Menu


پرورش تسلط کلامی – ظرافت‌های کلامی: درباره سرمایه (۵)


پرورش تسلط کلامی

در ادامه سلسله درس‌های پرورش #تسلط کلامی، این بار می‌خواهیم به سبک درس‌های گذشته که به تفاوت‌های ظریف کلمات توجه کردیم، به تفاوت واژه‌های پول، مال، دارایی، ثروت، سرمایه و سایر کلمات مشابه بپردازیم.

با توجه به اینکه کلمات دیگری هم در این خانواده قرار می‌گیرند و ضمناً این کلمات، از جمله مواردی هستند که تفکیک آنها، صرفاً بر اساس ریشه‌ی لغوی‌شان کافی نیست و ادبیات و فرهنگ اجتماعی ما هم، در پشت هر یک از آنها، داستان‌ها و باورها و اصول و ارزش‌های زیادی را گنجانده است، تصمیم گرفتیم از همه‌ی دوستانمان در این زمینه کمک بخواهیم و نکاتی را که به ذهن شما و سایر عزیزان متممی می‌رسد، گردآوری کنیم.

این درس و درس آینده، با استفاده از نظرات و دیدگاه‌های دوستان متممی، تنظیم و تدوین شده است.

ایده‌ی اولیه‌ی این مقایسه را خانم شیوا مژدهی در تمرین درس عادتهای کلامی مطرح کردند و البته خودشان هم، آن بحث را تکمیل نکردند!

نمایش کامل این مطلب برای کاربران آزاد فعال و کاربران ویژه متمم که حامی این پروژه هستند انجام می‌شود. کاربر آزاد فعال کسی است که حداقل بیست کامنت علمی با رعایت سیاست‌های کامنت‌گذاری متمم در این سایت داشته باشد. اگر هنوز کاربر آزاد متمم نیستند برای اطلاعات بیشتر، لطفاً به این صفحه مراجعه نمایید. اگر علاقمند هستید که شما هم از متمم حمایت کنید می‌توانید به این صفحه مراجعه کنید و به عنوان کاربر ویژه ثبت نام کنید.

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری پرورش تسلط کلامی به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

142 نکته برای پرورش تسلط کلامی – ظرافت‌های کلامی: درباره سرمایه (۵)

    تمرین برتر به انتخاب متممی ها در این درس (تا این لحظه)

    نویسنده تمرین : فرزانه ایپکچی

    متن تمرین :

    سلام
    با توجه به تعاریفی که دوستان در کامنت ها مطرح کردند و همینطور مطالب دیگری که مطالعه کردم احساس کردم مفاهیم ذکر شده می توانند در نموداری مطابق شکل زیر جای داده شوند:

    پیش از این از تفاوت دو واژه ی ثروت و سرمایه  چیزی سر درنمی آوردم، و اینکه فکر می کردم سرمایه تنها همان ثروتی است که مولد باشد و خود تولید ثروت کند اما متوجه شدم خیلی چیز ها هستند که سرمایه های ما هستند اما الزاما ثروت ما تلقی نمی شوند، ثروت تثبیت شده تر است، نسبت به آن مالکیت داریم و خیلی راحت از بین نمی رود.
    افراد خوب و با تجربه ای که در کنار ما هستند ثروت ما محسوب نمی شوند، چون مالکیتی نسبت به آنها نداریم. اما آن ها سرمایه های ما هستند که می توانند منجر به تولید ثروت شوند، ثروتی از جنس دارایی های انسانی، از جنس تجربه و از جنس حرف های خوب.
    متمم و دوستان متممی هم ازهمان سرمایه های خوب محسوب می شوند.
    در اقتصاد سرمایه را اینگونه تعریف می کنند: مجموع دارایی ها منهای بدهی ها
    وقتی خواستم این را مطابق زندگی روزمره تعریف کنم یاد زمان وعمرافتادم، بزرگترین سرمایه ی زندگی، خود زنده بودن و عمر  ما است، که در مورد خودم اغلب به عنوان بدهی تلقی می شود و آن را از دست می دهم بدون آن که به تولید ثروت بیانجامد.
    همانطور که دکتر مجتبی کاشانی در قصیده ی دوهزار می گویند:
    قرن ها گرچه طلبکار جهانیم ولی، ما بدهکار جهانیم در این قرن چه باید بکنیم؟
    با توجه به این نکته فکر می کنم تا وقتی نفسی می آید همه ی ما ناگزیر سرمایه دار هستیم، اما این که ثروتمند باشیم یا نه را خیلی مواقع خودمان تعیین می کنیم، و بسیاری مواقع خودمان را از ثروت داشتن محروم می کنیم.
     
    خیام در این باره دوبیتی زیبایی دارد:

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .