Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu


مدل هفت S مکنزی چیست و چه می‌گوید؟


مدل 7S مکنزی

حدود چهار دهه از مطرح شدن مدل هفت S مکنزی (McKinsey’s 7S Framework) می‌گذرد، اما هنوز در بسیاری از کتاب‌ها به این مدل اشاره می‌شود. به همین علت تصمیم گرفتیم یکی از درس‌های استراتژی متمم را به مدل هفت S اختصاص دهیم.

باور ما بر این است که مدل هفت S قدیمی شده و جایگزین‌های بسیار خوبی برای آن وجود دارد. اما هنوز نکات آموزنده‌ای در دل این مدل وجود دارد که پرداختن به آن را توجیه می‌کند.

بنابراین درس حاضر از سه بخش اصلی تشکیل شده است:

  • معرفی و بررسی تاریخچه مدل ۷S مکنزی
  • بررسی و تشریح پیام کلیدی مدل هفت S
  • بررسی نقاط ضعف این مدل

مدل هفت S مکنزی چگونه شکل گرفت؟

در ابتدای دهه‌ی هشتاد میلادی،‌ یعنی حدود چهار دهه قبل، چند نفر از جمله تام پیترز (Tom Peters)، رابرت واترمن (Robert Waterman)، ریچارد پاسکال (Richard Pascale) و آنتونی آتوس (Anthony Athos) بحثی تحت عنوان چارچوب هفت S را برای تجزیه و تحلیل سازمان‌ها و عارضه‌یابی آن‌ها مطرح کردند.

این کار ابتدا توسط تام پیترز و رابرت واترمن با انتشار مقاله‌ای در نشریه‌ی Business Horizon انجام شد. آن‌ها در مقاله‌ای با عنوان  Structure is not organization تأکید کردند که یک سازمان، فراتر از چارت سازمانی آن است و اگر می‌خواهیم یک سازمان را بشناسیم، باید مولفه‌های متعددی را در آن مدل نظر قرار دهیم.

تام پیترز و واترمن هفت مولفه را مطرح کردند و این مولفه‌ها را به‌گونه‌ای انتخاب کردند که همه‌ی آن‌ها مانند خودِ Structure با حرف S شروع شود:

  • Structure
  • Strategy
  • Systems
  • Skills
  • Staff
  • Style
  • Shared Values (ابتدا نوشته بودند: Super-ordinate Goals)

اما این برای فراگیر شدن مدل هفت S کافی نبود. پاسکال و آتوس حدود یک سال بعد، کتابی با عنوان هنر مدیریت ژاپنی نوشتند و در آن ۳۴ شرکت ژاپنی را بررسی کردند تا ببینند علت رشد آن‌ها چیست (پیش از این هم گفته‌ایم که ژاپن، دغدغه‌ی دهه‌ی هشتاد و نود میلادی در آمریکا بوده است. درست همان‌طور که الان چین دغدغه‌ی آمریکا و بسیاری از کشورهاست).

نویسندگان آن کتاب معتقد بودند که با عینکِ هفت S توانسته‌اند تفاوت شرکت‌های ژاپنی و آمریکایی را بهتر درک کنند.

سال بعد هم خود پیترز و واترمن کتاب پرفروش در جستجوی برتری (In Search of Excellence) را نوشتند و این کتاب پرفروش، مدل هفت S را کاملاً‌ جا انداخت و فراگیر کرد.

البته نباید فراموش کنیم که آن زمان پیترز و واترمن در مکنزی کار می‌کردند و استفاده‌ از این مدل در مکنزی چنان گسترده بوده که ما امروز آن را به عنوان مدل هفت S مکنزی می‌شناسیم.

هر یک از این هفت S در مدل مکنزی به چه معناست؟

محدودیت در دسترسی کامل به این مجموعه درس

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های استراتژی و تفکر استراتژیک برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به این درس‌ها، به درس‌های متنوع دیگری نیز دسترسی خواهید داشت که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های متمم

شاید برایتان جالب باشد که بررسی‌های ما نشان داده در میان دوستان متممی، کسانی که به استراتژی و تفکر استراتژیک علاقه‌مند بود‌ه‌اند، برای مطالعه‌ی درس‌های زیر هم وقت گذاشته‌اند:

مشاوره مدیریت | کوچینگ | کارآفرینی | کار تیمی | مدیریت تعارض

  مدل ذهنی  |  تفکر سیستمیتصمیم گیری | مدیریت منابع | گزارش نویسی

ارزش آفرینی | سیستمهای کنترل مدیریت | مدل کسب و کار |‌ دیجیتال مارکتینگ

  دوره MBA (پیگیری منظم مجموعه درس‌ها)

اگر با فضای متمم آشنا نیستید و دوست دارید درباره‌ی متمم بیشتر بدانید، می‌توانید نظرات دوستان متممی را درباره‌ی متمم بخوانید و ببینید متمم برایتان مناسب است یا نه. این افراد کسانی هستند که برای مدت طولانی با متمم همراه بوده و آن را به خوبی می‌شناسند:

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    توحید فتحی ، سامان عزیزی ، نرگس روزبهانی ، عقیل تقی زاده ، سینا احمدی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری استراتژی کسب و کار به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه استراتژی کسب و کار
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

۶ نظر برای مدل هفت S مکنزی چیست و چه می‌گوید؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : گروه متمم

    واضح است که نقد مدل، تا حدی سلیقه‌ای است و ممکن است نقدی که ما مطرح می‌کنیم، به مذاق شما خوش نیاید.

    در این نکته که مدل قرار نیست الزاماً پیش‌بینی کننده باشد، با شما هم‌نظریم. چنان‌که در یک درس کامل، به تفاوت مدل و تئوری و قانون پرداخته‌ایم و در آن‌جا همین نکته را مطرح کرده‌ایم.

    اما شاید اگر فرصت کنید و دو کتاب The Art of Japanese Management و In Search of Excellence را مطالعه بفرمایید، فاصله‌ی دیدگاه شما با ما کمتر شود.

    چون در هر دو کتاب به شکلی با این مدل برخورد شده که انگار، مدل «موعود» از راه رسیده و قرار است آن‌چه را که مدل‌های دیگر ندیده‌اند و نتوانسته‌اند ببینند،‌ ببیند و بفهمد و توضیح دهد.

    چگونه می‌توان ادعا کرد که تمام موفقیت شرکت‌های ژاپنی و تمام موفقیت شرکت‌های آمریکایی صرفاً بر اساس نقاط قوت داخلی آن‌ها بوده و هیچ فاکتور بیرونی در هیچ جا تحت هیچ شرایطی بر موفقیت موفق‌ها و شکست شکست‌خوردگان تأثیر نداشته است.

    اگر چنین کتاب‌هایی نوشته نشده بود و مدل مکنزی صرفاً در حد مدل باقی مانده بود، ما هم گلایه‌ای نداشتیم که این مدل فاکتورهای بیرونی را نمی‌بیند. هیچ ایرادی هم نداشت که مدل، صرفاً روی بخشی از فاکتورهای موفقیت صرف‌نظر کند.

    اما متاسفانه چنین کتاب‌هایی نوشته شده و چنین ادعاهایی مطرح شده است.

    ضمن این‌که به هر حال، نمی‌شود کاسه‌ی داغ‌تر از آش شد و می‌دانیم که خود مکنزی هم سال‌هاست گزارشی را بر پایه‌ی مدل 7S بیرون نداده و به سراغ مدل های دیگر رفته است.

    بنابراین می‌توان گفت این مدل، به رغم طرفداران پر و پا قرصی که در ایران دارد، زمین بازی را به مد‌ل‌های دیگر Alignment (از جمله BSC و Strategy Map) باخته است.

    اگر مسئله فقط در حد هم‌پوشانی بود، هنوز هم این مدل جایگاه خود را حفظ کرده بود و به سادگی کنار گذاشته نمی‌شد.

    اگر شما جایی در گزارش‌ها و تحلیل‌های مکنزی دیده‌اید که طی دهه‌ی اخیر از این مدل استفاده کرده باشند، خوشحال می‌شویم آن را برای ما بفرستید تا متن درس را تکمیل کنیم.

     
    تمرین‌ها و نظرات ثبت شده روی این درس صرفاً برای اعضای متمم نمایش داده می‌شود.
    .