نیست که بحث‌های مرتبط با مار کبرا را دوباره در زیر این بحث هم مطرح کنید.

بنابراین پیشنهاد ما این است که مثل سایر #معرفی پادکست‌ها اگر برخی از اپسودهای فریکونومیکس را گوش دادید و نکاتی شنیدید که مناسب می‌دانستید سایر دوستان شما هم بدانند، آنها را در اینجا با دوستان‌تان به اشتراک بگذارید.

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    سعید هاشمی ، مهناز تاجیک ، وحید مهدوی ، محمد مولانا ، کاوه جمشیدی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری تفکر سیستمی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه تفکر سیستمی
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

۱۲ نظر برای معرفی پادکست فریکونومیکس | استیون لویت و استیون دابنر

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : امیرمحمدقربانی

    فریکونومیکس سه پادکست تحت عنوان Bad Medicine دارد. من قسمت اول آن را که The Story of 98.6 نام دارد، گوش کردم.

    با این که بیشتر اطلاعاتی را که می‌گفت از قبل می‌دانستم، روایت جذاب و گیرای آن و تنظیم حرفه‌ای صداها، باعث شد که به هیچ وجه متوجه گذر ۴۵ دقیقه نشوم و پایان پادکست بود که مرا به خود آورد.

    داستان این اپیسودِ Bad Medicine، داستان تغییر پارادایم پزشکی به Evidence-Based Medicine یا پزشکی مبتنی بر شواهد است.

    پادکست با ماجرای فهمیدن دمای طبیعی بودن شروع می‌شود.

    ۹۸/۶ درجه‌ی فارنهایت، برابر با ۳۷ درجه‌ی سلسیوس است. عددی که تا سال‌ها به عنوان دمای طبیعی بدن در نظر گرفته می‌شد. بعد‌ها فهمیدیم که این فرض‌مان با ساده‌سازی بیش از حد همراه بود. دمای بدن در صبح و در شب تفاوت دارد. روش اندازه‌گیری آن بر رویش اثر می‌گذارد و هر افزایش دمایی، برابر تب نیست.

    ادامه‌ی آن پر از ماجراهایی‌ست که نیاز به پزشکی مبتنی بر شواهد را نشان می‌دهد:

    این که در پزشکی آن چه که مهم است، شواهد هستند؛ نه فکر ما در مورد موثر بودن یک دارو یا یک عمل جراحی (به شکل کلی یک Intervention).

    این واقعا اهمیتی ندارد که باهوش‌ترین افراد معتقد باشند که چیزی قرار هست موثر باشد. تنها چیزی که اهمیت دارد این است که شواهدت برای موثر بودنش چیست.

    من در برخی از تمرین‌هایم در متمم به این موضوع اشاره کرده‌ام: ما از تمام روابط بین اجزای بدن انسان آگاه نیستیم. همه‌ی فیدبک‌ها را نمی‌شناسیم. با دانش محدود فعلی، به یک نتیجه‌ای می‌رسیم و تصور می‌کنیم که درست است و تا همین حدود بیست سال گذشته (و البته متاسفانه در زمان فعلی) این نتیجه‌ی خودگرفته‌ی بدونِ شواهدِ کافی را برای بیماران انجام می‌دهیم.

    مثال فراوان است. اگر بخواهم از مثال‌های معروف دنیای پزشکی که در پادکست هم به آن اشاره شد بگویم، می‌توان ماجرای توصیه به مصرف استروژن در بعد از یائسگی را تعریف کرد.

    در ده سال آخر قرن بیستم، به خانم‌ها توصیه می‌شد که پس از یائسگی استروژن مصرف بکنند. دلیل‌شان هم منطقی به نظر می‌رسید. خانم‌ها در قبل از یائسگی به میزان کمتری دچار بیماری قلبی-عروقی می‌شوند و این موضوع به نظر می‌رسید که از اثرات سودمند استروژن باشد.

    پس اگر ما پس از یائسگی که استروژن کم می‌شود به آن‌ها استروژن بدهیم، شانس بیماری قلبی-عروقی را بعد از یائسگی کم خواهیم کرد.

    برای چندین سال این کار صورت گرفت. تا این که در سال ۲۰۰۲ یک Randomized Clinical Trial نشان داد که این استروژن در بعد از یائسگی، نه تنها شانس بیماری قلبی-عروقی (سکته‌ی قلبی و مغزی) را کم نمی‌کند؛ بلکه حتی می‌تواند این شانس را افزایش بدهد.

    پس از آن بود که مصرف استروژن در پس از یائسگی محدود به موارد خاصی شد.

    پادکست را با سوال مهمی به پایان می‌برد. سوالی که اساس پارادایم بعدی پزشکی است: پزشکی شخصی یا Personalized Medicine.

    آیا واقعا افرادی که در Clinical Trialهای ما هستند، نمایانگر تمامی انسان‌هایی هستند که در دنیا وجود دارد؟

    به بیان دیگر: من از کجا می‌دانم که این دارو که شواهد گفته‌اند برای فلان بیماری، بهترین است؛ برای این فرد خاص نیز، بهترین خواهد بود؟

     
    تمرین‌ها و نظرات ثبت شده روی این درس صرفاً برای اعضای متمم نمایش داده می‌شود.
    .