Menu


مدیریت ذره بینی چیست؟ (خرده بینی در مدیریت)


تعریف مدیریت ذره بینی چیست؟

«مدیرتان از شما می‌خواهد که بسته‌ای را به اداره‌ی پست ببرید و ظرف یک‌ساعت به شرکت بازگردید.

شما هم همین کار را انجام می‌دهید و حتی زودتر از ساعتی که مد نظر مدیر بوده، به شرکت می‌رسید. مدیرتان درباره‌ی مسیری که برای رفتن به اداره‌ی پست انتخاب کرده‌اید می‌پرسد و سپس، توضیح می‌دهد که مسیر بهتری هم وجود داشته است.

با وجودی که کارتان را به خوبی و با رعایت انتظارات مدیر انجام داده‌اید، اکنون باید در مورد مسئله‌ای بسیار جزئی – که به نظر می‌رسد اهمیت چندانی ندارد – بحث و گفتگو کنید.»

اجازه بدهید داستان دیگری را هم مرور کنیم:

«شرکت تصمیم دارد در آغاز سال جدید، یک جلد کتاب مدیریتی را به همراه یک کارت تبریک، برای مشتریان خود ارسال کند. کتاب انتخاب می‌شود و بسته‌بندی‌ها هم آماده می‌شود. همکاران واحد تبلیغات هم، آدرس‌ها رو روی بسته‌ها می‌چسبانند تا تحویل‌شان ساده‌تر باشد. مدیر در تک تک مراحل، جزئیات را بررسی کرده و اظهار نظر می‌کند. در نهایت، محل چسباندن آدرس‌ روی بسته‌ها هم دقیقاً بر حسب واحد سانتی‌متر توسط مدیر ابلاغ می‌شود و به این شیوه، تمام شرکت درگیر پروژه‌ای می‌شود که به سادگی می‌توانست توسط یک یا دو نفر از واحد تبلیغات، با رعایت استاندارد مطلوب و ملاحظات متعارف شرکت، انجام شود.»

اگر این داستان یا داستان‌هایی از این دست برایتان آشناست، می‌توان گفت شما هم مدیریت ذره بینی و نگاه خرده بین در مدیریت را تجربه کرده‌اید.

درس حاضر به این رفتار مدیریتی اختصاص دارد:

تاریخچه و تعریف مدیریت ذره بینی چیست؟

مدیریت ذره بینی یا خرده بینی در مدیریت، ترجمه‌ای است که برای اصطلاح Micromanagement به‌کار می‌رود.

با توجه به مثال‌هایی که در ابتدای این درس مطرح شد، به سادگی می‌توانید حدس بزنید که این اصطلاح معمولاً دارای بار معنایی منفی است و برای مدیرانی به‌کار می‌رود که وارد جزئیات فعالیت‌ها در زیرمجموعه‌ی خود می‌شوند و در آن دخالت می‌کنند.

با کمی جستجو در میان کتاب‌ها و مقالات، به نتیجه می‌رسید که اغلب مقاله‌ها و کتاب‌های کلیدی در زمینه‌ی مدیریت ذره بینی بعد از سال ۲۰۰۰ نوشته شده‌اند.

مقاله‌ی روبرت رایت (Robert Wright) یکی از نخستین مقاله‌های جدی در این زمینه است که در آن به دخالت مدیران فروش در جزئیات کار ویزیتورها و کارشناسان فروش حضوری می‌پردازد (+).

هم‌چنین کتاب My Way or the Highway نوشته‌ی هری چمبرز (Harry Chambers) از جمله معدود کتاب‌هایی است که اختصاصاً درباره‌ی مدیریت ذره بینی نوشته شده است.

نویسنده در مقدمه‌ی این کتاب (منتشر شده در سال ۲۰۰۴) تأکید می‌کند که با وجود استفاده‌ی فراوان از این اصطلاح، در ادبیات رسمی دانشگاهی چندان به این واژه پرداخته نشده است (این عنوان را می‌توان به زبان خودمانی چنین ترجمه کرد: یا به راهی که من می‌گویم برو یا برو به جهنم).

با وجودی که مقالات و مطالعات رسمی دانشگاهی درباره‌ی این رفتار، بیشتر به دو دهه‌ی اخیر محدود است، اما این واژه (بخوانید: این رفتار دردسر آفرین مدیران)  قدمت بیشتری دارد.

مراجعه به سرویس Ngrams شرکت گوگل هم این قدمت را تأیید می‌کند:

برای درک تعریف مدیریت ذره بینی مهم است که تاریخچه استفاده از آن را بررسی کنیم

با این مقدمه، چند مورد از تعریف‌هایی که از اصطلاح مدیریت ذره بینی ارائه شده است را مرور می‌کنیم:

تعریف مدیریت ذره بینی

اگر مدیری هستید که روی تک‌تک جزئیات تمرکز می‌کنید، برایتان مهم است که کپی همه‌ی ایمیل‌ها برایتان ارسال شود و خروجی تیم‌تان به ندرت راضی‌تان می‌کند، شما یک Micromanager (مدیر ذره‌بینی و خرده‌نگر) هستید (+/+).

دخالت مخرب، بیش از حد و نیز به هم ریختن و ایجاد اختلال در فعالیت دیگری، بدون این‌که درخواستی از سوی او مطرح شده باشد (+).

مدیر خرده‌نگر (ذره‌بینی) مدیر دردسرسازی است که به بررسی و نقد کوچک‌ترین تصمیم‌های زیردستان خود می‌پردازد (+).

جدا از این تعریف‌ها، شاخص‌های متعددی هم وجود دارند که می‌توانند نشان دهند یک مدیر به سمت الگوی خُرده‌نگری حرکت کرده است. از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • توجه به مسائل جزئی که اهمیت استراتژیک برای سازمان ندارند (مثلاً مدیر ارشد، تعداد کاغذ‌های مصرف‌شده در دستگاه کپی را می‌شمارد و آمار روزانه‌ی آن را بررسی می‌کند).
  • کارمندی که وظایف خود را خوب و درست انجام می‌دهد،‌ به اندازه‌ی کارمندی که سابقه‌ی خطا و بی‌مسئولیتی دارد، زیر ذره‌بین مدیر قرار می‌گیرد.
  • در تکراری‌ترین کارها هم، مدیر هم‌چنان نظارت و کنترل خود را حفظ می‌کند.

چرا مدیریت ذره بینی شکل می‌گیرد؟

علت‌های بسیاری را می‌توان برای این رفتار فهرست کرد. موارد زیر تنها بخشی از ریشه‌های شکل‌گیری خرده‌بینی در مدیریت هستند:

  • مدیر به همکاران خود اعتماد ندارد (خصوصاً در مورد کسانی که طول مدت همکاری با آن‌ها کوتاه است)
  • همکاران، از توانایی‌ها و شایستگی‌های لازم برخوردار نیستند (یا مدیر چنین فکر می‌کند)
  • تجربه‌ی نامطلوب از تفویض اختیار به همکاران پیشین
  • عدم تناسب اختیارات و مسئولیت‌ها در شرح وظایف (مدیر احساس می‌کند مسئولیت نتیجه فقط با اوست و زیرمجموعه به خاطر نتایج منفی بازخواست نمی‌شوند. پس در تفویض اختیار به دیگران، احتیاط می‌کند)
  • سازمان‌هایی که قسمت بالایی هرم آن‌ها چاق است (در چنین سازمان‌هایی تعداد مدیر و ناظر و سرپرست از تعداد کسانی که واقعاً کار می‌کنند بیشتر است و این مدیران، برای این‌که بیکار نمانند، وادار می‌شوند به دخالت‌های افراطی در زیرمجموعه‌ی خود بپردازند)

تبعات مدیریت ذره بینی چیست؟

حدس زدن تبعات این سبک مدیریتی دشوار نیست. به عنوان چند نمونه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • کاهش امید و انگیزه‌ی اعضای مجموعه
  • کاهش خلاقیت در سازمان
  • افزایش حجم فعالیت‌های مدیر و خستگی و فرسودگی او در بلندمدت
  • مدیر فرصت نمی‌کند به مسائل کلان‌تر و خط مشی‌های اصلی سازمان فکر کند و منابع او (وقت و توجه و سایر منابع) درگیر فعالیت‌های خُرد و عملیاتی می‌شود.

راهکارهای روبرویی با پدیده‌ی مدیریت ذره بینی

نخستین نکته این است که بپذیریم که مدیریت ذره‌بینی وجود دارد.

محدودیت در دسترسی کامل به این درس

دوست عزیز.

این درس برای کاربران ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت به عنوان کاربر ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به این مطلب، به سایر بحث‌هایی هم که تحت عنوان رفتار سازمانی مطرح می‌شوند دسترسی پیدا می‌کنید.

همچنین با فعال کردن اشتراک ویژه به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، ما فکر می‌کنیم شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  دوره MBA

 شخصیت شناسی

  کار تیمی

  عزت نفس

تمرین و مشارکت در بحث

آیا شما تجربه‌ی مدیریت ذره بینی را داشته‌اید؟ در جایگاه سرپرست بوده‌اید یا گرفتارِ سرپرستی از این دست؟

چه نکات و تجربیات دیگری را می‌توانید به نکات مطرح شده در این درس بیفزایید؟

در شرکت‌های دولتی و ساختارهای لَخت سنتی که مدیر، نمی‌تواند به سادگی افراد ضعیف و ناشایسته را حذف کند، چه راهکارهایی می‌تواند برای کاهش نیاز به مدیریت ذره بینی وجود داشته باشد؟

در جایگاه کارمند، چه روش‌هایی را می‌توانید برای تغییر سبک ذره‌بینی مدیر خود به کار بگیرید؟

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: سارا حق بین , علی اکبر شاه بهرامی , وحید نقوی , داود شاکری , حسین

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مبانی رفتار سازمانی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مبانی رفتار سازمانی
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری در متمم

24 نکته برای مدیریت ذره بینی چیست؟ (خرده بینی در مدیریت)

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : جواد عزیزان

    ☼ من هم به مانند دوستانم، چندین سال پیش، کار با مدیر ذره بینی را تجربه کرده ام. الان که به آنموقع نگاه می کنم می بینم که  توجه مدیرم به جزئیات در بعضی از جاها، لازم بود و ذره بین گذاشتن اش در بعضی از جاها هم غیر ضروری و همراه با اتلاف وقت. خاطرم هست که او  به خاطر این ویژگی اش، معمولا زمان کم می آورد. فکر می کنم اینکه مدیر همیشه و در همه حال، کنترلر و جزئی نگر باشه در بلند مدت پیامی را با این مفهوم به زیر دستانش ارسال می کند : "شما هم اگر اشتباه کردید بالاخره یک نفر (من) هستم که جلوی این اشتباه شما را بگیرد." این گونه زیر مجموعه مدیر، خیالشون هم راحت می شه و یاد می گیرند که اگر اشتباه کنند بالاخره اشتباهشان اصلاح می شود. به نظرم این اتفاق بیشتر در سازمان های دولتی رخ می دهد. چراکه در سازمان خصوصی، فرد می تواند به راحتی اخراج شود و این کار در سازمان های دولتی ما سخت و تقریبا غیرممکن است.
    ☼ فکر می کنم در سازمان های دولتی- که معمولا گزینه اخراج کارکنان مطرح نیست- بایستی کارکنان، قدرت مدیر و توانایی او در اعمال قدرت را درک کنند. بایستی مدیر همچنانکه رهبریمی کند، طوری رفتار نماید تا کارکنان قدرت مدیر را به رسمیت بشناسند و بدانند که اگر خطایی کنند مدیر حتما به شیوه صحیح و کارآمد برخورد می کند. کارکنان باید بدانند که عملکرد آنان فراموش نمی شود. از طرف دیگر بایستی، انتخاب افراد مناسب برای جایگاه مناسب به درستی صورت گیرد. علاوه بر این، بایستی مدیران، به توانمندسازی کارکنان خود روی بیاورند.
    چند نکته
    - به نظرم یکی دیگر از تبعات مدیریت ذره بینی (علاوه بر موارد مطرح شده در درس)، کاهش قدرت تصمیم گیری کارمندان است. بدین ترتیب چنین کارکنانی در بلند مدت، دچار فوبیای تصمیم شده و شک و تردید در تصمیم گیری همواره با آنها خواهد ماند.
    - به نظرم یکی از دلایلی که باعث می شود مدیر ذره بینی داشته باشیم، انتخاب نادرست او به این سمت است. به عنوان مثال، فرد در جایگاه قبلی اش، عملکرد خیلی خوبی داشته است و صرفا به دلیل عملکرد مناسب اش، به سمت مدیریت ارتقا پیدا کرده است. در حالی که عملکرد فعلی افراد در شغل فعلی، الزاما پیش بینی کننده عملکرد مطلوب آنها در پست دیگر (مدیریتی) نخواهد بود.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .