Menu


مارک تواین: شخصی که وجود نداشته است


مارک تواین - نجف دریابندری

قبلاً در #پاراگراف فارسی متمم، به بهانه های مختلف به سراغ مترجم پرکار و نامدار کشورمان، نجف دریابندری رفته‌ایم.

یک بار حرفهای او را در مورد سابقه ترجمه در زبان فارسی خواندیم و بار دیگر هم، قسمتی از کتاب از این لحاظ را با هم مرور کردیم که در آن، مصاحبه‌ای با دکتروف را ترجمه و نقل کرده بود.

این بار بخش کوتاهی از مقدمه‌ی نجف دریابندری بر کتاب سرگذشت هکلبری فین را می‌خوانیم.

کتابی که در فارسی هم ترجمه‌های متعددی از آن وجود دارد و روایت‌های مختلفی از آن را هم در قالب کارتون و فیلم دیده‌ایم.

دریابندری در مقدمه‌‌ی کتاب سرگذشت هکلبری فین کمی در مورد خود مارک تواین صحبت کرده است.

البته در میان فارسی زبانان رایج است که نام او را توآین می‌خوانند و به همین علت دریابندری اصرار دارد که آن را مارک توین بنویسد یا تواِین خوانده شود.

ما در این میان، همان تواین می‌نویسیم که آنها که توآین می‌خوانند آزار نبینند و آنها هم که تواِین می‌گویند بتوانند به همان شیوه‌ی درست، تلفظ کنند و ادامه دهند. 

البته شخصی به نام مارک تواین وجود نداشته است، نه تنها به این معنی که می‌دانیم مارک تواین نام مستعار نویسنده‌ای است به نام سمیوئل لنگهورن کلمنز که در پایان قرن نوزدهم مشهورترین چهره‌ی ادبی آمریکا شمرده می‌شد،

بلکه چون آن داستان سرای شوخ و شیرین‌کاری که ما به نام مارک تواین می‌شناسیم در حقیقت نوعی شخصیت ساختگی است.

کمابیش نظیر نقشی که در نمایشی به بازیگری واگذار می‌کنند…

سم کلمنز پیش از رفتن به غرب زندگی عادی یک جوان جنوبی جویای نام را گذرانده بود.

رفتن به غرب در اصطلاح آمریکای آن زمان، گاه به معنای یاغی شدن یا حتی سر به صحرا نهادن نیز بوده است…

نویسنده نام آور پایان قرن نوزدهم سالهای سازنده‌ی زندگی‌اش را در کنار آن رود پهناور گذراند، که پیش از کشیده شدن خط آهن، شاه‌راه کسب و کار غرب آمریکا بود و در دامن طبیعت وحشی بسیار زیبایی که حتی در آن دوران هم، نصیب هر کودکی نمی‌شد.

در آن دوران، کشور آمریکا در حال پدید آمدن بود. در جنوب، رسم برده داری هنوز برقرار بود، اما آثار انقلاب صنعتی دوردست اروپا و شرق آمریکا رفته رفته پدیدار می‌شد…

اما این دوران چندان دوام نداشت.

زیرا سم فقط دوازده ساله بود که پدرش درگذشت و برادر بزرگش، که روزنامه نگار شهرستانی خرده پا و ناموفقی بود، او را در چاپ‌خانه‌ی روزنامه خود به شاگردی و حروف چینی گماشت.

بسیارند مردان برجسته‌ای که در قرن نوزدهم آمریکا و اروپا، تحصیلات خود را در چاپ‌خانه‌ها انجام دادند.

سم کلمنز نیز پس از ده سال حروف چینی، جوان چیزخوانده‌ای به شمار می‌رفت.

در واقع او یک دوره ادبیات انگلیسی و تاریخ و جغرافیا و حتی علوم و فلسفه را در چاپخانه دیده بود…

***

سم کلمنز در شمار شوخی سازان غرب درآمد… پیش از آن شاید در هیچ کجای دنیا چنین حرفه‌ای دیده نشده بود.

این زاییده شرایط بسیار دشوار زندگی در مرزهای غرب آمریکا بود.

در سرزمین‌هایی که یک گام بعد از آن، انسان با مخاطرات طبیعت وحشی و با تیر و تبر قبایل به جان آمده‌ی سرخ‌پوست رو به رو می‌شد.

شوخی ساز آدمی بود که مانند نعل بند و دندان کش، همراه جماعت حرکت می‌کرد.

ظاهراً جامعه‌ی مرزنشین برای نگهداری تعادل روانی خود، به کسانی نیاز داشت که بتوانند از شرایط توان‌فرسای زندگی، تعبیر تحمل پذیری ارائه کنند.

به این ترتیب در خطه‌ی غرب، هر نوع استعداد شاعری و داستان‌سرایی به صورت قریحه‌ی طنز و هزل در می‌آمد. آنچه در ادبیات آمریکا، طنز غربی نامیده‌ می‌شود.

***

این نام [مارک تواین] را کلمنز در سال ۱۸۶۲ روی خود گذاشت و نوشتن تجربه های رنگارنگ زندگی غرب و جنوب را به زبان شوخی و طنز آغاز کرد.

کلمات مارک تواین اصطلاح ملوانان می سی سی پی بود. به معنای نشانه‌ی دوم:

هنگام نزدیک شدن کشتی به ساحل همیشه یک ملوان از روی دماغه‌ی کشتی شاغولی به آب می‌انداخت و ژرفای آب را اندازه می‌گرفت و تا زمانی که آب، دو بالا [واحد] ارتفاع داشت و خطر به گل نشستن کشتی در پیش نبود دم به دم فریاد می‌کشید: مــــــــــــــارک تواین. مــــــــــــــــــــارک تواین.

این صدایی بود که در بندرهای رودخانه‌ی می سی سی پی مدام به گوش می‌رسید.

 
 

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

14 نکته برای مارک تواین: شخصی که وجود نداشته است

    تمرین برتر به انتخاب متممی ها در این درس (تا این لحظه)

    نویسنده تمرین : شهرزاد

    متن تمرین :

    * این جمله از مارک تواین رو خیلی دوست دارم: "تا وقتی که حقیقت، فرصت کند بند کفش هایش را ببندد و به راه بیفتد، دروغ، دنیا را دور زده و برگشته است."

    * با توجه به اینکه مارک تواین، یک شوخی ساز بوده، میخواستم یه شوخی کوچیک هم باهاش بکنم. اینکه، حالا اسم دقیقش خیلی مهم نیست. میخواد مارک تو«این» باشه، یا مارک تو«آن»! :)

    * شاید براتون جالب باشه که عکسی از مارک تواین رو به همراه خانواده اش ببینین:


    source: www.marktwainhouse.org
    * مرکزی هم در آمریکا وجود داره، به نام: خانه و موزه ی مارک تواین که ماموریت خودش رو ترویج فرهنگ قدردانی از میراث مارک تواین به عنوان یکی از بزرگترین چهره های فرهنگی ملت شون میدونه و وقتی این سایت و فعالیتهای خوبش رو دیدم، به این فکر میکردم که چقدر خوب میشد اگر ما هم میتونستیم نظیر چنین کارهای خوب و ارزشمندی رو برای بزرگان فرهنگی و هنری و ادبی کشور خودمون انجام بدیم.

    یکی از کارهایی که این مرکز انجام میده، برگزاری تورهای بازدید از خانه ای است که کلمنز یا همون مارک تواین در خلال سالهای 1874 تا 1891، به همراه خانواده اش در اونجا زندگی میکرده. یعنی این خونه:


    source: www.marktwainhouse.org

    و نکته ی خیلی جالب دیگه به نظرم، کلاس ها و workshop ها (کارگاه های آموزشی) یی بود که این مرکز در کتابخانه ی خود مارک تواین، برای نوشتن، و داستان نویسی و ایجاد رابطه ی نزدیک تر بین کودکان و نوجوانان و بقیه ی آدمها با کتابها و میراث او برگزار میکنه.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .