Menu


کتاب صفر تا یک نوشته پیتر ثیل – قسمت اول


کتاب از صفر تا یک نوشته پیتر ثیل

برای آشنایی با مفهوم کارآفرینی و خلق ارزش، یکی از بهترین راه‌ها، نشستن پای حرف کسانی است که سهم بزرگی در خلق ارزش در جهان داشته‌اند و اینکه بکوشیم مدل ذهنی آنها را بکاویم و از نگاه و نگرش آنها، درس‌هایی برای خود برگیریم.

همچنانکه همیشه در متمم گفته‌ایم، رفتارها و تصمیم‌های انسانها، در شرایط مختلف زمانی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، تفاوت زیادی با یکدیگر خواهد داشت و یکی از راه‌های مطمئن برای شکست خوردن و باختن، تقلید از رفتار دیگران بدون تحلیل رفتار آنها و بدون تلاش برای درک مدل ذهنی آنهاست.

خوشبختانه بخش معدودی از بزرگان اقتصاد و مدیریت و کسب و کار وجود دارند که به جای گزارش رفتارها و تصمیم‌ها، خود تلاش کرده‌اند تا مدل ذهنی‌شان را برای ما بیان کنند. پیتر ثیل، کارآفرین برجسته‌ی آمریکایی-آلمانی که قبلاً هم از او (تحت عنوان استراتژی و کشف دنیاهای ناشناخته) صحبت کرده‌ایم.

سطر سطر حرفها و دیدگاه‌های او – که عصاره‌ی آموخته‌های او در طی پانزده سال گذشته است- می‌تواند برای علاقمندان به ایجاد تغییرات اثربخش، مورد استفاده قرار گیرد و دانستن حرفهایش برای کسی که علاقمند به حوزه‌ی کارآفرینی است می‌تواند مفید باشد.

مطالب کتاب صفر تا یک، برگرفته از محتوای کلاسی است با عنوان استارتاپ که پیتر ثیل در سال ۲۰۱۲ در دانشگاه استنفورد ارائه  میکرد. هدف او از تدریس در این کلاس، کمک به دانشجویانش بود تا نگاه و چشم اندازشان از مسیر متعارفی که معمولاً متخصصان آکادمیک و اساتید دانشگاهی ترسیم می‌کنند، فراتر برود و بتوانند به آینده ای وسیع تر بیندیشند.

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری بوی کاغذ به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

140 نکته برای کتاب صفر تا یک نوشته پیتر ثیل – قسمت اول

    تمرین برتر به انتخاب متممی ها در این درس (تا این لحظه)

    نویسنده تمرین : محمدرضا شعبانعلی

    متن تمرین :

    توی متن، از لغت "واقعیت" جوری استفاده کرده که نشون می‌ده چیزی که برای شما "واقعیت" هست، ممکنه برای من نباشه و برعکس. به همین دلیله که اشاره می‌کنه که آموزش رسمی، به آدمها واقعیت‌هایی رو میگه که اکثر آدمها قبول دارند و پیتر ثیل ظاهراً نماینده‌ی سمت دیگری این دیدگاهه.

    من اگر بخوام به تعریفی که پیتر ثیل از واقعیت داره نگاه کنم و واقعیت‌هایی رو که خودم می‌بینم بگم، دو سه تا نکته توی ذهنمه همیشه:

    یکی راجع به مفهوم مرگ که به نظرم، لااقل به شکل فعلی‌اش، صرفاً ناشی از ضعف و ناتوانی ماست و نه یک حقیقت حاکم بر هستی. درست به همون شکل که بسیاری از بیماری‌ها در گذشته، بیان‌گر سرنوشت محتوم و گریزناپذیر انسان در شکست خوردن در برابر مرگ بودند و امروز، با ساده‌ترین درمان‌ها برطرف می‌شوند.

    البته احتمالاً با حذف یا کمرنگ شدن پدیده‌ای به نام مرگ، احتمالاً گام بعدی، کاهش تدریجی و کمرنگ شدن مفهومی به نام زاد و ولد هست. زاد و ولد برای بسیاری از انسانهای امروز، راهی است به سوی جاودانگی یا فرار از تنهایی در سالهای آخر زندگی. چنانکه امپراطوری‌های بزرگی مانند روم، در انتها پس از تجربه‌ی رفاه و آسایش، با کاهش میل به زاد و ولد به تدریج منقرض شدند.

    و البته مفهوم خانواده که باور نمی‌کنم دو یا سه هزار سال بعد (و یا حتی زودتر) معنایی داشته باشه و تکثیر انسان،‌ نیازمند فرایندهای کاملاً فیزیولوژیک از جنس امروزی باشه (هنوز هم تکثیر تک سلولی در رشد دنیا سهم زیادی داره و زاد و ولد از طریق دو جنس، تنها یکی از شیوه‌های تولید مثل محسوب می‌شه).

    آخر جهان، گاهی در تخیل من، جمعیتی کوچک و آرام و راضی است که به تدریج کمتر و کمتر می‌شود و چیزی نمی‌تواند آنها را به ادامه‌ی نسل‌شان ترغیب کند.

    (نمی‌دانم شما هم به این پارادکس عجیب دقت کرده اید که ظاهراً این روزها هم، کسانی که آینده ی زندگی‌شان لااقل بر اساس مترهای مادی و رفاهی مبهم و سیاه تر است، میل بیشتری به حفظ نسل خود دارند تا آنها که بهره‌ی وافر افتصادی از دنیای خود برده‌اند! حتی در سطح کلان هم، در بسیاری از فرهنگ‌ها، افزایش رفاه اقتصادی کاهش رشد جمعیت را به همراه داشته. شاید کسی که رفاه را تجربه کرده، به حفظ آن فکر می‌کند و کسی که تجربه نکرده، تصوری از این مفهوم و ارتباط آن با ازدیاد نسل ندارد).

     

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .