Menu


مردم در محتواهای شبکه های اجتماعی به دنبال چه می‌گردند؟ (۲)


شبکه های اجتماعی و آنچه مردم به دنبالش می‌گردند

در درس قبلی، برخی از انواع محتوای مورد علاقه و ترجیح مخاطبان را با هم بررسی کردیم. از کوتاه بودن زندگی و امکان تحقق رویاها تا باور به چیزهای بزرگ و یادآوری نکات ساده و فراموش شده، با هم صحبت کردیم.

از برانگیختن احساس شگفتی و محتوای نوستالژیک حرف زدیم و به محتواهایی که لبخند بر لبانمان می‌‌آورند اشاره کردیم. در این درس،‌ به بررسی برخی دیگر از انواع محتواهایی که مورد علاقه مردم است و مطالعات و تحقیقات، اقبال عمومی نسبت به آنها را تایید کرده است می‌پردازیم:

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری استراتژی محتوا به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

91 نکته برای مردم در محتواهای شبکه های اجتماعی به دنبال چه می‌گردند؟ (۲)

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : علیرضا داداشی

    سلام.

    تمرین 1) از کاربردی ترین روش ها برای  تقویت مهارت داستان گویی از دید من این است که :

    1-  در مرور اتفاقات روزمره، تمرین کنیم که یک تصویر از یک رویداد را مثل عکاسی در ذهن خودمان ثبت کنیم. بعد، فارغ از این که روند رخدادهای قبل و بعد آن رخداد در واقعیت چه بوده، خودمان برایش قبل و بعدی در ذهن بسازیم. اگر روی کاغذ آوردیم که بهتر.

    2- برشی از یک کتاب داستان را انتخاب کنیم. شاید یک نیم صفحه ؛ بعد خودمان داستانی بسازیم که آن تکه بتواند بخشی از آن داستان بشود.( از تکه داستانی که سبزی فروش دور سبزی پیچیده بود داستانی حدود 40 صفحه نوشتم که تقریباً تمام تعطیلات تابستانی کلاس سوم ابتدایی ام را پر کرد.)

    3- از بین عکس های قدیمی ، یکی - دو یا چند عکس را انتخاب کنیم و سعی کنیم داستانی بنویسیم که آن دو یا چند عکس را به هم وصل کند. هر چه آن عکس ها بی ربط تر باشند، بهتر.

    4- به هم ریختن بُعد زمان یا مکان ، یا هر دو. تصور اینکه فلان اتفاقی که در کودکی برای من افتاده اگر امروز برایم می افتاد یا اگر به جای خانه ی ما در خانه ی عمو یا هر کس دیگری می افتاد چه ادامه و چه سرنوشتی پیدا می کرد؛ و بعد نگاشتن تخیلات مربوط به آن.

    تمرین 2) میزان ضرورت داستان گویی:

    - تصور کنیم استاد سخن سعدی این همه پند را به جز داستان ، به چه شیوه ی دیگری می توانست منتقل کند که به همین اندازه کاربردی و به یاد ماندنی باشد؟

    - تصور کنیم آموزه هایی را که در پس زمینه ی داستان «طوطی و بازرگان» جناب «جلال الدین محمد مولوی» است چگونه به شکلی جز داستان می توان این اندازه زیبا و جاودانه منتقل کرد.

    *اجازه می خواهم به جای هر مثال احتمالاً مشابه دیگری ، از همین داستان «طوطی و بازرگان» مولوی نکاتی  را عرض کنم:

    - وقتی کسی این داستان را می شنود یا می خواند، ممکن است از دیدگاه مدیریتی به این برداشت برسد که زیرکی این طوطی ها را کجا می توان به کار برد؟

    - وقتی کسی از دیدگاه عرفان و فلسفه نگاه می کند  احتمالاً به این نتیجه می رسد که طوطی ِ هندوستان به طوطی ِ بازرگان پیغام داد که از حصار تن بیرون شو تا بتوانی به ملکوت پرواز کنی.

    - شاید کسی با دید ارتباطی نگاه کند و بگوید: بازرگان نتوانست درک کند که حرکت ِ آن طوطی در هندوستان برای من نامفهوم بود ولی در زبان طوطیان معنای خودش را دارد.

    و...

    یک داستان و این همه تعبیر و دریافت متفاوت!

    منظورم این است که داستان گویی به من این توانایی را می دهد که

    - به فرزندم، به شیوه ای غیر مستقیم نکاتی را که گفتنشان چندان راحت نیست، براحتی بگویم ؛

    -  با کارمندم یا رییسم به شیرینی سخن بگویم و خواسته هایم را بدون ایجاد اصطکاک و رنجش خاطر به گوشش برسانم و احتمال موفقیت خودم را افزایش بدهم؛

    -  درگفتگو با همسرم جدی ترین نظراتم را  در مورد نزدیکانش مطرح کنم ولی آزرده اش نسازم؛

    -  درس های خشک کتاب  را با حلاوت آموزش بدهم  به نحوی که در دل و جان شاگردانم بنشیند؛

    -  سخنران  برگزیده ی یک گروه باشم، زیرا با داستان گویی مانع خستگی مخاطبانم شده ام؛

    هنوز هم  مطالبی دارم؛ ولی طولانی شد.

    برقرار باشید.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .