Menu


مدیران چه می‌کنند؟ نگاهی به رفتار و برنامه مدیران


نگاهی به رفتارها و برنامه روزانه مدیران

در درس گذشته (تعریف مدیریت و وظایف مدیر) با کتاب Managing نوشته‌ی هنری مینتزبرگ آشنا شدیم.

دیدیم که مینتزبرگ در آن کتاب، به تعریف مدیریت و بررسی وظایف مدیران پرداخته است. اما برای این کار، صرفاً به بحث‌ها و تحلیل‌های تئوریک محدود نشده و با حضور در محل کار مدیران، به مشاهد‌ی میدانی فعالیت آن‌ها پرداخته است.

یکی از مهم‌ترین نتایجی که مینتزبرگ به آن دست‌یافته و در کتاب خود مطرح کرده این است که رفتار و فعالیت مدیران در دنیای واقعی با آن‌ چیزی است که بسیاری از ما فکر می‌کنیم و انتظار داریم، تفاوت دارد.

رفتار و برنامه مدیران – انتظارات و واقعیت‌ها

احتمالاً دیده‌اید که چنین مقایسه‌هایی معمولاً با عنوان Fact vs. Fiction یا Facts vs. Myths (افسانه‌ها و خیالات در مقابل واقعیت‌ها) مطرح می‌شوند.

مینتزبرگ هم از عنوان مشابهی استفاده می‌کند: Fact vs. Folklore (واقعیت‌ها در مقابل آن‌چه در ذهن و زبان عامه‌ی مردم رواج دارد).

در ابتدای فصل هم جمله‌ای را قرار داده که به خوبی فضای واقعیت را در برابر انتظارات ایده‌آل ما قرار می‌دهد: من نمی‌خوام خوب انجام بشه؛ فقط برام مهمه که تا سه‌شنبه انجام بشه!

جمله‌ی اول (انجام شدن خوب و درست کار) چیزی است که در کتاب‌ها و کلاس‌ها می‌شنویم و می‌خوانیم؛ اما فریادی که در جلسات و دفتر مدیران می‌شنویم، معمولاً از جنس جمله‌ی دوم است (باید به هر قیمت به مهلت تعیین شده برسیم).

مینتزبرگ توضیح می‌دهد که آن تصویر رویایی که از مدیریت در ذهن بسیاری از مردم وجود دارد، یعنی فردی مانند رهبر اکستر، یا شخصی مرتب و اتوکشیده پشت میز مدیریت، با آن‌چه در دنیای واقعی می‌گذرد تفاوت فراوان دارد.

در دنیای واقعی از آن نظم و ترتیب و شرایطی که کاملاً در کنترل مدیر است، خبری نیست.

اگر فعالیت‌های روزانه مدیران را نگاه کنید خواهید دید که فعالیت آن‌ها اغلب با بی‌قراری و تلاطم، دردسرهای مختلف و البته وقفه‌های مکرر و متعدد همراه است.

مینتزبرگ در ادامه توضیح می‌دهد که حرف‌ها و گزارش مشاهداتش، برای کسی که حتی یک روز در سمت مدیریتی فعالیت کرده تازگی ندارد. اما اگر کسی چنین جایگاهی را تجربه نکرده باشد، ممکن است از این توضیحات تعجب کرده و شگفت‌زده شود.

در ادامه چند مورد از توصیف‌های مینتزبرگ را با هم می‌خوانیم:

محدودیت در دسترسی کامل به این درس

دوست عزیز.

این درس برای کاربران ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت به عنوان کاربر ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به این مطلب، به سایر بحث‌هایی هم که تحت عنوان رفتار سازمانی مطرح می‌شوند دسترسی پیدا می‌کنید.

همچنین با فعال کردن اشتراک ویژه به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، ما فکر می‌کنیم شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  دوره MBA

 شخصیت شناسی

  کار تیمی

  عزت نفس

تمرین و مشارکت در بحث

  تجربه‌ی شما از حرف‌های مینتزبرگ چیست؟ آیا برای نکاتی که مطرح کرده مثال‌هایی دارید؟

  آیا نکات دیگری هست که علاقه‌مند باشید به توضیحات مینتزبرگ بیفزایید؟

  آیا در جایگاه مدیر، مواردی را به خاطر دارید که توانسته باشید از توضیحات و محدودیت‌هایی که مینتزبرگ شرح داده، فاصله بگیرید؟ یا شما هم مثل او، این موارد را جزئی از ذات شغل مدیریت می‌دانید؟

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: وحید چراغی , علیرضا داداشی , علی ستایش , داود شاکری , میترا

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مبانی رفتار سازمانی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مبانی رفتار سازمانی
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری در متمم

11 نکته برای مدیران چه می‌کنند؟ نگاهی به رفتار و برنامه مدیران

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : پیمان اکبرنیا

    سلام به همه دوستان متممی

    مواردی که در این درس ذکر شده رو تجربه کردم و به نظرم کم و بیش برای همه مدیران صادقه. نکات دیگری که می‌تونم به این متن اضافه کنم:

    خوش‌بینی و بدبینی:

    معمولا چیزی که کارکنان و سایر ذی‌نفعان یک مجموعه از یک مدیر می‌بینند، فردی خوش‌بین و با امید به آینده‌ای روشنه. در حالی که معمولا مدیران علاوه بر اینکه به آینده امید دارند و باید این حس رو به دیگران منتقل کنند، در دل خودشون ترس‌های مختلفی دارند و باید یک وجه بدبین هم داشته باشند که خودش رو برای مواجه با بدترین شرایط هم آماده کرده باشه و مدام به فکر این باشه که در صورتی که شرایط بد پیش رفت باید چه کارهایی انجام بده.

    منابع محدود:

    از دید بیرونی معمولا مدیر منابع کافی برای پیشبرد کارش داره و سایر اعضا سازمان فکر می‌کنند اصولا نباید مشکلی برای تامین منابع مختلف (مالی، زمان و ...) وجود داشته باشه در صورتی که یکی از مهم‌ترین کارهای یک مدیر اینه که تصمیم بگیره منابع محدودش رو صرف چه کارهایی کنه و باید قید چه چیزهایی رو بزنه و از چه چیزهایی بگذره.

    اختیار:

    از دید بیرونی معمولا تصور میشه که مدیر یک سازمان اختیارات بسیاری داره و میتونه هر دستوری رو که میخواد صادر کنه و افراد هم باید اون رو اجرا کنند، در صورتی که مدیر باید عوامل بسیاری رو در ذهن داشته باشه و برای هر دستور باید پیچیدگی‌های زیادی رو در نظر بگیره و خیلی وقتها این پیچیدگی‌ها اختیارات واقعی یک مدیر رو خیلی کمتر از تصور بیرونی می‌کنند. مدیر عضوی از یک سیستم پیچیده است (سازمان) و این سیستم پیچیده رفتارهایی داره که همه‌اش برای مدیر شناخته شده نیست. پس مدیر با اینکه سکان کشتی رو در دست داره ولی گاهی اوقات تکون دادن این سکان خیلی سخته یا اینکه با تکون دادن سکان هم مسیر حرکت کشتی عوض نمیشه و باید فکر دیگری کرد.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .