Menu


فرض شتابزدگی مخاطب در استراتژی محتوا


استراتژی محتوا

همه‌ی ما احساس می‌کنیم که حوصله‌ی مخاطب در فضای دیجیتال امروزی، به صورت پیوسته رو به کاهش است. شواهد و قرائن هم چنین تغییری را تایید می‌کنند.

اگر با استفاده از الکسا، نگاهی به متوسط مدت زمان حضور کاربران در سایت‌ها داشته باشیم نتایج جالبی را می‌بینیم. مدت زمان ماندگاری کاربران در سایت‌های معتبر خبری مانند Time کمتر از سه دقیقه است. این زمان در فرهنگ ما هم چندان طولانی نیست. مدت زمان ماندن کاربران در سایت‌هایی مثل عصر ایران و تابناک، و حتی سایت‌های آموزشی و عرضه محتوا نظیر متمم، حدود هفت تا ده دقیقه است.

با این فرض، آیا استراتژیست محتوا، باید همیشه بی‌حوصله بودن و شتابزده بودن مخاطب را به عنوان یک فرض قطعی در نظر بگیرد؟

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

با توجه به آمارهای بالا و سایت‌هایی که معرفی شدند، شاید سایت‌هایی مانند www.medium.com که برای هر مطلب، مدت زمان مورد نیاز را هم می‌نویسند، تمام مخاطبان دنیای دیجیتال را خوشحال نکنند! اما جزییات دقیق‌تر و نحوه استفاده از این نگرش در تدوین و تحویل محتوا را به صورت بسیار دقیق و مستقل، مورد بحث قرار خواهیم داد.

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری استراتژی محتوا به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

35 نکته برای فرض شتابزدگی مخاطب در استراتژی محتوا

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : هیوا

    مخاطب علاوه بر اینکه شتابزده ست،
    احتمالاً چندین تب را همزمان باز کرده است و بین این تب ها در رفت و آمده!
    احتمالاً خسته ست و در ساعاتی که کارایی ذهنی پایینی داره، به دنیای مجازی پناه آورده،
    شایدم هم برای فرار از کار دیگری با برای تلف کردن وقت مشغول وبگردی شده.
    به علاوه مخاطب این گزینه رو داره که با یک کلیک و در کمتر از یک ثانیه کار سرگرم‌کننده‌تری مثل رفتن به فسیبوک، دین یک کلیپ جالب و یا گوش دادن به موزیک رو انتخاب کنه. با شناختی که از انسان داریم میدونیم که چنین حق انتخابی چقدر با اهداف درازمدت انسان و کارایی(مثلاً گذراندن دوره MBA متمم با نمره A) او منافات داره.
    نتیجه اینکه شناخت ذهنیت و رفتار کاربر اینترنتی برای اتخاذ استراتژی محتوا اهمیت حیاتی داره. مدل‌های دنیای واقعی، حس و شهود ما در این زمینه خیلی به درد نمیخوره و میتونه گمراه‌کننده باشه. بیش از هرچیزی به آزمایش وجمع‌آوری و تحلیل داده و همینطور داشتن مدل‌های کارآمد برای شناخت مخاطب محتوا نیاز داریم.
    پ.ن: شاید کتابهای Data Mining که محمدرضا داشت میخوند، در راستای همین هدف باشه ;)

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .