Menu


مالیات بر گناه | آیا مالیات گناه می‌تواند یک راهکار اثربخش باشد؟


مالیات گناه

مالیات بر گناه یا Sin Tax یک اصطلاح در حوزه‌ی اقتصاد و سیاست‌گذاری است که حتی اگر قبلاً به گوش‌تان نخورده باشد، احتمالاً مصداق‌هایش را دیده‌اید و تجربه کرده‌اید.

مالیات بر گناه حداقل چهار یا پنج قرن قدمت دارد و از پادشاهان تا متخصصان اقتصاد رفتاری نقش مهمی در توسعه و ترویج آن ایفا کرده‌اند.

پیش از این‌که به ادامه‌ی درس بپردازیم، لازم است توضیح دهیم که این مفهوم در یک قرن اخیر – به علتی که در ادامه خواهیم گفت – اصطلاحاً مالیات پیگویی یا Pigouvian Tax نیز نامیده می‌شود.

این را هم بگوییم که تا کنون، نویسندگان و تحلیل‌گران بسیاری درباره‌ی مالیات گناه مقاله و جستار نوشته‌اند. اما در میان آن‌ها کار مایکل تام (Michael Thom) جامع‌تر و چشمگیرتر بوده است. او در دو کتاب با عنوان Tax Politics و Taxing Sin به این بحث پرداخته و تاریخچه و تبعات این ابزار سیاست‌گذاری را بررسی کرده‌ است.

بخش قابل توجهی از آن‌چه در این درس می‌خوانید نیز از گفته‌های او در این دو کتاب اقتباس شده است.

مالیات بر گناه | یک تعریف ساده

مالیات بر گناه را به ساده‌ترین شکل می‌توان چنین تعریف کرد:

دخالت دولت در خرید و مصرف محصولات یا انجام رفتارهایی که دولت معتقد است بهتر است شما آن محصولات را نخرید یا آن رفتارها را انجام ندهید.

این دخالت در قالب وضع مالیات انجام می‌شود.

به عنوان یک مثال ساده، می‌دانیم که مصرف سیگار برای سلامتی انسان‌ها (چه مصرف‌کننده و چه اطرافیان او) مضر است. فرض کنید دولت اعلام کند کسانی که سیگار می‌کشند باید مبلغ مشخصی را به عنوان مالیات به دولت پرداخت کنند و این مبلغ مستقیماً روی قیمت پاکت سیگار از مصرف‌کننده گرفته می‌شود.

مدافعان مالیات بر گناه معتقدند که این ساز و کار می‌تواند دو دستاورد مهم داشته باشد. نخست این‌که مصرف سیگار را کاهش می‌دهد. دیگر این‌که این درآمد مالیاتی از طریق دولت به جامعه بازمی‌گردد و به عنوان بخشی از بودجه‌ی عمومی می‌تواند صرف رفاه یا زندگی بهتر مردم شود. حتی چه بسا دولت تصمیم بگیرد این درآمدها را به شکل مستقیم به حوزه‌ی سلامت اختصاص دهد و مثلاً با آن‌ها بیمارستانی برای بیماران ریوی بسازد.

مالیات بر گناه

تاریخچه مالیات بر گناه

محدودیت در دسترسی کامل به این درس

دوست عزیز.

دسترسی کامل به این درس برای کاربران ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت به عنوان کاربر ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به این مطلب، به سایر بحث‌های مرتبط با روانشناسی پول هم دسترسی پیدا می‌کنید.

همچنین با فعال کردن اشتراک ویژه به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، ما فکر می‌کنیم شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  تاریخچه پول

  خودشناسی | شخصیت شناسی

  سواد مالی کودکان و نوجوانان

  افزایش عزت نفس | مذاکره | تصمیم گیری

تمرین و مشارکت در بحث

دیدگاه شما در مورد مالیات گناه چیست؟ آیا آن را می‌پسندید؟ یا ترجیح می‌دهید منافعش را به خاطر مضرات احتمالی کنار بگذارید؟

اگر تا حدی موافق این دیدگاه هستید، چه مواردی را برای اعمال چنین مالیاتی مناسب می‌دانید؟

آیا روش‌هایی به ذهن‌تان می‌رسد که خطرات و ریسک‌های احتمالی این سیاست را کاهش دهد؟

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    داریوش سنقری ، امین ، erfan ، مصطفی اصفهانی ، محمد مسکاسبی نیا

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مبانی روانشناسی پول به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مبانی روانشناسی پول
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری در متمم

18 نکته برای مالیات بر گناه | آیا مالیات گناه می‌تواند یک راهکار اثربخش باشد؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : یوسف شیخه

    یکی از نکات منفی که در مورد وضع مالیات بر گناه به چشم میخوره اینه که وقتی مردم برای کار نامطلوبی که انجام میدن مالیات میدن رفته رفته احساس گناه و عذاب وجدانشون از بین میره و این طور رفتارشون رو توجیه میکنن که پولش رو میدن.
    مثلا فردی شاید در حالت عادی در مکان های عمومی یا وقتی که افراد دیگری کنارش هستن رعایت کنه و سیگار نکشه ولی اگر مالیات برای سیگار کشیدن وضع بشه احتمالا این فرد سیگار کشیدن رو حق خودش بدونه و خیلی راحت تر توی مکان های عمومی سیگار بکشه با این استدلال که براش مالیات دادم.
    دن اریلی توی کتاب predictably irrational یه داستانی رو تعریف میکنه که به این بحث مرتبطه:
    توی یکی از مهدکودک ها در اسرائیل برای اینکه والدین بعد از تعطیل شدن مهد کودک زودتر به دنبال بچه هاشون بیان و کارکنان مهدکودک مجبور نباشند خیلی منتظر بمونند، برای تاخیرها جریمه تعیین کرد و به ازای هر چند دقیقه تاخیر مبلغ مشخصی رو تعیین کرده بودن به امید اینکه این جریمه ها باعث بشه که والدین کمتر تاخیر داشته باشند ولی بعد از مدتی متوجه شدند که میانگین مدت زمان تاخیرها نه تنها کمتر نشده بلکه نسبت به قبل افزایش قابل توجهی داشته، چون قبلا والدین که تاخیر می کردن و میدیدن که مربی ها به خاطر اونها معطل شدن احساس شرمندگی و گناه داشتن و سعی می کردن کمتر تاخیر داشته باشند اما بعدا همچین احساسی نداشتند چون جریمه می دادند.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .