Menu

گردهمایی توسعه مهارتهای فردی متممی ها
پنجشنبه ۲۶ مرداد ماه از ساعت ۸:۲۹ تا ۱۹:۰۰ – مرکز همایشهای بین المللی دانشگاه شهید بهشتی




مدل ذهنی- درس ۵ – مثال ساده‌ای از مفهوم پردازی: لوطی گری و درویشی


نظام شخصیت در ایران - شخصیت شناسی ایرانی

در درس قبلی مدل ذهنی، در مورد مفهوم پردازی حرف زدیم. در مورد تفاوت کلمه و مفهوم و ساختار مفهومی صحبت کردیم و قرار شد برای درک بهتر این حوزه، مثالهایی را هم با هم مرور کنیم.

آنچه به عنوان مثال برای شما انتخاب کرده‌ایم از مقدمه کتاب «بررسی تجربی نظام شخصیت در ایران» اقتباس شده است. این کتاب که در حوزه جامعه شناسی توسط استاد بزرگوار جناب آقای مسعود چلبی تالیف گردیده است، گزارشی از یک تحقیق علمی دقیق بر روی نظام شخصیت مردم ایران با تکیه بر مطالعه بیش از دو هزار نفر ایرانی بالای هفده سال، از پنج شهر اصلی ایران است.

موضوع اصلی کتاب، فراتر از حوصله و تخصص ما در متمم است. اما تحلیلی که از لوطی گری و درویشی، در مرور تحقیقات این کتاب ارائه شده، می تواند به درک بهتر مفهوم پردازی، آنچنانکه مد نظر متمم است، کمک کند.

مسعود چلبی، گزارش خود را با مروری بر تحقیقات تجربی قبلی درباره منش ایرانی آغاز می‌کند. او به مفهومی مانند «لوطی گری» و «درویشی» به عنوان  مولفه‌های شخصیتی قابل سنجش در فرهنگ ایرانی اشاره می‌کند.

 لوطی گری و درویشی اگر در همین حد به کار برده شوند، چیزی بیش از دو واژه نیستند. اما می‌توان با تعریف صفات زیر مجموعه‌ی آنها، از این دو واژه دو ساختار مفهومی ایجاد کرد:  

divider-1

لوطی گری را می‌توان با رفتار برونگرایانه آن شناخت. همچنانکه در مقابل، درویشی چیزی از جنس درونگرایی در خود دارد.

لوطی گری را می‌توان با هیجانات شدید و ابراز آنها شناخت. اما درویشی، با آرامش و متانت آن شناخته می‌شود.

لوطی گری، در ذات خود تعارفات تحت اللفظی دارد و بخشی از سنت آن است. در حالی که درویشی فروتنی و پرهیز از تعارفات را در خود دارد.

لوطی گری، ولخرجی کردن و بخشنده بودن را بخشی از هویت خود می‌داند. اما درویشی، به دوری از مادیات و صرف نظر از آن می‌پردازد.

لوطی، خود را به رسمیت می‌شناسد و از خودگذشتگی می‌کند. اما درویش، به انکار خویشتن می‌پردازد.

مقایسه‌های مطرح شده، همچنان ادامه دارد.

divider-2

حالا یک بار دیگر به «لوطی گری» و «درویشی» فکر کنید. این واژه‌ها اکنون کمی بیشتر از یک «واژه» هستند. آنها به تدریج به یک ساختار مفهومی تبدیل می‌شوند. طبیعی است که حالا باید هیجانات شدید و ابراز هیجان، آرامش و متانت، فروتنی، ولخرجی، دوری از مادیات و …، خود به عنوان یک مفهوم تعریف شوند و سپس با طراحی ابزارهای خاص (پرسشنامه یا هر ابزار دیگر) به متغیری قابل سنجش تبدیل شوند.

 مسعود چلبی در ادامه تحقیق خود، به مطالعه شخصیت انسان و در پی آن، تحلیل ساختار شخصیت یک جامعه انسانی می‌پردازد. طبیعی است که مفهوم پردازی برای تحلیل ساختار شخصیت ایرانی، چیزی در حجم یک کتاب است و فراتر از آن است که در اینجا نقل شود.

طبیعی است که منظور ما از اشاره به این کتاب و این تحقیق در اینجا، ارائه گزارشی از ساختار شخصیت ایرانی یا حتی مرور منش‌های لوطی گری و درویشی نیست. چرا که چنین مطالعه‌ای، تخصص مرتبط و پیش زمینه علمی می‌طلبد. بلکه این گزارش، تاکیدی بر آن چیزی است که در درس قبلی مدل ذهنی توضیح دادیم:

اینکه تحلیل و اظهار نظر و بررسی وضعیت موجود و تعیین راهکار مطلوب، برای کسی که در هر یک از حوزه‌های علوم انسانی فعالیت می‌کند، اگر به شکل غیردقیق و غیرعلمی انجام شود، بیش از اینکه یک توصیه و تحلیل علمی باشد، سالادی از کلمات مدیریتی خواهد بود.

حالا که بحث این درسمان کمی سخت و سنگین شد، اجازه دهید درس را به نقل پاراگرافی از گفته‌های همین محقق در مقدمه کتاب بررسی تجربی نظام شخصیت در ایران، به پایان ببریم:

chalapi-power-position

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری مدلهای ذهنی به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

60 نکته برای مدل ذهنی- درس ۵ – مثال ساده‌ای از مفهوم پردازی: لوطی گری و درویشی

     
    دوست گرامی مشاهده دیدگاههای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .